حماسه دوباره خس و خاشاک ؛ این بار در همایش آبخیزداری شهری تهران!

جمعه ۱۲م تیر ۱۳۸۸

حماسه خس و خاشاک در ایستگاه مترو میدان امام خمینی تهران!

      جمال قدوسی را اهالی آبخیزداری به خوبی می‌شناسند. یادش به خیر در تابستان ۱۳۷۱ به همراه اکبر زرگر دوست‌داشتنی – که حالا مدتهاست ساکن یکی از پرآب‌ترین کشورهای جهان «کانادا» شده است – مآموریتی از او گرفتم برای پروفیل‌برداری از بستر آبراهه‌های موجود در آبخیز جفتی فیله خاصه میانه با استفاده از دوربین تئودولیت. او آن زمان، رییس بخش تحقیقات حفاظت خاک و آبخیزداری بود و من کارشناس صفر کیلومتر بخش! وقتی وارد فیله خاصه شدم، تازه دریافتم که اینجا یک بدلند واقعی است و هزاردره هم برای توصیفش کافی نیست. با این وجود، به مدد حضور زرگر آن ۱۵ روزی را که در فیله خاصه ماندم و پروفیل‌برداری کردم، یکی از شیرین‌ترین و پرخنده‌ترین سفرهای کاری‌ام به شمار می‌آید …

دکتر جمال قدوسی در حال تشریح حماسه خس و خاشاک در همایش آبخیزداری شهری!

     آن روزها گذشت و جمال قدوسی هم از پیش ما رفت و دکترا گرفت و بازنشسته شد؛ اما همچنان به تدریس در دانشگاه ادامه می‌دهد … و مهم‌تر آن که کماکان شوخ‌طبعی خود را حفظ کرد تا به عنوان سخنران، روز چهارشنبه گذشته در نخستین همایش آبخیزداری شهری پشت تریبون قرار گرفت. عنوان سخنرانی دکتر قدوسی «تحلیل راهبردها، امکانات و روش‌های استحصال آب با رویکرد آبخیزداری شهری» بود. در فرازی از سخنرانی‌اش، وی گفت: بر خلاف آنچه اغلب در شهرداری‌ها اتفاق می‌افتد، وظیفه‌ی نیروهای خدماتی شهرداری آن نیست که  تا بارانی آمد و آبی جاری شد، بلافاصله آن آب را به سمت کانالی هدایت کرده و از شهر خارج کنند. اتفاقاً باید کوشید تا سرعت حرکت آب را کم کرده و به آن مجال داد تا در مکان‌های مناسب در زمین فرو رود و بدین‌ترتیب سفره‌های آب زیرزمینی شهر تغذیه و تقویت گردد و به همین دلیل، موانعی مانند خس و خاشاک می‌توانند در این مهم به خوبی عمل کرده و سرعت حرکت روان‌آب‌های شهری را کند کنند!
      کاش در تالار اجتماعات مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌بودید و عکس‌العمل حاضران را می‌دیدید که چگونه همه با شنیدن کلمه «خس و خاشاک» به هم نگاه می‌کردند و لبخند می‌زدند! انگار هنوز هم: ما همه با هم هستیم …
    آری … خس و خاشاک بار دیگر نشان داد که نباید به هیچ وجه دست کم گرفته شود و ارزش‌هایش انکار گردد. اصلاً کسی چه می داند؟ شاید منظور مهندس امان پور از قیام زیست محیطی هم همین باشد!
    درود بر همه ایرانیانی که نخواهند گذاشت تا حماسه‌ی خس و خاشاک در این بوم و بر مقدس فراموش شود.

نابودی اکثریت به دست اقلیت!

پنجشنبه ۱۱م تیر ۱۳۸۸

نابودی اکثریت به دست اقلیت را محکوم می کنیم ... الله اکبر!

    به این می‌گویند یک تیتر کاملاً هوشمندانه در خبرگزاری مستقل محیط زیست ایران! تیتری که هم حرفش را با ظرافت می‌زند و هم با درایت نمی‌زند! شگردی که فقط از ناصر کرمی و ایرن برمی‌آید و بس!
    درود بر او که بهتر از همه‌ی ما می‌داند چگونه بر روی طناب تلاطمات سیاسی ایران راه خود را برود و حرف خود را بزند و گزک هم دست نااهلان ندهد!
    به امید روزی که اقلیت به قدرتی برابر با همان ۲۵ درصد قانع شود و بگذارد اکثریت هم نفس بکشد؛ آرزویی که در صورت اجابت می‌توان مطمئن بود که فرآیندهای کاهنده‌ی کارایی سرزمین در وطن متوقف شده و شعار این تارنما – یعنی مهار بیابان‌زایی – تحقق خواهد یافت.

حمایت معتبرترین نشریه علمی جهان از ایرانیان: ما همه ایرانی هستیم!

پنجشنبه ۱۱م تیر ۱۳۸۸

عنوان مقاله امروز مجله نیچر

     امروز – پنج شنبه، ۱۱ تیر ۱۳۸۸ – مجله نیچر، یکی از پراعتبارترین و قدیمی‌ترین نشریات علمی جهان مقاله‌ای را در صفحه ۱۱ از هفت هزار و دویست و پنجاه و یکمین شماره خود - دوم جولای ۲۰۰۹ – منتشر کرد که بی‌شک برای اغلب پژوهشگران و دانشمندان ایرانی شوق‌برانگیز است. عنوان این مقاله «ما همه ایرانی هستیم» یا We are all Iranians است. در بخشی از این مقاله آمده است: «شوربختانه در گذشته، دولت‌های غربی و نهادهای پژوهشی، اصطلاح “محور شرارت” جورج بوش رئیس جمهور سابق ایالات متحده را پذیرفتند و رفتار تبعیض‌آمیزی با پژوهشگران ایرانی از طریق رد یا تأخیر در رسیدگی به تقاضاهای ویزا، اعمال محدودیت‌هایی بر آنها و ابراز بی تمایلی به همکاری علمی از خود بروز دادند. علاوه بر این، جامعه علمی بین‌المللی از پاسخگویی درباره وضعیت فعلی شانه خالی می‌کرد. اما دانشمندان ایرانی خواستار اتحاد و همبستگی جامعه علمی و دانشگاهی جهانی در برابر وضعیت پیش آمده در ایران هستند …»
    در حقیقت، این مقاله می‌گوید: به دنبال تحولات اخیر در جریان انتخابات ۲۲ خرداد و واکنش منفی اما مدنی مردم ایران نسبت به نتایج رسمی اعلام شده از آن، اینک بسیاری از متفکرین و نخبگان جهان دریافته‌اند که ایرانیان به ناصواب در محور شرارت رده‌بندی شده‌اند.
    اصل این مقاله را می‌توانید اینجا بخوانید. همچنین دو برگردان فارسی از آن نیز تاکنون انتشار یافته است.
    امید که موج سبز برآمده از مقاومت مدنی ایرانیان سرانجام ایرانی سبز و طبیعتی شاداب را برای همه‌ی زیستمندان ساکن در این بوم و بر مقدس فراهم آورده و بتوان به صورتی عینی و عملی تحقق اصل مترقی ۵۰ قانون اساسی را مشاهده و لمس کرد.

۲۷ خرداد ۱۳۸۸: نحس‌ترین روز جهانی مقابله با بیابان‌زایی در ایران!

پنجشنبه ۴م تیر ۱۳۸۸

     همیشه نگران سیزدهمین نکوداشت مناسبت‌های ملّی و جهانی بوده‌ام و امسال شاید بیش‌تر از هر زمان دیگری دریافتم که این نگرانی تا چه اندازه می‌تواند واقعی و در عین حال غیر قابل توضیح باشد!
    در سیزدهمین سال برگزاری آیین‌های این مناسبت بین‌المللی در ایران (هر چند امسال پانزدهمین سالگرد روز جهانی مقابله با بیابان‌زایی بود؛ امّا در ایران، این سیزدهمین سالی است که مناسبت یادشده گرامی داشته می‌شد)، شعار امسال روز جهانی مقابله با بیابان‌زایی، تأکید بر عزمی فرامنطقه‌ای برای حفظ آب و خاک دارد. در حقیقت، دانشمندان این حوزه بر این باورند که اگر قرار است کیفیت و مطلوبیت حیات برای آدمی در آینده تضمین شود؛ باید بیش از پیش بکوشیم تا به حراست و پاسداری از دو مؤلفه‌ی اصلی تولید غذا، یعنی آب و خاک کمک کنیم.
     و این همان دریافتی است که بیش از سه دهه‌ی پیش به درستی و با افتخار در میثاق‌نامه‌ی ملّی ایرانیان، یعنی قانون اساسی جمهوری اسلامی هم گنجانده شده است. اصل ۵۰ قانون اساسی ما می‌گوید: حفظ حیات اجتماعی رو به رشد جامعه‌ی ایران در گرو حراست از محیط زیست است. این می‌تواند واقعیتی غرورآفرین باشد که نویسندگان قانون اساسی ما در ۳۰ سال پیش بر همان موضوعی تأکید کرده‌اند که اینک نخبگان کنوانسیون مقابله با بیابان‌زایی و کاهش اثرات خشکسالی در سازمان ملل متحد بر آن پای می‌فشارند و به عنوان شعار تمام مردمِ ساکن در تمام کشورهای تمام قاره‌های جهان برای سال ۲۰۰۹ انتخاب کرده‌اند.

    امّا مردم شریف ایران!
   بیاییم کلاه خود را قاضی کنیم و به عملکرد خود و ۹ دولتی که تاکنون بر سرکار آورده‌ایم، دقت کنیم! به راستی چه نمره‌ای را حاضریم به خویش و دولت‌های مورد اشاره اختصاص دهیم؟ چه اندازه در شناخت جریان ویران‌گر بیابان‌زایی و مهار آن موفق عمل کرده‌ایم؟ چرا حتا هنوز نتوانسته‌ایم نقشه‌ای سراسری از میهن تهیه کنیم که نشان‌مان دهد: حساسیت اراضی به بیابان‌زایی در چه وضعیتی است؟ چرا هنوز یک مطالعه‌ی دقیق برای تعیین نرخ بیابان‌زایی در کشور به سامان نرسیده است؟ چرا همچنان سفره‌های زیرزمینی ما در حال کاهش سطح آب بوده و زمین در اغلب نقاط مرکزی و شرقی کشور پیوسته نشست می‌کند؟ واقعاً آیا این خجالت‌آور نیست در کشوری که صاحب یک اصل اختصاصی برای حفظ محیط زیست در قانون اساسی‌اش است، نرخ فرسایش آبی و بادی از مرز ۶ برابر میانگین جهانی هم گذر کرده باشد؟ آیا شرم‌آور نیست که بیش از نیمی از آبادبوم‌های آن متروکه شده باشد؟ آیا سزاوار است که نعمت سیل در ایران به نقمت بدل شود و سالانه خسارات هنگفتی را متوجه مردم و مملکت کند؟ واقعاً این درد را باید به که بگوییم که به رغم افزایش دانایی و کاربرد نرم‌افزارهای بیش‌تر و دقیق‌تر و به روز‌تر در حوزه دانش هواشناسی و پیش‌بینی اثر خشکسالی، همچنان عقوبت‌های خشکسالی در این کشور کارمایه‌های فراوانی را به هدر می‌دهد و اینک – به گفته‌ی سازمان ترویج, آموزش و تحقیقات کشاورزی - به مرز ۱۹۰ هزار میلیارد ریال در سال گذشته رسیده است.
    آری، ۱۳ سال است که جمهوری اسلامی ایران نیز همپای بیش از ۱۷۰ کشور عضو کنوانسیون جهانی مقابله با بیابان‌زایی، آیین‌های نکوداشت این روز جهانی را در هفدهم ژوئن (۲۷ خرداد) برگزار می‌کند؛ ۱۳ سال است که در این آیین‌های رسمی، عالی‌ترین مقامات کشور شرکت کرده و از عزم دولت متبوع خویش برای مقابله با بیابان‌زایی و کاهش اثرات خشکسالی سخن می‌گویند؛ امّا حاصل این همایش‌ها و نکوداشت‌ها واقعاً چه بوده است؟ آیا توانستیم تا از شوری اراضی خویش بکاهیم؟ آیا توانستیم تا روند فرونشست سرزمین را متوقف کنیم؟ آیا از تعداد گونه‌های گیاهی و جانوری در معرض انقراض کم کردیم؟ آیا بر کیفیت آب و خاک این بوم و بر مقدس افزودیم؟
    چرا نمی‌آییم و مرد و مردانه نمی‌گوییم که چرا هیچ دستاورد غرورآفرینی در طول همه‌ی این سال‌ها نداشته‌ایم؟ مگر ایران در شمار نخستین کشورهایی نبود که به عضویت پیمان جهانی مقابله با بیابان‌زایی در سال ۱۳۷۵ درآمد؟ مگر ما برنامه اقدام ملّی مقابله با بیابان‌زایی را در دولت هشتم نهایی نکردیم؟ پس چرا هنوز حتا یک گزارش از میزان پیشرفت اهداف مندرج در آن برنامه ارایه نشده است؟ اصلاً چرا باید کمیته‌ی اقدام ملّی مقابله با بیابان‌زایی در طول ۴ سال گذشته فقط ۲ بار تشکیل جلسه دهد؟ و چرا شخص وزیر باید هر سال به بهانه‌ای از حضور در مراسم نکوداشت آیین جهانی ۲۷ خرداد سرباز زند؟
ما این درد را باید به کجا ببریم؟

   کلام آخر آن که
   بیابان‌زایی می‌توانست کاری کند که ما قدر داشته‌های طبیعی و انسانی خود را بیشتر بدانیم؛ خطر بیابان‌زایی می‌توانست سبب شود تا ما بیشتر از هر ملتی در جهان به حفظ آب و خاک خویش همت گماریم؛ امّا عملاً نابخردی و سهل‌انگاری حاکم در حوزه‌ی مدیریتی این عرصه سبب شد تا چالش بیابان‌زایی به یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های فراروی ما بدل شده و بسیاری از اندوخته‌های ارزشمند طبیعی‌مان را نیز با شتابی دمادم افزاینده از دست دهیم. رخداد توفان‌های گرد و غبار در حاشیه جنوب و جنوب غربی کشور که در طول ۲ سال گذشته به طرز حیرت‌انگیز و نگران‌کننده‌ای افزایش یافته است و نیز تکرار باران‌های گل‌آلود در پایتخت ایران، همه و همه نشان می‌دهد که غول بیابان‌زایی امروز بیش از هر زمان دیگری چنگ و دندان‌هایش را به ما نشان داده است. آیا سزاوار است که ما همچنان در خواب باشیم و بمانیم؟
    پاسخ این پرسش را ‌کوشیدم تا در ۲۷ خرداد ۱۳۸۸ با مخاطبان عزیزم در دانشگاه آزاد اسلامی نطنز در میان نهم که به همین مناسبت آیینی را به همت ادراه کل منابع طبیعی استان اصفهان در آن شهرستان برپا داشته‌ بودند. همچنین بخشی از این یادداشت در شماره همان روز – ۲۷ خرداد - در روزنامه همشهری منتشر شده است.

    مؤخره:
   دوستان زیادی نگران حال و روز صاحب این خانه‌ی مجازی شده و پرسیده‌اند، درویش را چه شده است که دیگر نمی‌نویسد؟! خواستم بگویم: حال همه‌ی ما خوب است … حال همه‌ی آن ایرانیانی که در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ با چه شور و شوقی به پای صندوق‌های رأی رفتند تا به مدنی‌ترین شکل ممکن اعلام کنند که آقای احمدی نژاد را به عنوان دهمین رییس جمهور خود دیگر نمی‌خواهند؛ رییس جمهوری که – به ویژه از منظر ما سبزها -  در دوره‌ی ۴ ساله‌ی مدیریت خود و همکارانش، بیشترین جراحت بر پیکر طبیعت وطن وارد آمد و تا آنجا که ممکن بود، طرفداران محیط زیست و منابع طبیعی تحقیر شده و به حاشیه رانده شدند و در نهایت رتبه‌ی پایداری کشور از منظر محیط زیست هم ۵ پله سقوط کرد …
    بله حال همه‌ی ما خوب است
    امّا تو می‌توانی باور نکنی!
    درویش هم آدم است و با دلش زندگی می‌کند و دلش این روزها بدجوری شکسته است.
  

   آقای احمدی نژاد! مگر چه گفتیم که باید با نیشخند و استهزاء، ما را با طرفداران بازنده‌ی یک مسابقه‌ی فوتبال مقایسه کنی و خس و خاشاک‌مان بنامی؟ آیا رفتار مدنی کم نظیر مخالفین پرشمارتان در ۲۲ خرداد ۸۸ را باید با باتوم و گلوله و زندان و ارعاب و تهدید پاسخ داد؟
چرا نباید ما هم بتوانیم در اجتماعی آرام شرکت کرده و اعلام کنیم که به نتایج اعلام شده‌ی این انتخابات اعتراض داریم؟ مگر این حق برای ایرانیان در قانون اساسی محرز اعلام نشده است و مگر شما پاسدار اجرای همین قانون اساسی نیستید؟ چرا می‌پندارید که هر کسی که مخالف شما می‌اندیشد، لاجرم باید در اردوگاه استکبار جهانی قرار گیرد؟

   آقای احمدی نژاد!
  مهار بیابان‌زایی در سرزمینی متوقف خواهد شد که رهبرانش آنقدر شجاعت و عشق به مردم و آب و خاک‌شان داشته باشند که حاضر شوند صندلی قدرت را بدون خون‌ریزی واگذار کنند.

   خواننده‌ی عزیز مهار بیابان‌زایی
   بگذارید همچنان سر در بغل فروبرده و خون گریه کنم … دوست ندارم وقتی حرف روشنی برای گفتن ندارم، تاریکی و غم را در خانه‌ی مجازی‌ام انتشار دهم. هر چند ایمان دارم که دوره‌ی پایداری تاریکی و غم دیری نخواهد پایید.
   فقط یادتان باشد:
همیشه در سمت جریان آب نروید؛
چرا که این تنها ماهی‌های مرده هستند که همواره با جریان آب حرکت می‌کنند.

   و من امروز رساتر از ۲۲ خرداد ۸۸ فریاد می‌زنم که طرفدار میرحسین موسوی عزیز هستم و به این طرفداری خود می‌بالم.

   در همین باره:
  - سخنان دردمندانه‌ی عبدالحسین طوطیایی عزیز را در تارنمای دیده بان شجاع محیط زیست ایران بخوانید.
  - چه راحت فرصت‌سوزی می‌کنیم!

آیا بی تفاوتی سه دولت به برنامه اقدام ملی مقابله با بیابان‌زایی در دولت چهارم پایان خواهد گرفت؟

جمعه ۲۲م خرداد ۱۳۸۸

    از زمان تصویب و پیوستن جمهوری اسلامی ایران به پیمان مقابله با بیابان‌زایی ۱۳ سال می‌گذرد؛ حاصل این ۱۳ سال تدوین و ارایه برنامه‌ی اقدام ملّی مقابله با بیابان‌زایی و کاهش اثرات خشکسالی است؛ برنامه‌ای که قرار بوده تحت مدیریت دولت سوّم پس از تصویب قانون، یعنی همین دولت نهم موسوم به مهرورزی جامه‌ی عمل بپوشد و اجرایی شود. اما دریغ از توجه‌ای بایسته و درخور!

    کافی است بدانیم که در طول ۴ سال گذشته کمیته‌ی اقدام ملّی به ریاست وزیر جهاد کشاورزی فقط دوبار تشکیل جلسه داده است! آن هم در باره‌ی موضوعی که بیشترین خطر برای کارمایه‌های طبیعی و ملّی به شمار می‌آید.

    در همین باره، دوست و همکار عزیزم دکتر سید عطا رضایی یادداشتی را به رشته تحریر درآورده‌اند که توجه خوانندگان عزیز مهار بیابان‌زایی را مطالعه‌ی آن – به ویژه بند پایانی‌اش – جلب می‌کنم: 

دکتر سید عطا رضایی در ریگ بلند کاشان

 

عملکرد برنامه اقدام ملی در چهارمین دولت چه خواهد بود؟

معاهده جهانی مقابله با بیابان‌زایی و کاهش اثرات خشکسالی در سرزمین خشک ایران و چهارمین دولت

 

   مقدمه:

   شاخص پایداری منابع طبیعی و محیط زیست در شمارِ موضوعاتی است که درجه‌ی اهمیت آن در جُستارهای زیست‌محیطی، نشان از آگاهی و رفاه نسبیِ جامعه‌ای دارد که موضوعات یاد شده در آن به چالش کشیده شده است. بی‌شک در این زمانه، برای بسیاری از کشورهای جهان، این طرز تفکر که منابع طبیعی تجدید شونده تنها منبعی برای تولید چوب, تامین علوفه برای پرورش دام و تولید گوشت باشد به سر آمده است؛ و مفاهیم دیگری از جمله تامین هوای پاک و سالم, محیطی برای تفرج و تمدد اعصاب و بستری برای استمرارِ حیات و تداوم زندگی اهمیت بیشتری یافته است. لذا هر گونه تخریب کمّی و کیفی این منابع به مفهوم فراهم کردن زمینه مرگ و نیستی برای نوع بشر است که در کنوانسیون جهانی مقابله با بیابان‌زایی و کاهش اثرات خشکسالی‌ها به عنوان تخریب سرزمین و یا بیابان‌زایی از آن یاد می کنند. این کنوانسیون به دنبال نگرانی از آینده‌ی زیست‌محیطی جهان و عواقب درازدستی‌های نابخردانه‌ی آدمی در اندوخته‌های طبیعی آن در سال ۱۹۹۶ میلادی به تصویب رسید و کشور ما سومین کشوری بود که با حضور وزیر جهاد سازندگی در اجلاس اعضاء متعاهد آن تعهد خود را به آن رسما” اعلام کرد. این تعهد زمانی قوت پیدا کرد که این معاهده در دی ماه سال ۱۳۷۵ از تصویب نمایندگان مجلس گذشت.

    برای اندیشمندان حوزه‌ی منابع طبیعی و محیط زیست و برای آنهایی که معاش آنها به شدت به منابع آب و خاک وابسته است آنهم در کشور خشکی مثل ایران که هر ساله خسارت‌های زیادی را از بیابان‌زایی و خشکسالی متحمل می‌شود، تصویب این معاهده در مجلس شورای اسلامی نقطه امیدی بود که شاید عمل به دستورات این کنوانسیون بتواند قسمتی از ناملایمات حاصل از اثرات تغییرات اقلیمی سرزمین را بکاهد و تولید پایدارتری را برای آنها به ارمغان بیاورد.

 

علل ناپایداری سرزمین در کشور ما:

     در چرایی بحران حاصل از ناپایداری پیش‌آمده باید پذیرفت که سرعت پیشرفت و کامیابی دانشمندان حوزه‌ی منابع زیستی طبیعی در کشف و پیش‌بینی مشکلات، بازخوردها و پژواک‌های ناشی از شتاب خیره‌کننده‌ی توسعه‌ی علمی و فناوری بشر، به ویژه در طول سه دهه‌ی گذشته آشکارا کندتر از تسخیرِ شتابناک خاکریزهای فن‌سالارانه بوده است. به عبارت دیگر سرعت بروز مشکلات بسیار جلوتر از سرعت شناخت محیط‌زیست، پایش اثرات، جمع‌آوری اطلاعات، فراکافت، الگوسازی، ارزیابی و برنامه‌ریزی بوده است.

مجموعه عوامل تخریب سرزمین و بحران‌ها و خطرات ناپایدارکننده‌ی تعادل بوم‌شناختی را می‌توان در پنج حوزه‌ی زیر خلاصه کرد:

• عدم شناخت دقیق استعدادها و حساسیت‌های سرزمین (نبود نقشه‌ی راه)؛

• مدیریت غلط بر منابع تولید ثروت در سرزمین اعم از منابع انسانی، منابع پایه تولید زیستی (آب، خاک و پوشش گیاهی طبیعی) و منابع طبیعی غیرقابل تجدید (معادن کانی و معادن نفت و گاز)

• نقش کاهنده‌ی مؤلفه‌های طبیعی، به ویژه اثرات متقابل خشکسالی و تغییر اقلیم بر ناپایداری سرزمین در مناطق خشک و خشک نیمه مرطوب،

• غلبه‌ی تفکر سنتی رویکرد معیشتی به سرزمین و عدم باور به مزیت‌های غیر رویشی آن نزد برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران و ذبح اغلب ملاحظات زیست‌محیطی به بهانه‌ی مصلحت‌‌سنجی‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی

• علی رغم برخورداری کشور از نظام برنامه ریزی، عدم برخورداری برنامه‌ها از جامعیت و عدم پایبندی برخی از مسؤلین وقت به اجرای حتی همین برنامه‌های بخشی‌نگر و منفک از یکدیگر و روزمرگی را شاید بتوان بزرگترین عامل نابسامانی‌ها در حوزه منابع زیستی دانست که برآیند کارکرد این عوامل تشدید فرسایش خاک، سیل‌خیزی، اُفت کمّی و کیفی اندوخته‌های آبی، شوری‌زایی و نهایتاً کاهش توان تولید زیستی و غیر زیستی سرزمین و فقر را به ارمغان آورده است.

    هر چند برای مقابله با اثرات بازدارنده و کاهنده‌ی این عوامل اقداماتی صورت گرفته است؛ با این وجود، به نظر می‌رسد نخست به دلیل عدم تعادل سرعت اثر عوامل کاهنده توان زیستی سرزمین با اقدامات بازدارنده از یک سو و از سوی دیگر به دلیل عدم برخورداری از جامعیت و همسویی در برنامه‌های اجرایی، روند صعودی فرآیندهای کاهنده‌ی کارایی سرزمین در کشور کماکان با شتابی قابل تأمل و روز افزون ادامه داشته و اقدامات انجام شده، از توانایی لازم برای بازدارندگی جریان تخریب سرزمین برخوردار نبوده است. پاره‌ای از مهمترین مؤلفه‌هایی که در بروز شرایط پیش‌آمده مؤثر بوده‌اند عبارتند از:

۱/ نبود رهبری واحد و ناهماهنگی سازمان‌ها و نهادهای اجرایی کشور در امر مدیریت منابع پایه تولید و مقابله با عوامل کاهنده توان‌زیستی سرزمین؛

۲/ نبود نظامی ضابطه‌مند و منسجم برای ارزشیابی و پایش طرح‌های به اجرا درآمده؛

۳/ عدم تعیین و معرفی شاخص‌های پایداری زیست‌بوم‌های متأثر از تخریب سرزمین در کشور؛

۴/ تأکید بیش از حد بر مدیریت سازه‌ای و باورِ غلو‌آمیزِ توان مهندسی در عملّیات مقابله با تخریب سرزمین؛

۵/ جایگاه نازل گرایه‌های زیست‌محیطی در میان ملاحظات راهبردی کشور، به طوری‌که این رویکرد باعث شده جایگاه کشور از نظر شاخص پایداری محیط‌زیست (ESI, Environmental Sustainability Index) در بین ۱۴۲ کشور با کسب نمره‌ی ۵/۴۴ در رتبه‌ی یکصد و چهارم، یعنی پایین‌تر از کشورهایی نظیر سودان، چاد، بنگلادش، آنگولا و قرقیزستان و در کنار بورکینافاسو ارزیابی شود.

۶/ غلبه‌ی نگرش مبتنی بر مدیریت بحران در مواجهه با بلایای طبیعی، به ویژه خشکسالی و سیل به جای پرداختن به مدیریت ریسک.

۷/ عدم آگاهی عامه مردم و مسؤلین از نقش منابع طبیعی پایه تولید در پایداری زیستی سرزمین و نبود روحیه طلب مطالبات از دولتهای وقت،

    نقش قابل ملاحظه‌ای در فراموشی این کنوانسیون حیاتی و عمل نکردن به محتوای این قانون مصوب مجلس شورای اسلامی داشته است. در حالی که جامعیت برنامه‌های مورد تاکید در این کنوانسیون می توانست در مقابله با عوامل کاهنده توان زیستی سرزمین و نهایتا” اعتلای کیفیت زندگی و حیات اجتماعی- اقتصادی کشور نقش اثر گذاری داشته باشد.

 

    چه باید کرد؟

    برای حل این معضل دبیرخانه کنوانسیون مقابله با بیابان‌زایی با کمک کارشناسان و خبرگان موضوع در اقصی نقاط دنیا و با مورد توجه قراردادن مسائل مبتلابه در کشورهای عمدتا” در حال توسعه و جهان سوم نسبت به تدوین برنامه استراتژیک دهساله کنوانسیون مقابله با بیابان‌زایی و تعدیل آثار خشکسالی‌ها برای لحاظ کردن موضوع در تدوین برنامه‌های راهبردی کشورها اقدام نمود.

 

    این سند به منظور آگاهی بخشی به مسؤلین و دست اندرکاران برای ملحوظ داشتن اصول آن در برنامه‌های توسعه‌ای برای دستگاه‌های مرتبط ارسال گردید. هرچند در کشور ما بین برنامه و اقدام به آن تفاوت بین زمین تا آسمان است، ولی وارد کردن این ادبیات در برنامه‌ریزی کشوری و تکرار آن در نهایت می‌تواند اثرات سازنده‌ای برای اصلاح روند موجود داشته باشد. نگاهی مختصر به برخی از اهداف این برنامه و نتایج مورد انتظار آن و مقایسه آن با آنچه در کشور ما می‌گذرد به خوبی علل تخریب و ناپایداری و ناکامی را در برنامه‌های توسعه‌ای مشخص می کند:

 

۱- هدف: بهبود شرایط معیشتی جوامع متاثر از خشکسالی و تخریب سرزمین

    معیشت جوامع ساکن در مناطق متاثر از بیابان‌زایی و تخریب سرزمین و خشکسالی ارتقاء یافته، با تنوع بخشی به فعالیت‌ها از منافع حاصل از مدیریت پایدار سرزمین بهره‌مند خواهند شد. در این میان یافتن معیشت‌های جایگزین و متناسب با شرایط اقتصادی، اجتماعی و اقلیمی موجود شاید یکی از راهکارهای مناسب باشد.

 

۲- هدف: اصلاح چارچوب سیاست‌گذاری در کشورها

• موانع اقتصادی، اجتماعی، ساختاری و سیاست‌گذاری مربوط به مقابله با تخریب سرزمین مورد شناسایی و ارزیابی قرار گرفته و نسبت به رفع آنها اقدام می شود تا آسیب پذیری اقتصادی اجتماعی و زیست محیطی جوامع متاثر نسبت به تغییرات اقلیمی و خشکسالی کاهش یابد.

• کشورهای متاثر ضمن بازنگری، برنامه اقدام ملی خود را درچارچوب‌های سرمایه‌گذاری ملی ملحوظ نمایند.

• کشورها بایستی برنامه اقدام ملی مقابله با بیابان‌زایی خود را با سایر سیاست‌های کلان توسعه ملی کشور تلفیق نمایند.

 

۳- بهر‌گیری از علوم و فن‌آوری

• تلاش برای تشدید هم‌افزایی کنوانسیون‌های زیست محیطی در سطح ملی به منظور ارتقای بهره‌وری اقدامات

• استقرار سامانه‌های پایش و ارزیابی آسیب پذیری اقتصادی اجتماعی و زیست محیطی در سطح ملی

۴- درگیر نمودن سازمان‌ها و مراکز علمی مرتبط با تخریب سرزمین و بیابان‌زایی برای اجرای کنوانسیون

    متاسفانه بیش از سیزده سال (سه دولت) از تصویب این معاهده در مجلس شورای اسلامی ایران می‌گذرد، ولی دریغ از اینکه حتی وعده اجرای این قانون در شعارهای انتخاباتی دولت‌ها یا کاندیداها مطرح شود، تا چه رسد به تدوین و اجرای برنامه‌ای جامع متضمن اجرای مفاد این کنوانسیون به نام برنامه اقدام ملی و یا ایجاد ساختارهای تشکیلاتی و اداری مناسب برای پیگیری آن در کشور. که ریشه این مهم را باید در عدم درک صحیح روح کنوانسیون توسط مسؤلین کشوری جستجو نمود. هرچند نهاد ملی کمیته ملی مقابله با بیابان‌زایی مرکب از معاونین کلیه سازمان‌ها و وزارتخانه‌های ذیربط اولین رکن تصمیم‌گیر در اجرای این کنوانسیون بود که در سال ۱۳۷۵ به دستور رییس جمهور وقت به وزارت جهاد سازندگی و بعد به وزارت جهاد کشاورزی محول گردید ولی قانونمند نشد. متاسفانه دولت‌ها یکی پس از دیگری آمدند و در ابتدای کار یکی دو جلسه تشکیل دادند و بعد متوجه شدند که شاید کارهای مهمتری از جمله روزمرگی دارند و لذا آن را برای آیندگان رها کردند و رفتند. کارشناسان و نمایندگان کشور نیز وقتی دیدند در داخل کشور نمی توانند برنامه‌های خود را به تایید مسؤلین برسانند، سعی کردند نکات استراتژیک در جهت فعال کردن کنوانسیون را در اجلاس‌های جهانی و گروه‌های کاری بین‌المللی مطرح کنند تا شاید از این طریق به گوش مسؤلین ما نیز برسد. زیرا وقتی مطلبی وارداتی شد ظاهرا بیشتر به مذاق مسؤلین ما خوش می آید. قسمتی از این برنامه استراتژیک ده ساله ایده‌های کارشناسان ایرانی است که در اجلاس هشتم اعضاء مطرح و مورد اقبال قرار گرفت و خوشبختانه در برنامه گنجانده شد.

    از آنجا که کنوانسیون جهانی مقابله با بیابان‌زایی و تعدیل آثار خشکسالی عصاره دانش و تجارب کارشناسان با تجربه و خبره دنیا است که خوشبختانه کارشناسان ما نیز به میزان زیادی در آن سهیم بوده‌اند؛ لذا چنانچه ما بخواهیم از این وضعیت رو به اضمحلال سرزمین از منظر منابع زیستی رهایی یابیم، ناگزیر به اجرای بند بند آن خواهیم شد؛ هرچند اجرای آن را روز به روز به تعویق بیاندازیم.

     امیدواریم با روی کار آمدن دولت جدید، نحصی سیزده ساله متوقف ماندن این قانون بین‌المللی در کشور ما شکسته شود. دولتی که به طور واقعی و نه شعاری به روح این پیام:

Conserving land and water = Securing our common future

    که شعار امسال روز جهانی مقابله با بیابان‌زایی است اعتقاد و التزام عملی داشته باشد، تا با برنامه‌ریزی صحیح و سازماندهی مناسب بتواند در حفاظت منابع آب و خاک به عنوان مهمترین ثروت ملی که تضمین‌کننده‌ی آینده بشریت و مردم با فرهنگ این سرزمین است، همت گمارد. چرا که بیابان‌زایی، تخریب سرزمین و خشکسالی تهدیدی برای امنیت بشریت به شمار می‌رود. به طوری که از طریق ایجاد محدودیت در منابع، غذا، آب، فعالیت‌های اقتصادی و حتی مکانی برای سرپناه و مسکن، انسان‌ها را از زندگی محروم می‌کند. در بدترین حالت‌ این پدیده منجر به عدم امنیت محلی و منطقه‌ای می‌شود و نهایتاً مهاجرت‌های زیست‌محیطی و معیشتی را در پی خواهد داشت که امنیت ملی کشورها را تهدید خواهد نمود.  

والسلام

سید عطا رضایی

تلخ‌کامی‌های محیط زیست در نهمین دولت!

چهارشنبه ۲۰م خرداد ۱۳۸۸

 

«ما هدفی والا داشتیم، لیک برای دست‌یافتن به آن هر کاری را آزاد نمی‌دانستیم. از جمله کارهایی که پست می‌شمردیم، دروغ گفتن بود

کوروش بزرگ

    وضعیت محیط زیست در هر کشور، یکی از مهم‌ترین شاخص‌هایی است که به واسطه‌ی آن می‌توان به ارزیابی کیفیت توسعه‌ی پایدار در آن سرزمین پرداخت و جایگاه ملاحظات محیط زیستی را در سبد اولویت‌های راهبردی دولت حاکم تشخیص داد.

مقاله محمد درویش در اعتماد ملی سه شنبه - 19 خرداد 88

 

    به دیگر سخن، با بررسی رد پای بوم‌شناختی یا اکولوژیک سکونت‌گاه‌های انسانی، به راحتی می‌توان دریافت که شادابی زیستمندان ساکن در یک سرزمین در چه طبقه‌ای قرار می‌گیرد. از همین روست که اینک از شاخص جدیدی به نام «شادی سرزمین» برای طبقه‌بندی کشورها بهره برده می‌شود؛ شاخصی که نشان می‌دهد: هر چه تخریب چشم‌اندازها و میراث طبیعی در یک کشور بیشتر باشد و هر چه نرخ بیابان‌زایی فزون‌تر گردد، قدرمطلق شاخص شادی سرزمین هم به سمت صفر بیشتر میل پیدا می‌کند.

    چنین است که در بررسی نشان‌زدهای مؤید پایداری در زیست محیط وطن، این امکان وجود دارد تا به ارزیابی نسبتاً بی‌طرفانه و علمی از شرایط کنونی محیط زیست ایران دست یافت.

    مهم‌ترین رخدادهای محیط زیست ایران در طول ۴ سال گذشته کدام‌ها بوده است؟
    الف ) در حوزه‌ی طبیعی:

تشدید روند خشکی و آلودگی دریاچه‌ها و تالاب‌های ارزشمند کشور که از آن جمله می‌توان به بختگان، هامون، هورالهویزه، پریشان، ارژن، گاوخونی، طشک، کم‌جان و ارومیه اشاره کرد.
تشدید نرخ فرسایش آبی و بادی؛ به نحوی که رقم آن – در خوشبینانه‌ترین حالت - به شش برابر میانگین جهانی افزایش یافته است.
افزایش شیب منفی آبخوان‌های کشور؛ به نحوی که آثار اُفت سطح آب‌زیرزمینی در ۸۰ درصد آبخوان‌ها آشکار شده و میزان تراز منفی بیلان آب به بیش از ۶ تا ۷ میلیارد متر مکعب رسیده است. یعنی: دست‌کم ۶ میلیارد متر مکعب بیشتر از آن چه که در سفره‌های آب زیرزمینی ذخیره می‌شود، برداشت می‌گردد. رخدادی که منجر به تشدید فرآیند ویران‌گر فرونشست زمین در اغلب دشت‌های مرکزی و شرقی کشور شده است.
بیش از یک هزار گونه از مجموع ۱۷۲۸ گونه‌ی اندمیک (انحصاری) کشور در سیاهه‌ی سرخ قرار گرفته و با خطر انقراض مواجه هستند.
حدود یکصد میلیون هکتار از اراضی کشور (بیش از ۶۰ درصد) در شرایط ناپایدار (در حال کاهش توان تولید) به سر برده، که ۹۵ میلیون هکتار آن در معرض انواع فرسایش‌های آبی و بادی قرار دارد.
تشدید آلودگی آب و خاک و هوا؛ به نحوی که کیفیت آب اغلب رودخانه‌ها و چالاب‌های کشور به شدّت افت کرده و عملاً از حیز انتفاع خارج شده است.
 

    ب) در حوزه‌ی انسانی:

    ۱- کاهش محسوس فعالیت تشکل‌های مردم‌نهاد در حوزه‌ی محیط زیست و تعطیلی یا سکون اغلب آنها؛ ناشی از قطع حمایت‌های موجود از ایشان

    ۲- برداشتن قانون منع توسعه‌ی صنعتی در شعاع ۱۲۰ کیلومتری کلان‌شهرهای کشور و نیز قانون عدم تمرکز صنایع بزرگ و آلوده‌کننده در شمال کشور

    ۳- تشدید نرخ رشد جمعیت و گذشتن آن از مرزی که در سند چشم‌انداز ۲۰ ساله برای آن درنظر گرفته شده بود.

    ۴- عدم تشویق به سرمایه‌گذاری در حوزه استحصال انرژی‌های نو و کاهش وابستگی معیشتی به سرزمین

    ۵- ادامه تجاوز به حریم‌های طبیعی و عدم اعتنا به هنجارهای علمی آمایش سرزمین در چیدمان توسعه.

    ۶- عدم اعتنای جدی به اجرایی کردن ماده ۶۰ قانون برنامه چهارم توسعه و پیاده نشدن اصول حسابداری سبز و عدم ارزشگذاری بر روی کارکردهای غیرقابل تبادل منابع طبیعی و محیط زیست کشور.

    چنین نشانه‌هایی ثابت می‌کند که شیب منفی پایداری محیط زیست و منابع طبیعی کشور کاملاً مشهود است. به نحوی که گزارش وضعیت پایداری محیط زیست جهانی هم که توسط دانشگاه کلمبیا و مؤسسه مرسر همه ساله تهیه می‌شود، نشان می‌دهد که ایران در طول سال‌های اجرای برنامه ۵ ساله چهارم، ۵ رتبه دیگر از منظر شاخص ESI سقوط کرده و از رتبه ۱۳۲ به ۱۳۷ نزول یافته است. این در حالی است که هنوز سقوط ۱۴ پله‌ای ایران از منظر شاخص EPI را فراموش نکرده‌ایم.

    مفهوم ساده‌ی رخدادهای نامیمونی که در حوزه محیط زیست کشور اتفاق افتاده و به بخشی از آن در این یادداشت اشاره شد، آن است که مدیریت حاکم در این بخش از لکنت‌های غیرقابل انکاری رنج برده و می‌بیند. با این وجود، کمترین بازخواست یا تنش مدیریتی اتفاقاً در همین بخش مشاهده می‌شود! واقعیت تلخی که نشان می‌دهد، ظاهراً کسی در این دیار خیال ندارد که محیط زیست را جدی بگیرد؛ نه مردم، نه مسئولین، نه نمایندگان ملت در مجلس شورای اسلامی و نه طیف گسترده‌ای از نهادهای نظارتی و بازرسی کشور! موضوعی که متأسفانه ردپای غم‌انگیز و دل‌سردکننده‌ی آن در جستارهای کاندیداهای ریاست جمهوری دهم هم دیده می‌شود و درحقیقت، تاکنون کمترین اشاره‌ای به فجایع زیست‌محیطی کشور و راه‌کارهای تحقق اصل ۵۰ قانون اساسی در برنامه‌ها و سخنان کاندیداها مشاهده و ملاحظه نشده است.

    البته به رغم رخدادهای منفی مورد اشاره، همه‌ی خبرها در محیط زیست ایران ناگوار و ناخوشایند نیست. از آن جمله باید به افزایش چشم‌گیر حجم مطالب محیط زیستی در رسانه‌های دیداری، نوشتاری و شنیداری کشور اشاره کرد. همچنین، وضعیت دنیای مجازی نیز، وضعیتی کاملاً امیدوارکننده بوده و رشد شمار وبلاگ‌ها و سایت‌های مرتبط با حوزه محیط زیست بسیار قابل‌توجه بوده است. تولد سه خبرگزاری محیط زیستی نیز می‌تواند از دیگر خبرهای خوش باشد که بی‌شک به ارتقاء ظرفیت‌های فرهنگی ایرانیان در بخش محیط زیست کمک خواهد کرد. 

گزارش مژگان جمشیدی: طبیعت در مسلخ توسعه

     فرازنای کلام آن که

    شوربختانه باید اعتراف کرد: در دوره‌ی چهارساله‌ی اخیر، نه‌تنها محیط زیست مورد حمایت جدی قرار نگرفت، بلکه طرفداران محیط زیست و منابع طبیعی کشور مورد نیش و تمسخر و تهدید رییس جمهور، معاون اول ایشان، وزیر ارشاد، وزیر کشور، رییس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور و بسیاری دیگر از مدیران ارشد و میانی دولت هم قرار گرفت؛ نکته‌ی حیرت‌انگیزی که در کمتر کشوری می‌توان سراغ گرفت و شاهد بود که طرفداران محیط زیست را پیاده نظام دشمن و ستون پنجم و گروه مشکوک و … بنامند و مخالفان سیاست‌های درهای باز در حوزه زاد و ولد را عوامل استکبار جهانی بدانند!  
    چنین است که کارنامه‌ی دولت نهم در بخش محیط زیست، به هیچ عنوان کارنامه‌ی قابل دفاعی نبوده و به راحتی می‌توان آن را نه فقط تجدید که مردود کرد. امید که نمایندگان فعال مردم در رکن چهارم دموکراسی بتوانند بیش از پیش با گسترش فعالیت‌های روشن‌گرانه و اطلاع‌رسانی شایسته‌ی خود، ضریب انتشار اخبار غیرواقع را در این حوزه کاهش داده و آرمان کوروش بزرگ را که در پیشانی این نوشتار، مورد اشاره قرار گرفته است، محقق سازند.

    گزارش مژگان جمشیدی را در همین باره می‌توانید در شماره دیروز روزنامه اعتماد ملّی بخوانید.

صفحه‌ ثابت میرحسین موسوی و برنامه دولت سبز در گرین بلاگ

چهارشنبه ۲۰م خرداد ۱۳۸۸

لطفا از برنامه دولت سبز حمایت کنید

     به همت دکتر مهدی اشراقی عزیز، چندین لوگو برای برنامه دولت سبز میرحسین موسوی طراحی شده و کل برنامه نیز در این نشانی قابل دسترس خواهد بود. البته قرار است سبزپرس هم صفحه‌ای مستقل را به این موضوع اختصاص دهد. ضمن سپاس از ایشان، از دوستان عزیز سبزاندیش طرفدار میرحسین می‌خواهم تا از این لوگوها در وبلاگ‌های‌شان استفاده کنند.

 تنها دولتی که برنامه محیط زیستی دارد

این هم کد مربوط به لوگوی دولت سبز:

<div id=mbody style=”text-align:center”><a href=”http://greenblog.ir/manifest/”><img src=”http://i44.tinypic.com/2r5q2k9.jpg; alt=” ></a><input id=”copypaste” name=”code” type=”text” class=box style=”margin-top:5px;margin-bottom:5px” value=”&lt;a href=&quot; http://greenblog.ir/manifest/&quot;&gt;&lt;img src=&quot; http://i44.tinypic.com/2r5q2k9.jpg &quot;&gt;&lt;/a&gt;” dir=”ltr” size=”20″><br></div></div>

گزارش ایسنا از کارنامه محیط زیستی دولت نهم

سه شنبه ۱۹م خرداد ۱۳۸۸

آیا می توان از کارنامه محیط زیستی دولت نهم دفاع کرد؟!

     اسماعیل کهرم، محمد درویش، ناصر کرمی و معصومه ابتکار از کارنامه دولت نهم در حوزه محیط زیست سخن می‌گویند. روایت ایسنا را با عنوان: «قهر آشکار با طبیعت ایران زمین» می‌توانید اینجا بخوانید.

   پیوست:
این هم یک روایت دیگر از همان ماجرا!
- گفتگوی سبزپرس با محمد درویش به بهانه روز جهانی محیط زیست: در ایران پژوهش دقیقی از تغییرات اقلیمی نداریم.
خشکسالی؛ «چالشی» که می‌توانست «فرصت» باشد نه تهدید – محمّد درویش

چرا طرفداران محیط زیست باید از میرحسین حمایت کنند؟

سه شنبه ۱۹م خرداد ۱۳۸۸

چرا سبزها باید از موسوی حمایت کنند؟

      این پرسشی است که برای یافتن پاسخ آن می‌توانید ساعت ۵ بعدازظهر امروز خود را به محل برگزاری نخستین نشست مطبوعاتی ستاد حامیان محیط زیستی طرفدار میرحسین موسوی برسانید تا هم به سخنان: دکتر تقی شامخی ، دکتر مجید مخدوم، دکتر سید عطا رضایی، مهندس عباس محمدی ، مهندس یاسر انصاری کجوری، مهندس محمد مجابی، آقای عبدالرضا باقری، خانم مهندس زرین احمدزاده، دکتر فرهنگ قصریانی و نگارنده گوش فرادهید و هم پاسخ پرسش‌های احتمالی‌تان را بجویید.

اعلام حمایت ۱۳۸ تن از پژوهش‌گران کشاورزی و منابع طبیعی کشور از میرحسین موسوی

سه شنبه ۱۹م خرداد ۱۳۸۸

    بیانیه‌ی پیوست که به همت همکاران عزیزم در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان فارس تهیه شده است، به امضای ۱۳۸ پژوهش‌گر حوزه‌ی منابع طبیعی و کشاورزی کشور رسیده که از این تعداد، ۳۴ نفر دارای مدرک دکترا و بقیه فوق لیسانس هستند.
    مشروح بیانیه که آشکارا بر نقاط ضعف موجود در حوزه‌ی منابع طبیعی، کشاورزی و محیط زیست کشور انگشت نهاده است، به شرح زیر است.

حمایت از میرحسین حمایت از میراث طبیعی و ملی ایران است

به نام خدا

      بدون شک شرایط خطیر کشور و دشواری‌ها و نابسامانی‌هایی که در حیطه‌ی محیط زیست و کشاورزی مملکت در دوره‌ی دولت نهم رخ داده است بر هیچ کس پوشیده نیست. 
اینجانبان، محققان و متخصصان بخش کشاورزی، منابع طبیعی و محیط زیست که از نزدیک و به طور ملموس بر این نابسامانی‌ها واقف‌ایم، بنا بر وظیفه‌ای که خداوند متعال بر دوش آگاهان جامعه نهاده است، بر خود لازم می‌دانیم گوشه‌یی از اهم مشکلات را برشمرده و بر لزوم تغییر در روند موجود تأکید ورزیم.
     همچنین از آن‌جا که در مجموعه‌ی سوابق مدیریتی و نیز بیانیه‌ها و شعارهای آقای سید میرحسین موسوی نشانه‌های روشنی از عزم ایشان برای بازنگری و ایجاد تحول در ساختار فعلی و حرکت در مسیر توسعه‌ی پایدار دیده می‌شود، از نامزدی ایشان در دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری قاطعانه پشتیبانی می‌کنیم و امید آن داریم که تمامی متخصصان و نیز بهره‌برداران عزیز بخش کشاورزی و منابع طبیعی کشور از این فرصت گرانبها برای نجات کشور غفلت نکرده و سهم تاریخی خویش را ایفا کنند.
مهمترین نابسامانی‌های وضع موجود را چنین می‌توان برشمرد.

۱-در حوزه‌ی محیط زیست و منابع طبیعی:
نبود اعتقاد و التزام عملی به مفهوم بنیادین و حیاتی توسعه‌ی پایدار و همه‌جانبه که به طور آشکار از سوی رییس جمهور به دفعات ابراز شده ریشه‌ی تصمیم‌ها و اقدام‌های زیانبار در این حوزه بوده و  تبعاتی همچون موارد زیر را در بر داشته است.
- تضعیف جایگاه محیط زیست و منابع طبیعی در مدیریت کلان کشور؛
- انحلال شورای عالی محیط زیست که ضامن اجرایی و قانونی برای هماهنگی طرح‌های توسعه‌یی با محیط زیست بوده است؛
- ناکارآمدی، ضعف شدید مدیریت و غلبه‌ی دیدگاه غیر تخصصی در سازمان حفاظت محیط زیست؛
- تصویب طرح‌های توسعه‌یی نفتی در نزدیکی تالاب‌های بین‌المللی که سرمایه‌های بی‌بدیل ملی و حتا جهانی‌اند؛
- تخریب گسترده‌ی منابع طبیعی، از جمله تغییر کاربری اراضی جنگلی به کاربری‌های صنعتی و کشاورزی و تلاش در قانونی کردن آن؛
- نزول ۵ پله‌‌ای ایران از نظر پایداری محیط زیستی در طول سال‌های اجرایی برنامه ۵ ساله چهارم.

۲- در حوزه کشاورزی:
- وارد آوردن آسیب جدی به تولید پایدار در بخش کشاورزی و نبود توجه به مزیت‌های نسبی منطقه‌یی که منجر به گرایش تک‌محصولی و گسترش لجام گسیخته واردات در این بخش شده است؛
- وارد آوردن آسیب جدی به منابع و ذخایر آب زیرزمینی کشور در جهت تولیدات تک‌محصولی؛
- بی توجهی به دیدگاه‌های کارشناسی و تخصصی در تصمیمات اجرایی؛
- تنزل توان تحقیقاتی مجموعه‌ی کشاورزی به پایین‌ترین حد خود در سال‌های اخیر به دلیل کاهش شدید توجهات مادی و معنوی به این مجموعه‌ی توانمند (اشاره به نامه‌ی سرگشاده‌ی تاریخ مرداد ۸۷ انجمن اعضای هیأت علمی مؤسسه‌ی تحقیقات جنگل‌ها و مراتع در خبر نامه‌ی شماره ۲۸ این انجمن و بیانیه‌های بعدی محققان سایر مراکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استانی در حمایت از آن).

     در همین باره:

   بیانیه دیگری نیز در حمایت از آرمان های سبز میرحسین تهیه شده که همچنان بر شمار امضاکنندگان آن نیز افزوده می شود. متن بیانیه را در سبز پرس بخوانید.


valve software the
Rodney's Search Widget plugged in.