برای اشکهای اسماعیل کهرم …

گمان برم همهی ایرانیانی که در صبحگاه روز دوشنبه – ۹ دی ماه ۱۳۸۷ – بینندهی برنامهی روز از نو از شبکهی دوّم سیما بودند، خاطرهی نسیم دلانگیزی که از لابه لای گفتگوی صمیمانهی استاد اسماعیل کهرم با مجری برنامه (جناب خسروی) گذشت، هرگز از یادشان نرود و در خُنکای آن نسیم جانبخش تا مدتها شناور باشند.
کهرم، نامی است که نهتنها هر پرندهشناسی در ایران میشناسد و برایش حرمت قایل است، بلکه تقریباً تمامی علاقهمندان به طبیعت وطن او را شناخته و برای عشق پاکش به مواهب طبیعی سرزمین مادری حرمت و احترام قایلند.

کهرم در جایی از این گفتگو، وقتی که خواست از نگاه معصوم، چهرهی پاک و سیمای بیگناه پرندگان توصیفی ساده به بییندهی خودش ارایه دهد، ناگهان اشک در چشمانش جمع شد و نتوانست کلام خود را به پایان ببرد … او در میان اشک و آه میپرسید: چگونه میتوانیم این همه زیبایی و معصومیت و پاکی را نادیده گرفته و خواسته یا ناخواسته کمر به نابودی این زیستمندان ارزشمند طبیعت وطن بربندیم؟!
کهرم، از آن جمله دانشمندان طبیعت دوستی است که از سر اتفاق به این رشته نلغزیده است؛ او تاکنون بارها و بارها نشان داده که برای حفظ مصالح راستین طبیعت وطن، حاضر است هر مصلحت و امتیاز دلفریب دیگری را به حاشیه راند.
برای او و اشکهای مقدسش حرمت قایل هستم و ایمان دارم که همین اشکها و همین دانش بزرگمردان و زنانی چون اوست که میتواند نگهبان راستین موجودات بیگناهی باشد که در این آب و خاک مقدس روزگار میگذرانند.

مؤخره:
اسماعیل کهرم، در این گفتگو به چند آمار و دریافت جالب دیگر هم اشاره کرد:
- این که به ازای هر انسان موجود در کرهی زمین متجاوز از ۲۵۰ میلیون حشره و آفت زیست میکنند؛ آفتها و حشراتی که یکی از مهمترین اهرمهای نظارتی بر جمعیت آنها، همین پرندگان هستند.
- این که یک جفت گنجشک بعد از پنج سال میتواند شمار خود را به دو میلیون برساند (در مورد موش، این رقم متجاوز از پنج میلیون است).
- و این که مادر طبیعت چگونه و با چه قانون و نظم خیرهکنندهای برای کنترل شمار تمامی گروهها و گونههای گیاهی و جانوری، دستی بالای دست آفریده و شکارگری طبیعی قرار داده است، البته اگر انسان این نظم و قانون را بشناسد و به آن احترام نهد.



چهارشنبه ۱۱م دی ۱۳۸۷ در ۱:۱۸ ب.ظ
گفتاری از کوروش بزرگ (ترجمه شده از منشور پارسوماش):
به فهم آب رسیدن و گندم را گرامی داشتن،
این آیین من است.
پس هرکه رونده ای را بیازارد
جهان را آزرده است.
او که درختی را بیفکند،
بی اجاق خواهد مرد.
او که آب را بیالاید،
روان خویش را آلوده است.
درود بر دکتر کهرم عزیز که فرزند پاکزاد این خاک و بوم است و رهرو طریق کوروش کبیر که خاک وآب و گیاه را گرامی می داشت.
و با احترام به عشقی که به طبیعت و زندگی و زیبایی دارد.
پنجشنبه ۱۲م دی ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۲ ق.ظ
زنده باد دکتر کهرم. همان مردی که علم را آمیخته به عشق و احساس به ما می آموزد.
پنجشنبه ۱۲م دی ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۲ ب.ظ
سلام علاقه مند به همکاری با شما هستم در صورت امکان و علاقه ایمیل خود را برایم بفرستید. متشکرم
شنبه ۱۴م دی ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۸ ب.ظ
سلام. مسلما حتما می دانید که حشره و آفت مترادف نیستند و فرقشان بسیار است! از یک میلیون گونه حشره فقط حدود ۲ تا ۳ هزار گونه آفت بشمار می روند (البته آن هم از دید بشر دو پا). از طرف دیگر در میان سایر گروههای جانوران نیز آفت وجود دارد و آفت بودن مختص حشرات نیست!
شنبه ۵م بهمن ۱۳۸۷ در ۲:۱۲ ب.ظ
[...] - عکس گرفتن در کنار لاشهی شکار به چه معنی است؟ - برای اشکهای اسماعیل کهرم - از مارمولکها بیاموزیم - در نکوداشت روز ملی حمایت از [...]
سه شنبه ۱۶م تیر ۱۳۸۸ در ۳:۵۶ ب.ظ
جناب دکترکهرم عزیز:مسئول اداره محیط زیست داراب
پنجشنبه ۳م دی ۱۳۸۸ در ۹:۰۷ ب.ظ
درود بر دکتر کهرم
درود بر شرافت دکتر کهرم
جمعه ۴م دی ۱۳۸۸ در ۱:۱۱ ق.ظ
کهرم مرد بزرگی است.
شنبه ۱۹م دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۵ ق.ظ
[...] وبلاگ مهار بیابانزایی در آخرین پست خویش [...]
پنجشنبه ۲۲م بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۰ ب.ظ
دکتر کهرم عزیزایکاش محیطزیست فقط چندنفر مثل شما عاشق دلباخته طبیعت داشت
جمعه ۲۳م بهمن ۱۳۸۸ در ۵:۲۱ ق.ظ
درود بر شما و دکتر کهرم عزیز.
دوشنبه ۲۶م بهمن ۱۳۸۸ در ۳:۱۶ ب.ظ
سلام با تشکر از مطالب خوبتون در صورت امکان ایمیل دکترکهرم را برایم میل کنید واقعا ممنون میشم.
دوشنبه ۲۶م بهمن ۱۳۸۸ در ۳:۲۳ ب.ظ
درود بر شما
من متاسفانه ایمیلی از ایشان ندارم. اما تلفنشان را دارم. می خواهید؟
یکشنبه ۲م اسفند ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۰ ب.ظ
سنجاقک هفت رنگی در کویر خراسا ن خودرا به روغن سوخته خودرو همکاردکترکهرم میزند ومیمیردودکتر ناراحت میشودبه دشت لاله های واژگون میرودوبه گردشگران می آموزد که این گلها چطور رفتار بکنندوهنگامیکه آنفولانزای مرغی پرندگان راتهدید میکند دکتر باستانی پاریزی مگویند:پس کجا هستند دکترکهرم؟استاد درویش درود بر شما وهمه پاسداران محیط زیست. ((قفس درست کردن هنر نمی باشد نفس درست کردن هنر است))
دوشنبه ۳م اسفند ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۵ ق.ظ
جناب اسرافیلی عزیز:
ماجرای آن سنجاقک هفت رنگ چیست؟ می شود بیشتر توضیح دهید؟
درود …
دوشنبه ۳م اسفند ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۲ ب.ظ
باسلام”دکتر روزی به کویر خراسان میروندودر جایی توقف میکنند راننده ازفرصت استفاده کرده وروغن سوخته را در کویر خالی میکند ودرپاسخ اعتراض دکتر میگوید اینجا هیچ موجودی نیست بلافاصله سنجاقکی ظاهر میشودکه درزیر نور خور شید میدرخشد.با مشاهده عکس خود درروغن خود را بدان میزندو…کام دکتر کهرم آنروز تلخ میشود . بدرود استاد درویش.
دوشنبه ۳م اسفند ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۴ ب.ظ
چه خاطره جالب و رخداد عجیبی … ممنون جناب اسرافیلی عزیز.