دست نگه دارید؛ لطفاً جنگلها را حراج نکنید!
در پی اعلام این خبر که گروهی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی درصدد تنظیم و ارایهی طرحی به صحن بهارستان هستند تا به موجب آن، دولت مجاز باشد تا اراضی ملّی موجود تا ارتفاع ۲ هزارمتر را به بهانهی رونق کشاورزی و اشتغالزایی به افراد حقیقی واگذار کند (در قطعات ۲ هکتاری) و حتا امکان ساخت ویلا در این قطعات هم دیده شده است! نگارنده گفتگویی را با بخش فارسی صدای آلمان (دویچه وله) انجام دادهام که متن آن را میتوانید در این نشانی مطالعه فرمایید و یا در این نشانی آن را گوش کنید.
گفتنی آن که خوشبختانه اغلب متولیان این حوزه – چه در بخش دولتی و چه در بخش مردمنهاد و دانشگاهی – با این طرح آشکارا مخالفت کردهاند که از آن جمله میتوان به پژواک شایستهی جامعه جنگلبانی ایران، انجمن علمی جنگلبانی ایران و انجمن علمی اعضای هیأت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع اشاره کرد.





شنبه ۱۷م اسفند ۱۳۸۷ در ۶:۳۴ ب.ظ
با احترام،
بسیار عالی است حتی اگر ارتفاع بیش از دو هزار متر هم واگذار شود بدین ترتیب دیگر لازم نیست کسی برای محیط زیست و طبیعت غصهدار باشد…!!!
پاسخ:
اعتراف می کنم تا به حال از این منظر طنازانه به ماجرا ننگریسته بودم!
زنده باشی سام عزیز.
یکشنبه ۱۸م اسفند ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۹ ق.ظ
سلام
نمیدانم واقعا چه زمانی صدای طرفداران محیط زیست در این مرزوبوم به گوش افراد و مسئولان بی تفاوت خواهد رسید؟آیا واقعا آن روز برای رسیدن به یک توسعه پایدار فرصت چندانی خواهیم داشت؟حکایت امروز ما حکایت همان شخصی است که بر شاخه ای نشسته بود و همان را اره می نمود: یکی بر سر شاخ، بن می برید!
یکشنبه ۱۸م اسفند ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۰ ق.ظ
به به…پس نون کشاورز و دامدار و ؟؟؟ تو روغن است!یه مزرعه با منظره ی دریا!چه رمانتیک خواهد شد….
یکشنبه ۱۸م اسفند ۱۳۸۷ در ۴:۳۷ ب.ظ
درویش عزیز بسیار عالی و روشنگرانه بود. به نوبهی خودم ازت ممنونم. حتی فکر کردن به چنین طرحی هم آدم را دیوانه میکنه.
امیدوارم فعالان منابع طبیعی همچنان مجدانه تلاش کنند تا سیاهی این پیشنهاد دامن جنگلهای سبز ما را نگیرد. به اندازهی کافی درد برای منابع طبیعیمان وجود دارد.
دوشنبه ۱۰م فروردین ۱۳۸۸ در ۸:۰۲ ق.ظ
جناب درویش، مطالبی که در این مصاحبه گفتید، منو بشدت تحت تاثیر قرار داد. همیشه برداشتم از تخریب محیط زیست و جنگل و مرتع در همین حد گفته های شما بود، اما وقتی به کارشناسش (سازمان جنگلها، مثلاً پدرم) مراجعه می کردم روند کلی (به عنوان مثال جنگل) رو نه تنها تخریب نمی دونستند، بلکه حتی اعتقاد به رشد هم داشتند. به یاد آهنگی از کیوسک افتادم که در وصف اوضاع وخیم ایران خونده شده بود: “کلنگی قابل سکونت”
از اینکه چنین وبلاگ تاثیرگذاری دارید بسیار بسیار باعث دلگرمیه و مشتاقم اطلاعات زیست محیطی خودم رو بالا ببرم و به این نهظت شما بپیوندم.