در ستایش خرداد
خرداد را شاید بتوان شاهبیت تظاهرات دیداری طرفداران محیط زیست دانست؛ ماهی که در آن بیشترین مناسبتهای زیستمحیطی رخ داده و گرامی داشته میشود.
خرداد با گرامیداشت روز «تنوع زیستی» در سراسر جهان آغاز میشود؛ روزی که یادآور ارزشمندترین گوهر طبیعت و مهمترین دلیل طرفداران محیط زیست برای پاسداری از آن بوده و خواهد بود. تنوع زیستی، همچون کتابی خطی و یگانه است که نه نظیری دارد و نه امکان بازتولید آن فراهم است و نه حتا اگر از رویش کپی هم تهیه شود، ارزش نسخهی نخستین را دارد. برای همین است که بیشترین فریاد سبزها در طول تمدّن بشری، زنهاری است که به همنوعان خویش میدهند که مبادا به بهانهی توسعه، به دست خود خزانهی ژنی حیات را با تهدید مواجه سازیم.
در دهمین روز خردادماه، روز بدون دخانیات را گرامی میداریم و از قاتلی که به راحتی در جیب جای میگیرد (سیگار) اعلام برائت میکنیم (تعارف را کنار بگذاریم. من نمیپذیرم که از میان دوستان محیطزیستی، کسی شعار طرفداری از طبیعت سر دهد و در همان حال، با دود کردن سیگار، هم از کارایی خود و اطرافیانش بکاهد و هم به کارایی زادبوم مشترک آسیب رسانده و بر غلظت آلودگی آن بیافزاید).
در پانزدهمین روز هم که همه میدانیم، روز جهانی محیط زیست را در کلیت آن باید گرامی داشت و به یاد خود و مدیران و رهبران کشور انداخت که اگر خواهان اقتصادی پویا و جامعهای پایدار هستیم، ملاحظات زیستمحیطی را باید عملاً به صدر اولویتهای راهبردی کشور نزدیک کنیم.
در بیست و پنجمین روز از خردادماه، جهانیان در اقدامی سمبلیک، به ستایش زیباترین جلوهی طبیعت پرداخته و روز جهانی «گل» را گرامی میدارند. باشد که ما نیز راه رسم شناور ماندن در زیباییاش را بیشتر فراگیریم.
و سرانجام در بیست و هفتمین روز از خردادماه، آیینهای مربوط به روزجهانی مقابله با بیابانزایی و خشکسالی را برپا داشته و میکوشیم تا نشان دهیم، آنچه باید مهار شود، بیابانزایی است و نه بومسازگان ارزشمندی به نام بیابان.
با این وجود، باید اعتراف کنم که نگارنده به یک دلیل شخصیتر دیگر نیز، به خردادماه عشق میورزد و آن را سبزترین ماه سال میداند! خرداد، ماه تولّد استاد عزیز و فرزانهام، سید آهنگ کوثر است؛ دانشمند فرزانهای که تمام هستی و دانش و سلامتی و توان خود را مشتاقانه و عاشقانه برای آبادانی بیابانهای ایران و افزایش اندوختهی آبی کشور مصروف داشته و هیچگاه منت آن را به رخ کسی نکشید.
پنجم خردادماه سال ۱۳۸۶، نخستین روز هفتاد و یکسالگی کوثر عزیز، بر همهی طرفداران راستین محیط زیست وطن مبارک باد.




دوشنبه ۷م خرداد ۱۳۸۶ در ۹:۴۶ ب.ظ
تولدش فرخنده باد.
سه شنبه ۸م خرداد ۱۳۸۶ در ۱:۵۱ ق.ظ
باسلام. مهندس عزیز، خانه مجازی جدیدتان مبارک. بی خبر نقل مکان کردید. امیدوارم با شور و نشاط همیشگی تان ادامه دهید. برای شما آرزوی موفقیت و سربلندی دارم.
سه شنبه ۸م خرداد ۱۳۸۶ در ۵:۴۴ ق.ظ
مبارک باشه ،
سه شنبه ۸م خرداد ۱۳۸۶ در ۹:۳۶ ق.ظ
سلام
خسته نباشی
روزی خواهم آمد ، و پیامی خواهم آورد
در رگ ها نور خواهم ریخت
و صدا خواهم در داد: سبد هاتان پر خواب !
سیب آوردم ، سیب سرخ خورشید خواهم آمد و گل یاسی به گدا خواهم داد
زن زیبای جذامی را گوشواری دیگر خواهم بخشید
کور را خواهم گفت چه تماشا دارد باغ !
دوره گردی خواهم شد ، کوچه هارا خواهم گشت جار خواهم زد شبنم ، شبنم ، شبنم
رهگذاری خواهد گفت :راستی را ، شب تاریکی است
کهکشانی خواهم دادش
روی پل دخترکی بی پاست ، دب اکبر را بر گردن او خواهم آویخت !
من گره خواهم زد چشمان را با خورشید
دل ها را با عشق
سایه ها را با آب شاخه ها را با باد
و بهم خواهم پیوست خواب کودک را با زمزمه زنجره ها
گلدان را آب خواهم داد
و هیچ درختی را نخواهم گذاشت در دسترس تیغ کش غدار
و به تراوت پاک درختان سجده خواهم زد
قبله ام را محل سرود ترنم باد بهار خواهم سپرد
پنجشنبه ۱۴م خرداد ۱۳۸۸ در ۱:۰۹ ق.ظ
[...] پیشتر هم گفتهام که خرداد، یکی از سبزترین ماههای سال از منظر مناسبتهای محیط زیستی است؛ ماهی که با روز جهانی تنوع زیستی شروع و با روز جهانی مقابله با بیابانزایی به پایان میرسد و البته این وسطها هم کلی مناسبت شیرین سبز – چه در مقیاس ملّی و چه جهانی – وجود دارد که سرآمد آن بی شک پنج ژوئن یا روز جهانی محیط زیست است. خرداد البته ماه تولد پدر آبخوانداری ایران و یکی از شریفترین فرزندان این آب و خاک – آهنگ کوثر – هم هست که حضورش و تلاش خستگی ناپذیرش به بسیاری از جوانان نیکاندیش وطن امید بخشیده و میبخشد و البته جراحتها و کملطفیهایی را هم که تحمّل کرده و میکند، کم از روزگار غمزدهی طبیعت وطن ندارد. گفتم روزگار غمزده، یاد انتخابات ریاست جمهوری دهم افتادم که همچون چند خرداد پیش از خود، همچنان بیتفاوت از کنار این فرصت تاریخی، یعنی به اشتراک نهادن گرایههای محیط زیستی در شعارهای انتخاباتی و برنامههای ارایه شدهی داوطلبین ورود به ساختمان پاستور میگذرد! حرف البته بسیار است، امّا اغلب آنها تف سربالاست که مستقیم بر سرخودمان فرود میآید! پس بهتر است فعلاً آنها را درز گیریم … امّا دو شعاری که قصد داشتم به معرفیشان بپردازم، یکی شعار روز جهانی محیط زیست است که همچنان از من و تو میخواهد به کمک یگانهی کرهی مسکون شتافته و او را در مواجهه و مقابله با خطر تغییرات آب و هوایی و جهان گرمایی یاری رسانیم. شعاری که میتوانست در برنامههای ۴ کاندیدای ریاست جمهوری امسال هم نمودی عینیتر یافته و به عنوان یکی از محورهای تحرک بخشیدن به تشکلهای مردمنهاد محیط زیستی پررنگتر دیده شود. امّا انگار نه انگار که جهانگرمایی و تغییر اقلیم هم میتواند برای ایران خطرآفرین باشد! همان ایرانی که ضریب تغییرات حجم آبهای سطحی آن در دو سال متوالی میتواند تا ۵۰ درصد تغییر کرده و بسیاری از لولههایش این چند ساله در زمین سبز کردهاند (کنایه از نشست زمین و بیرون ماندن سرلولههای چاههای عمیق که کشاورزان از آن با عنوان سبزکردن لوله نام میبرند)! دست کم کاندیداها میتوانستند این پرسش جدی را طرح کنند که چرا هنوز در ایران پژوهشی مستدل برای بررسی نشانزدهای جهانگرمایی بر وضعیت منابع طبیعی، کشاورزی، تنوع زیستی و اندوختههای آبی و تالابهای ارزشمند آن صورت نگرفته است؟ آیا باید علاوه بر بختگان و طشک و کم جان و گندمان و ارژن و پریشان و هامون و گاوخونی، دریاچه ارومیه را هم از دست بدهیم تا دریابیم که خطر جدی است؟ [...]