قتل درختان دره زیبای دیوین در الوندکوه!
همزمان با برپایی همایش بینالمللی حقوق محیط زیست و سخنان دلگرمکنندهی یکی از قضات عالیرتبهی کشور، شاهد تجاوز گستاخانه و نابخردانهی دیگری به طبیعت ناب وطن در قلب تپندهی همدان هستیم.
تصاویری که میبینید نشان از فاجعهای گران در قلب الوندکوه دارد؛ درهی دیوین یکی از درههای ناب دامنههای شمالی الوند است که به همراه دره برفین، دره گنجنامه، دره عباس آباد، دوزخ دره، دره گوساله، دره کیوارستان، دره سیمین دره و دره مرادبیگ چشماندازی ناهمتا را برای مردمان دیار ابنسینای فرزانه آفریدهاند. اینک اما هموطنی از اهالی آن خطهی فرزانهپرور خبرمان داده است که درختان زیبا و چشمانداز بهشتگونهی دیوین در سکوت من و تو و بیتفاوتی مسئولین منطقه، به بهانهی واهی «۴ دیواری اختیاری» قطع شده و به ذغال بدل میشوند!
صرف نظر از این که میشود عرصههای طبیعی را این گونه سهل فنس کشی کرده و ادعای مالکیت کرد؛ اصولاً قطع درختان به هر بهانهای جرم بوده و دارای مجازات است. به خصوص اگر درختان ، علاوه بر تلطیفکنندگی هوا و آشیانسازی پرندگان، کارکرد حفظ آب و خاک در مناطق شیبدار و حساس به فرسایش را نیز دارا باشند.
امید است که مسئولین اداره کل منابع طبیعی استان همدان، قاطعانه وارد موضوع شده و با متخلفان و متجاوزین به حریم طبیعت برخوردی سزاوارانه کننند.
با سپاس از رسول کریمی عزیز که مرا از این ماجرا آگاه ساخت.
در باره تخریبی دیگر در همدان:









پنجشنبه ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۵:۰۷ ب.ظ
تصاویری که درختان و گل ها سالم هستند مربوط به بهار ۸۵ کی باشد.
پنجشنبه ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۵:۴۴ ب.ظ
تصاویر بریده شدن درخت هم بنا بر اطلاعات تصویر مربوط به ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ می باشد و با موبایل N73 تهیه شده است.
پنجشنبه ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۸:۲۸ ب.ظ
درود بر جناب درویش عزیز….
ممنون از اظهار لطفتان….
درست می گویید ولی وقتی آدمی فسرده و فشرده می شود دیگر مثه سابق نمی تواند مانند گل شکفته باشد…
خبر بدی بود…راستش فکر نمی کردم در همدان نیز چنین جای زیبایی باشد….تصویری که از همدان دارم خرابه ها است و مخروبات…
متاسفانه با تصویب چنین طرح هایی به ناکسان بی همه چیز اجازه داده میشه کار خود را قانونی و شرعی جلوه بدن….
پیروز باشید
پنجشنبه ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۸:۴۲ ب.ظ
ممنون از توضیحات تکمیلی ات جناب رسول کریمی عزیز … افسوس که در بهار ۸۸ اینگونه گورستانی ساحته ایم …
پنجشنبه ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۸:۴۲ ب.ظ
۱۲ اردیبهشت را امیدوارم درخت ستیزان همدانی هرگز فراموش نکنند.
پنجشنبه ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۸:۴۴ ب.ظ
مرد خاکی عزیز: اتفاقا در هنگام فسردگی و فشردگی چون گل بودن و خندیدن و خنداندن هنر است … به من زنگ بزن برادر …
جمعه ۲۵م اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۵ ق.ظ
سلام
من نمیدونم شما همدونی هستید یا نه ؟ از این مطلبتون سپاسگذارم. بنده زاده ان شهرم وسالها ست دور از ان در واقع دور از وطن از خودتان بیشتر برایم بگید اگر ممکن است مطالب شما رو چند بار ی خوندم از سایت بالاترین
جمعه ۲۵م اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۱:۳۳ ق.ظ
دلم درد گرفت!
ولی دلم نمیآید که بگویم دستشان بشکند که شکی ندارم که این کار او یا آنان از جهل است و بس.
جمعه ۲۵م اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۱:۴۱ ق.ظ
اما در جواب «مرد خاکی» باید بگویم که درههای الوند زیبا را باید دید تا به زیباییهای آن پی برد.
روزی در جوانی، سالهای ۴۰ از سیاهدره که امروز گویا پیست اسکی شدهاست پایین میآمدیم. کنار یکی از چشمههای زیبا آن نشستیم تا رفع خستگی کنیم و چایی بنوشیم. زندهیاد اجّل گفت:
رضا شاه حیف نماندی تا اینجا را هم به بینی.
من با عصبانیت پرسیدم:
چرا؟
زندهیاد اجل که در آنزورها شصتسالی از عمرش میگذشت و از پایهگزاران کوهنوردی فنی ایران هم بود، لبخندی زد و گفتّ
برای اینکه ستم بیشتری بر ما روا دارد.
جمعه ۲۵م اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۸:۲۵ ق.ظ
ممنون هموطن دور از وطن … جناب علیرضا عزیز … من محمد درویش هستم که بر خلاف شما در همین نزدیکی ها زندگی می کنم … در قلب تپنده وطن و کنار می آیم با جراحات هر روزه اش … با دردهایش می گریم و با شادی هاش خوشنود می شوم … ایران را بسیار دوست دارم و دلم می خواهد روزی را شاهد باشم که همه به ایرانی بودن خود افتخار کنند … چه آنها که در این سوی آب هستند و چه آنها که در آن سو … در بسیاری از شهرهای ایران زندگی کرده ام از بروجرد و سردشت گرفته تا آبادان و خرمشهر و اصفهان و مراغه و نجف آباد و قم و تهران و ساوه و کرج و ارومیه و … برای همین خود را ایرانی می دانم و بشاگرد و همدان و توییسرکان و ایران شهر و میانکنگی و شیراز و … را هم همانقدر دوست دارم که زادگاهم تهران را. دوستت دارم علیرضا و خوشحالم که به خوانندگان مهار بیابان زایی پیوستی. برای اطلاع بیشتر می توانی پروفایل محمد درویش را هم نگاهی بیاندازی.
جمعه ۲۵م اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۸:۳۰ ق.ظ
سلام
با اجازه شما من این مطلب رو همراه با لینک به اینجا در وبلاگمون میگذارم.
با تشکر.
دوست داشتین به وبلاگ سر بزنین.
ممنون
جمعه ۲۵م اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۸:۵۷ ق.ظ
سلام بر حسین عزیز: اجازه من هم دست شما … سبب افتخار است و اجازه لازم نیست. درود …
جمعه ۲۵م اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۹:۰۷ ق.ظ
عمو اروند عزیز … ببخش مرا که اندوهت را بیشتر کردم … اما باور کن که دل من هم به درد آمد از این همه حماقت و نادانی … چرا کسی به فکر آینده ایران و کودکان پاکنهادش نیست؟!
جمعه ۲۵م اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۶:۰۳ ب.ظ
قطع پانصد اصله درخت در باغ های گنج نامه همدان در آبان ۱۳۸۷
http://www.farsnews.net/imgrep.php?nn=8708170778
جمعه ۲۵م اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۹:۰۴ ب.ظ
رسول جان ممنون که پیگیرانه محیط زیست همدان را پایش می کنی. درود بر تو.
جمعه ۲۵م اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۹:۳۹ ب.ظ
وظیفه هر فردی است که در رابطه با طبیعت (که عاشقشم) احساس مسئولیت بکنه !
حالا که می دانم شما هستید که صدای مرگ طبیعت را به مسئولین و دیگران تذکر دهید، حتما و پیگیرانه اخبار در این زمینه را مخصوصا از اول تیرماه تا پایان شهریور ماه که در همدان هستم، بررسی و برای شما گزارش می کنم.
خیلی ممنون از زحمات شما
جمعه ۲۵م اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۹:۵۵ ب.ظ
خبری در شهریور ۸۷:
پرونده قطع درختان دانشگاه علوم پزشکی همدان به دادسرا رفت
http://www.baztabonline.com/fa/pages/?cid=741
جمعه ۲۵م اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۹:۵۶ ب.ظ
چنین روحیه هایی خوشحالم می کنند … درود بر تو رسول عزیز.
شنبه ۲۶م اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۹ ب.ظ
سلام آقای درویش
زمستان سالی که گذشت در شیراز هم تعدادی از درخت های جلوی دانشکده ی داروسازی را به بهانه ی راه سازی قطع کردند. این اقدام با اعتراض ریاست دانشکده و دانشجویان مواجه شد ولی مخالفت ها راه به جایی نبرد. من از ترم دوم(زمستان) درسم شروع شد به همین خاطر در جریان جزئیات نیستم. همین بس که با یک سری مشکلات دیگر قاطی شد و راه سازی کار خودش را کرد.(حداقل من تا اینجای قضیه را می دانم)
خبرهای این چند روز خیلی بد بودند. طبیعت تا کجا تاب می آورد؟ کاش ما آدم ها وظیفه ی آدمیت خودمان را درست انجام می دادیم.
با سپاس
نفیسه