اعلام موجودیت یک پویش محیط زیستی که سابقه‌ای در تاریخ ایران ندارد!


میرحسین موسوی دولت سبز تشکیل خواهد داد؛ از او حمایت کنیم

     بعدازظهر دیروز نخستین و بزرگترین پویش (کمپین) طرفداران محیط زیست در ایران اعلام موجودیت کرد؛ رخدادی که نه‌تنها در سال‌های پس از انقلاب، که در طول تاریخ حیات ۲۵۰۰ ساله‌ی ایران نظیری ندارد. دیروز بسیاری آمده بودند و بسیاری حتا جا نبود که بیایند!
     همواره گفته‌ام که اگر می‌خواهیم ملاحظات محیط زیستی به جایگاهی درخور در سبد اولویت‌های راهبردی کشور برسند، باید بتوانند حامیان پرقدرت سیاسی بیابند. و باید بتوانند از زبان عالی‌ترین مقامات کشور بازگو شده و پیگیری گردند.
     حمایت بی چون و چرای دکتر زهرا رهنورد از گرایه‌های محیط زیستی این پویش و انتشار همزمان مانیفست محیط زیستی میرحسین موسوی، نشان داد که می‌توان امیدوارتر از گذشته به آینده نگریست و همچنان مطالبه‌محور کوشید تا آنچه که حق ما و فرزندان‌مان در برخورداری از هوا و آب و خاک سالم است، محقق شود.
     در باره‌ی همایش دیروز بیشتر خواهم نوشت و امیدوارم که دوستان حاضر هم بنویسند، فعلاً متن سخنرانی خویش را منتشر می‌کنم:

آرزویم این است که رنگ سبز طرفداران میرحسین موسوی
همان رنگ سبزی هم باشد که
نشانه‌ی نشاط و شادابی سرزمین مادری و طبیعت ارزشمند ایران‌زمین است

مرا می‌شناسی تو ای عشق،
من از آشنایان احساس آبم،
و همسایه‌ام مهربانی است،
و توفان یک گل مرا زیر و رو کرد.
پرم از عبور پرستو،
صدای صنوبر،
سلام سپیدار،
پرم از شکیب و شکوه درختان،
و در من تپش‌های قلب علف ریشه دارد.
دل من گره‌گیر چشم نجیب گیاه است.
صدای نفس‌های سبزینه را می‌شناسم،
و نجوای شبنم مرا می‌برد تا افق‌های باز بشارت.
دل روشنی دارم ای عشق،
صدایم کن از هر کجا می‌توانی ….

                                                       حمیدرضا عبدالملکیان

     و من و شما و ما حامیان محیط زیست وطن اینجا جمع شده‌ایم تا به صدای آشنای عشق پاسخ دهیم و با تمام وجودمان اعلام داریم: حاضریم از آن صدا و فریاد رسایی که شجاعانه نوای حقیقی عشق به وطن و تمامی زیستمندان پاکنهادش را بازتاب می‌دهد، حمایت کنیم.
     ما آمده‌ایم تا ثابت کنیم؛ اگر عشق، عشق باشد؛ زمان حرف احمقانه‌ای است و همچنان می‌توان امیدوارانه کوشید تا به مهار تمامی مؤلفه‌های گزنده و ناپایدارکننده‌ی سرزمین مقدس مادری همت گمارد.
     اگر و تنها اگر بتوان به حضور مردی ایمان آورد که می‌داند چگونه به جای آن که در انتظار یافتن فرصت بنشیند، در صدد ساختن فرصت است و عمیقاً باور دارد که به جز چند فرد انگشت‌شمار، همه‌ی ایرانیان فارغ از این که چه مذهب و زبان و نژاد و قومیتی دارند، عاشقانه انتظار می‌کشند تا در جریان بازگرداندن نشاط و آبادانی وطن سهم و دین خود را سزاوارانه ادا کنند.
     همان مردی که صبورانه ثابت کرد: می‌شود برای از میان برداشتن کوه، شروع به برداشتن سنگریزه‌ها کرد و موفق شد.

     و هوشمندانه یادمان انداخت:
     آن که راه شب را ادامه می‌دهد، ممکن نیست به صبح برسد!
و ما آمده‌ایم تا با کسی راهمان را ادامه دهیم که می‌داند چگونه می‌توان به صبح رسید.

     هموطنان عزیز من!
     امروز در شرایطی گردهم آمده‌ایم که طرفداران حراست از طبیعت در سراسر جهان، سی و هفتمین جشن و نکوداشت روز جهانی محیط زیست را در ۱۵ خرداد گرامی داشته‌اند.
     به جرأت می‌توان گفت: هیچ زمان چون امروز خطرات فاجعه‌بار نابخردی‌های انسانی در حق طبیعت، منجر به بروز چنین تهدیدهای مرگ‌آفرینی نشده بود. به نحوی که در جریان کنفرانس اخیر بالی اندونزی برای نخستین‌بار نخبگان جهان به رهبران همه‌ی کشورهای دنیا با لحنی بی‌سابقه هشدار دادند: «در قرن ۲۱، نظام حاکم بر بسیاری از کشورها ممکن است زیر فشار جنگ بر سر زمین و منابع آبی از هم بپاشند و این وضعیت همچنین منجر به مهاجرت‌های گروه‌های بزرگی از مردم شود.»
     اینک دانشمندان بوم‌شناس، تمامی دولت‌سالاران جهانی را فراخوانده و زنهار می‌دهند که اگر هر چه سریع‌تر برنامه‌های خود را برای کاهش محسوس فشارهای انسانی بر طبیعت اعلام نکرده و به اجرا درنیاورند، دیگر زمانی برای جبران این فرصت‌سوزی نابخشونی نخواهند داشت.
      همان‌طور که ملاحظه می‌شود، عدم رعایت هنجارهای زیست‌محیطی، فقط به قتل نبات و جانور یا فلان چشم‌انداز ناب طبیعی خلاصه نمی‌شود. ملاحظات محیط زیستی را دیگر اجازه نداریم و نباید آموزه‌هایی صرفاً لوکس و فانتزی بدانیم و بنامیم. وقایع تلخ نخستین دهه‌ی سپری شده از هزاره‌ی سوّم به خوبی نشان می‌دهد که عواقب گردن‌کشی در برابر قوانین طبیعی تاچه اندازه می‌تواند تمامی دستاوردهای توسعه و رشد اقتصادی را تحت‌الشعاع قرار داده و ناپایدار سازد. مرگ بیش از یک میلیون انسان بی‌گناه در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین، وقوع سیلاب‌های پرشمار و ویرانگر، توفان‌های مهیب، طغیان بیماری‌های مرگ‌بار و ناشناخته، افزایش روزهای غبارآلود، فزونی تلفات ناشی از آلودگی هوا، عقب‌نشینی شتابناک چالاب‌ها و تالاب‌های ارزشمند خشکی‌های زمین و به زیرآب‌رفتن بسیاری از مناطق ساحلی و جزایر مسکونی کره‌ی خاک – که با خود موجی گسترده از مهاجرت را نیز به همراه داشته و دارند – همه و همه بر این واقعیت صحه می‌نهد که زمان جدی گرفتن گرایه‌های زیست‌محیطی در ایران هم فرا رسیده و چه بهتر که نشانه‌های آن را در شعارهای انتخاباتی کاندیداهای ورود به ساختمان پاستور هم ببینیم.
      طرفداران محیط زیست – دست کم – ۳۷ سال است که در چنین روزهایی فریاد می‌زنند، درخواست می‌کنند، اشک می‌ریزند، مقاله می‌نویسند، فراخوان می‌دهند، همایش راه می‌اندازند، برنامه رادیویی و تلویزیونی می‌سازند، از فیلم‌های مستند علمی بهره می‌گیرند، فرهنگ‌سازی می‌نمایند، در تحصن و راهپیمایی حاضر می‌شوند، تشکل محیط زیستی برپا می‌دارند، امضا جمع کرده و برای مقامات تومار می‌فرستند … و خلاصه هر یک به فراخور حال و توان و تخصص و عشق خویش به محیط زیست، نهایت تلاش خود را می‌کنند تا توجه مردم و مسئولین را آن‌گونه که شایسته و سزاوار است به حفظ طبیعت و مهار حرکت‌های ناپایدارکننده‌ی سرزمین جلب کنند.
      امّا به نظر می‌رسد تا زمانی که این عشق، تخصص و اراده به حفاظت از طبیعت آنقدر قدرتمند نشده باشد که بتواند در قالب یک اراده‌ی سیاسی توانمند و دانا‌محور به عالی‌ترین سطوح تصمیم‌گیری قدرت در قوای سه گانه‌ی کشور نیز راه پیدا کند، نخواهد توانست از حقوق طبیعت و اجرای درست اصل پنجاهم قانون اساسی کشور، به شکلی سزاوارانه حراست و حمایت کند.

     و برای همین است که امروز خوشحالم …
     امروز خوشحالم که می‌بینم برای نخستین بار می‌شود رگه‌هایی از این تفکر ناب و سبزرنگ را در نزدیک‌ترین لایه‌های قدرت سیاسی و در نزد دست‌کم یکی از داوطلبان جلوس بر صندلی عالی‌ترین مقام جمهور کشور نیز حس کرد.

     می‌ماند چند آرزو:
     آرزوی این که میرحسین موسوی عزیز و یاران نزدیکش در روزهای باقیمانده از تبلیغات ریاست جمهوری از برنامه‌های محیط زیستی دولت مطبوع خویش هم با مردم سخن بگویند و با افتخار نشان دهند که این رنگ سبز می‌تواند نشانه‌ی دوستی با طبیعت هم باشد.
     دوست دارم بدانم چه معیارها و شاخص‌هایی برای کسب کرسی نهادهای متولی محیط زیست و منابع طبیعی در کابینه‌ی سبز در نظر گرفته شده است؟
     این که آیا حفظ محیط زیست و منابع طبیعی را باید در چارچوب وظایف حاکمیتی دولت تلقی کرد و یا تمامیت آن را در راستای اصل ۴۴ قانون اساسی به مردم محول ساخت؟
     این که آیا برای بررسی جرایم در حوزه‌ی محیط زیست نیاز به پرورش وکلا و قضاتی متخصص در این حوزه وجود دارد یا خیر؟
     این که چرا اصول حاکم بر حسابداری سبز در اقتصاد ایران جایی ندارد، آن هم به رغم تأکید در برنامه ۵ ساله‌ی چهارم؟
     این که آیا مجازیم تا از مناطق ۴ گانه‌ی تحت حفاظت سازمان محیط زیست، انتظار کسب درآمد داشته باشیم یا خیر؟!
     این که چرا عزمی آشکار برای استحصال انرژی‌های نو – به ویژه انرژی خورشیدی – در کشور ملاحظه نمی‌شود؟
     این که چرا همچنان تفکر مبتنی بر غلبه مدیریت سازه‌ای (مانند سدسازی) در پیش‌برد اهداف توسعه در ایران دست بالا را دارد؟
     این که برای افزایش پایداری محیط زیستی کشور و بهبود رتبه‌ی کنونی (۱۳۷) چه برنامه‌هایی را می‌توان ارایه داد؟
     و سرانجام این که آیا می‌توان در دولت میرحسین موسوی کتاب سالانه‌ی بودجه‌ای را ورق زد که در آن سهم پژوهش در حوزه‌ی منابع طبیعی و محیط زیست به بیش از ۵ درصد بودجه اجرایی رسیده باشد.
    

     یادمان باشد که کمترین دستاورد این حرکت آن است که به تدریج به زنان و مردان حوزه‌ی سیاست و قدرت نشان دهیم، حمایت از گرایه‌های محیط زیستی، نه‌تنها سبب ریزش رأی ایشان نخواهد شد؛ بلکه امتیازی ارزشمند برای افزایش درصد موفقیت داوطلبین ورود به عرصه‌های قدرت و قانون‌گذاری مملکت به شمار خواهد رفت. 

     به خدا اگر به این باور نرسیم که: سرزمینی که برای درختان و جانوران ناامن باشد، برای انسان هم ناامن خواهد بود؛ اگر به این باور نرسیم که حفظ پارک ملّی دریاچه‌ی ارومیه، حفظ شهر افسانه‌ای لوت، حفظ هامون و بختگان و ارژن و گاوخونی و انزلی و میانکاله و پریشان می‌تواند از پریشان‌ حالی مردمان کاسته و بر ضریب شادی سرزمین‌مان بیافزاید؛ و اگر به این باور نرسیم که سکوت در برابر سوزاندن لاک‌پشت‌های بی‌پناه پریشان و مرگ صدها هزار درنا و فلامینگو و پرنده‌ی کنارآبزی مهاجر دیگر، می‌تواند به همان اندازه دردناک باشد که از زبان معاون وزارت جهاد کشاورزی بشنویم: بیش از نیمی از آبادبوم‌های کشور در طول دو دهه‌ی اخیر از سکنه خالی و متروکه شده‌اند؛ نباید انتظار داشته باشیم که به این زودی‌ها، کوشش‌های جدی برای مهار و استحصال از انرژی لایزال خورشیدی و بادی در دستور کار دولت‌ها قرار گیرد؛ انرژی‌هایی که اگر مهار شوند، هم از میزان تجاوز به زیستگاه‌های طبیعی کاسته می‌شود، هم نرخ آلودگی و انتشار گازهای گلخانه‌ای پایین می‌آید، هم آلودگی‌های شنیداری، دیداری و هسته‌ای کاهش خواهد یافت، هم تولید ناخالص ملی فزونی گرفته و رفاه بیشتری را با توزیع بهتری می‌توانند ایرانیان درک کنند و هم جهانی امن‌تر و با کیفیت‌تر برای انسان و دیگر زیستمندان عالم بوجود خواهد آمد.

    یادمان باشد:
پول را نمی‌توان خورد.
پول را نمی‌توان نوشید.
پول را نمی‌توان نفس کشید.
پول را نمی‌توان زندگی کرد …
اگر درختی نباشد که زیر سایه‌اش آرام گیریم
اگر پرنده‌ای نباشد تا اوج کشیدن و سبکبال ماندن را به یادمان بیاندازد
اگر رودخانه‌ای نباشد که حرکت را زنهارمان دهد
و اگر ماهیانی نباشند تا تپش باغ خدا را به گوشمان برسانند.

  • Balatarin
  • del.icio.us
  • Digg
  • BlinkList
  • Fark
  • Furl
  • NewsVine
  • Reddit
  • Spurl
  • Technorati
  • YahooMyWeb

۱۵ دیدگاه برای 'اعلام موجودیت یک پویش محیط زیستی که سابقه‌ای در تاریخ ایران ندارد!'

  1. پروانه اسماعیل زاده گفته است :

    با درودهای فراوان

    این روزهای فرصت بسیار خوبی است که سخن های ناگفته را بگوییم و خواسته هایمان را از کاندیداهای ریاست جمهوری بخواهیم. کمترینش این است که یک بار در ذهن هایمان آنها را دوره می کنیم تا از یادمان نرود.

    شب گذشته مناظره را تماشا می کردم وقتی آقای احمدی نژاد دیگران را به دزدی متهم می کرد از کیسه خلیفه بخشیدنهایش به کشورهای کنیا زیمبابوه، نیکاراگوئه، گامبیا، سنت وینست، افغانستان،اکوادور…به یادم می آمد و به فکر فقر و بیکاری و اعتیاد…. مردم خودمان بودم. حال که اینجا آمدم می بینم محیط زیست را فراموش کرده بودم.

    به هر حال احترام به حقوق بشر ، احترام به طبیعت، احترام به فرهنگ و تاریخ و سیاست خارجی درست .. این ها همه ی آن خواسته های طبیعی هر ایرانی است.

    با امید یک قدم به پیش، در انتخابات شرکت می کنییم.

  2. محمد درویش گفته است :

    درود بر دوست قدیمی، پروانه اسماعیل زاده عزیز. خوشحالم که همراه هستید و در انتخابات شرکت می کنید. به امید روزهایی سبزتر و بانشاط تر برای مردم و طبیعت ایران زمین.

  3. پریسا در دریای خوشبختی گفته است :

    امیدوارم که همانی شود که باید بشود.

  4. محمد درویش گفته است :

    من هم امیدوارم.

  5. ژاله گفته است :

    با درود فراوان
    خیلی عالی بود.. مرسی…
    آیا حیوانات این سرزمین هم سهمی در این رابطه دارند؟؟؟!!!!

  6. فرزان اسدی(ابوحنانه) گفته است :

    سلام
    خیلی دوست داشتم که در این جلسه باشم و برنامه ریزی کرده بودم ولی متاسفانه جلسه ای ناخواسته مانع گردید.
    سبز باشید.
    راستی برای روز ۲۷ خرداد برنامه خاصی تدارک ندیده اید؟
    بدرود.

  7. محمد درویش گفته است :

    سلام بر ژاله فتوره چی عزیز. سپاس از قوت قلب و حمایتتان. حتما دارند!

  8. کمال الدین ناصری گفته است :

    سلام
    عالی بود، درود بر همتتان و درود بر میر حسین. امید است که مهندس موسوی چون از این گذرگاه گذشت و ردای صدارت پوشید، وفا پیش گیرد و خرد پیشه کند و این مواعید که می دهد، از یادش نرود. با این حال حتی اگر امیدهای امروزمان، فردا نیز برجای خود باشد یا نباشد، باز هم آنچه اینک اتفاق افتاده، نقطه عطف مهم و ماندگاری است. بنظر می رسد سبزهای ایران به حجم بحرانی تأثیرگذار خود نزدیک می شوند و مشق امروز اگر پرغلط هم باشد، فردا کتاب پربرگی خواهد شد. همین که سیاست مداری بپذیرد که دایره ی شهروندی را از انسان ها به گیاهان و حیوانات هم گسترش دهد، اخلاق مداری او را می نمایاند و این بسیار مهم است. حتی اگر تنها بر زبانش باشد که در مورد میر حسین امید می رود که قلبش هم همراه گردد.
    مهندس درویش عزیز، خسته نباشید، می دانم که تلاش فروان کرده اید و خون دل ها خورده اید تا این امید به قرار بازآید و منقرض نشود. درود بر شرفتان.

  9. شقایق گفته است :

    فوق العاده بود

  10. مرجانک گفته است :

    با درود و آرزوی بهترین ها

    ” تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد ”

    طبیعت نگهدارتان باد .
    با تقدیم بهترین احترامات
    مرجانک

  11. مرد خاکی گفته است :

    با درود….

    منتظر گزارش کامل این همایش هستم….

    امیدوارم اگر ایشون برنده شدند به حرفهاشون عمل بکنند…حتی اگر کوچک…چون از ایشون انتظار زیادی ندارم….
    امیدوارم دلسوزان واقعی محیط زیست ایران زمین امتیازی گرفته باشند نه فقط در نقش دهنده!

    پیروز باشید

  12. محمد درویش گفته است :

    مرد خاکی عزیز: از این تلخ تر و نا امید تر هم می شود به ماجرای انتخاب دهم و آینده محیط زیست نگریست؟ شما امیدوارید میر حسین موسوی برنده شوند؛ همان فردی که شما از ایشون انتظار زیادی ندارید؟
    خب چرا پس دوست دارید برنده شوند؟ چرا اینقدر منفعل؟! با نام مستعار می نویسی، حرفهای دو پهلو هم می زنی! از چی یا کی می ترسی مرد؟ حرفت را بزن شجاعانه.

  13. مهار بیابان زایی » بایگانی » و سرانجام در دقیقه 90، نام محیط زیست در مناظره‌ها شنیده شد! گفته است :

    [...] نوشته پیشین [...]

  14. اشکار گفته است :

    غلام نرگس مست تو هوشیارانند خراب باده لعل تو تاجدارانند
    جناب آقای مهندس درویش بسیار امیددارم که نگاشته های تند مرا بخشیده و پوزش مرا بابت قلم نگاشت ناموزونم پذیرا باشید عدم نگهداشت عنان قلم نتیجه ای به از این نخواهد بود آنچنانکه نتایج آن در چند روز گذشته به روشنی نمایان است من در حدی نبودم که به سرکار ستم ظریفی روا دارم و دیگران را در معرض اتهام قرار دهم پس درحضور همگان از شما پوزش می خواهم . مرحوم ناصرالدین شاه هم پس از توشیح فرمان قتل امیر نظام پشیمان شد اما چه سود که پیک مرگ(حاج علی خان مراغه ای حاجب الدله)سریع تر به حمام فین کاشان رسیدخود شاه نیز پس از گدشت چند سال این بیت را می خواند:(مرد خرد مند خرد پیشه را عمر دوباید در این روزگار۰۰۰)دل شاد باشید و خجسته فال

  15. محمد درویش گفته است :

    درود بر اشکار عزیز. من از دست تو ناراحت نشده بودم رفیق عزیز. زنده باشی مرد.

دیدگاه خود را بیان کنید





valve software the
Rodney's Search Widget plugged in.