حماسه دوباره خس و خاشاک ؛ این بار در همایش آبخیزداری شهری تهران!
جمال قدوسی را اهالی آبخیزداری به خوبی میشناسند. یادش به خیر در تابستان ۱۳۷۱ به همراه اکبر زرگر دوستداشتنی – که حالا مدتهاست ساکن یکی از پرآبترین کشورهای جهان «کانادا» شده است – مآموریتی از او گرفتم برای پروفیلبرداری از بستر آبراهههای موجود در آبخیز جفتی فیله خاصه میانه با استفاده از دوربین تئودولیت. او آن زمان، رییس بخش تحقیقات حفاظت خاک و آبخیزداری بود و من کارشناس صفر کیلومتر بخش! وقتی وارد فیله خاصه شدم، تازه دریافتم که اینجا یک بدلند واقعی است و هزاردره هم برای توصیفش کافی نیست. با این وجود، به مدد حضور زرگر آن ۱۵ روزی را که در فیله خاصه ماندم و پروفیلبرداری کردم، یکی از شیرینترین و پرخندهترین سفرهای کاریام به شمار میآید …
آن روزها گذشت و جمال قدوسی هم از پیش ما رفت و دکترا گرفت و بازنشسته شد؛ اما همچنان به تدریس در دانشگاه ادامه میدهد … و مهمتر آن که کماکان شوخطبعی خود را حفظ کرد تا به عنوان سخنران، روز چهارشنبه گذشته در نخستین همایش آبخیزداری شهری پشت تریبون قرار گرفت. عنوان سخنرانی دکتر قدوسی «تحلیل راهبردها، امکانات و روشهای استحصال آب با رویکرد آبخیزداری شهری» بود. در فرازی از سخنرانیاش، وی گفت: بر خلاف آنچه اغلب در شهرداریها اتفاق میافتد، وظیفهی نیروهای خدماتی شهرداری آن نیست که تا بارانی آمد و آبی جاری شد، بلافاصله آن آب را به سمت کانالی هدایت کرده و از شهر خارج کنند. اتفاقاً باید کوشید تا سرعت حرکت آب را کم کرده و به آن مجال داد تا در مکانهای مناسب در زمین فرو رود و بدینترتیب سفرههای آب زیرزمینی شهر تغذیه و تقویت گردد و به همین دلیل، موانعی مانند خس و خاشاک میتوانند در این مهم به خوبی عمل کرده و سرعت حرکت روانآبهای شهری را کند کنند!
کاش در تالار اجتماعات مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام میبودید و عکسالعمل حاضران را میدیدید که چگونه همه با شنیدن کلمه «خس و خاشاک» به هم نگاه میکردند و لبخند میزدند! انگار هنوز هم: ما همه با هم هستیم …
آری … خس و خاشاک بار دیگر نشان داد که نباید به هیچ وجه دست کم گرفته شود و ارزشهایش انکار گردد. اصلاً کسی چه می داند؟ شاید منظور مهندس امان پور از قیام زیست محیطی هم همین باشد!
درود بر همه ایرانیانی که نخواهند گذاشت تا حماسهی خس و خاشاک در این بوم و بر مقدس فراموش شود.





جمعه ۱۲م تیر ۱۳۸۸ در ۱:۳۶ ب.ظ
آدم با خودش میگه چه کلمه قشنگیه این خس و خاشاک. چه خوبه آدم خس و خاشاک باشه. وقتی شحریان هم خس و خاشاکه چه صفایی داره. هر عبارتی که بهم پیوندمان دهد زیباست!
جمعه ۱۲م تیر ۱۳۸۸ در ۱:۴۲ ب.ظ
درود بر شما … درست می گویید: هر عبارتی که ما را به هم پیوند دهد، زیباست. حالا می خواهد تماشاچیان احساساتی یک مسابقه فوتبال باشد؛ بز باشد یا همین خس و خاشاک! مهم این است که با هم باشیم و نترسیم … که نمی ترسیم.
جمعه ۱۲م تیر ۱۳۸۸ در ۶:۴۸ ب.ظ
جهت اطلاع متن کامل سخنان آقای احمدی نژاد این بوده است:
«در ایران در انتخابات ۴۰ میلیون نفر خودشان بازیگر اصلی و تعیین کننده اصلی بودند حالا ۴ تا خس و خاشاک این گوشهها یک کاری میکنند.»
جمعه ۱۲م تیر ۱۳۸۸ در ۶:۵۳ ب.ظ
طیب جان! همه می دانیم که منظور رییس دولت نهم چه بوده است. آن را از برخورد خشن با ۳ میلیون تهرانی که در راهپیمایی سکوت شرکت کردند، می شود دریافت. من هیچگاه این بی حرمتی آشکار را فراموش نخواهم کرد.
جمعه ۱۲م تیر ۱۳۸۸ در ۶:۵۶ ب.ظ
ای ول سه میلیون!
امروز بشریت بیانیه داد
جمعه ۱۲م تیر ۱۳۸۸ در ۷:۳۵ ب.ظ
پر واضح معلوم است که رئیس جمهور منتخب ملت کسی به غیر از جناب آقای دکتر احمدی نژاد! است..
زیرا طلا که پاکه چه منتش به خاکه ..
قطع سیستم sms کشور شب قبل از انتخابات به چه علت است؟؟
شما که می دانید بگویید ؟؟؟
عدم صدور حتی یک مجوز برای تظاهرات سکوت ….. چرا؟؟؟
حمله بردن به شهروند و هموطن خود فقط به جرم پوشیدن لباسی سبز رنگ ؟؟؟ آخر چرا؟؟؟؟؟؟
بسته شدن تمامی سایت های طرفدار میر حسین موسوی در روز انتخابات (( تأکید می کنم در روز انتخابات )) واقعاً چرا ؟؟؟؟
اغتشاشگر خواندن تمامی کسانی که در آرام ترین راهپیمایی ممکمن شرکت کردند و دست نشانده خواندن آنها و از همه بدتر خس و خاشاک خواندن آنها :
سخن کوتاه کنم :
لسان الغیب چه زیبا آینده را پیش بینی می کرد:
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند
..
چو پرده دار ، به شمشیر می زند همه را
کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
…
ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ
که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند ….
جمعه ۱۲م تیر ۱۳۸۸ در ۸:۵۹ ب.ظ
سلام
خوشحالم که شما و همراهانتون هستید و صدای شما شنیده می شه اینو به زیبایی می بینم و بهتون تبریک می گم
بنده هم از طرفداران محیط زیست و یه جورایی از هم رشته ای ها یا شاید بشه گفت همکاراتون هستم،می خواستم ازتون بپرسم آیا اجازه می دید از برخی مطالب سایتتون استفاده کنم برای درج خبر در روزنامه ایران
ممنون می شم جواب بدید
پاسخ:
آفتاب جان! حیف شما نیست در روزنامه ای کار کنید که روزی ۲۰ میلیون فحش و ناسزا – به طور متوسط – نثارش شود؟! حالا دنبال شریک جرم هم می گردید پسرم؟!
email: arcemail@gmail.com
شنبه ۱۳م تیر ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۴ ق.ظ
درود بر محمد عزیز
جدا گاهی به اینقدر راحت نوشتن تو حسودی ام میشود. تو ذاتا روزنامه نگار به دنیا آمده ای. بی تعارف میگویم که در علمی نویسی و فنی نویسی در حال حاضر ژورنالیستی بهتر از محمد درویش نداریم. اگر چه خودش هیچ وقت ادعای ژورنالیست بودن نداشته.
پاسخ:
لطف داری ناصر جان. از شما چه پنهان یکی از آرزوهایم همواره این بوده که روزی بتوانم روزنامه ای سراسری و مختص محیط زیست منتشر کنم. اما متاسفانه یا خوشبختانه! هنوز منابع مالی اش را نتوانسته ام تامین کنم!
شنبه ۱۳م تیر ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۳ ق.ظ
درود و شامگام نیک!
درویش !خوبید؟
نگرانتان بودم
بسیار دوست دارم شما را ببینم
پاسخ:
من در خدمتم … در غربی ترین نقطه آزادراه شهید همت انتظارتان را می کشم.
شنبه ۱۳م تیر ۱۳۸۸ در ۳:۵۸ ق.ظ
بیابان زدایی می کنید، فکر زابه راهی “گرگ بیابان” را نمی کنید؟!
پاسخ:
اولا ما بیابان زدایی نمی کنیم. مهار بیابان زایی می کنیم. دوماً فکر گرگ بیابان را هم می کنیم!
شنبه ۱۳م تیر ۱۳۸۸ در ۷:۳۱ ق.ظ
به امید همدلی و همراهی همیشگی مردم ایران
شنبه ۱۳م تیر ۱۳۸۸ در ۸:۳۹ ق.ظ
سلام
جالب بود!
بدرود
شنبه ۱۳م تیر ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۴ ق.ظ
سلام آقای درویش عزیز
بوسه میزنم بر دو انگشت آن خس و خاشاکی که با بالا رفتنش، دل دیوان را به لرزه انداخته…
پاسخ:
درود …
شنبه ۱۳م تیر ۱۳۸۸ در ۲:۴۵ ب.ظ
درود بر شما آقای درویش
فکر کنم شما بهترین فردی هستید که بتواند مزایای خس و خاشاک و بتهها و این جور چیزیهای کم ارزش از نگاه ادمهای بیفکر را در مهاربیایانزایی درک کنید.
ولی حجب حس همدلی و دوستی در دل مردم کاشته شد. مثل دوران جنگ که هجوم بیگانه خاک و کاشانه را تهدید میکرد.
اتفاقاً ما هم در سبکسازی ساختمانهای روستایی قدیمی کاربرد زیادی از خس و خاشاک داشتیم. به خصوص در مقاوم سازی دیوارههای گلی.
زنده باد خس و خاشاک. پاینده باد همراهی و همدلی و همکاری برای ایران و ایرانی
پاسخ:
زنده باد حسام الدین عزیز … فکر کنم باید نهضت احیای خس و خاشاک را در گرایش های گوناگون علم به راه اندازیم!
یکشنبه ۱۴م تیر ۱۳۸۸ در ۹:۳۷ ق.ظ
[...] نوشته پیشین [...]
یکشنبه ۱۴م تیر ۱۳۸۸ در ۹:۴۷ ق.ظ
باور نمی کند دل من مرگ خویش را
نه نه من این یقین را باور نمی کنم
تا همدم من است نفسهای زندگی
من با خیال مرگ دمی سر نمی کنم
” آخر چگونه گل خس و خاشاک می شود ؟ ”
آخر چگونه این همه رویای نو نهال
نگشوده گل هنوز
ننشسته در بهار
می پژمرد به جان من و خشک می شود ؟
سیاوش کسرایی
پنجشنبه ۲۵م تیر ۱۳۸۸ در ۲:۰۱ ب.ظ
با سلام خدمت جناب درویش
هر بار که به وبلاگتان سر میزنم و مطالب جدید را می خوانم احساس میکنم ایرانم تنها نیست و هنوز چراغی روشن است . من دانشجوی منابع طبیعی (مرتع وآبخیز داری ) دانشگاه صنعتی هستم و در مجله علمی دانشکده فعالییت میکنم (سر دبیر بخش بیابان زدایی) بی صبرانه منتظر راهنایی های پدرانه شما برای آگاهی بخشیدن به خس و خاشاک وطنم هستم وحتی در این راه اگر لایق باشم از جانم نیز هزینه خواهم کرد بدرود.
پنجشنبه ۲۵م تیر ۱۳۸۸ در ۲:۰۵ ب.ظ
خدا جان تو فرزند پاکنهاد وطن را برای آبادی این بوم و بر مقدس حفظ کند صادق جان.