“کم‌جان” را چگونه “بی‌جان” کردیم؟!


تالاب کم جانی که اینک بی‌جان شده است! عکس از علی مزروغی - بر روی آن کلیک کنید

 

«دریغ بر ملتی که دَم برنمی‌آورد، مگر هنگامی که در تشییع جنازه گام برمی‌دارد؛ خود را نمی‌ستاید، مگر در میان ویرانه‌هایش؛ و عصیان نمی‌کند، مگر هنگامی که گردنش در میان تبر و کنده قرار دارد.»
                                                      جبران خلیل جبران
 
     «کم‌جان» نام تالابی است ارزشمند، با وسعتی بالغ بر ۵۲۵۰ هکتار - مجموعه‌ای از تالاب‌های آب شیرین دایمی و فصلی که با پوشش غالب نی و لویی در ناحیه‌ی سفلی رودخانه کُر و دلتای کربال قرار گرفته است - که به واسطه‌ی برخورداری از ویژگی‌هایی کم‌نظیر، در سیاهه‌ی تالاب‌های بین‌المللی ثبت شده در کنوانسیون رامسر قرار دارد. چرا که این تالاب یکی از منابع مهم تغذیه و زادآوری پرندگان مهاجر آبزی و کنارآبزی در ناحیه‌ی بختگان به شمار می‌رفت. اما همان گونه که در این تصویر غم‌بار نمایان است (با سپاس از علی مزروقی - زمین‌شناس عاشق وطن – که اغلب تصاویر این پست را در اختیار نگارنده قرار داده است)، اینک این پهنه‌ی خشک و بی‌حاصل و شور به هر چیزی شبیه است، جز تالابی هوش‌ربا و زیبا؛ جایی که قرار بوده مأمن امن پرندگان مهاجر باشد نه منزلگاهی شوره‌زار و تفدیده و لم‌یزرع.

     هموطن عزیز!
     می‌دانی چرا آن «کم‌جان» زیبارو و آرامش‌دهنده‌ی طبیعت فارس به «بی‌جان»ی چنین پژمان و سوهان‌دهنده‌ی روح بدل شده است؟!
     بی‌گمان، روستاییان و دیگر اهالی ساکن در حاشیه‌ی دو رودخانه‌ی کُر و سیوند در شرق استان فارس، بیش از هر کس دیگری، پاسخ این پرسش تلخ را می‌دانند …
آری، آنها می‌دانند که چگونه به بهانه‌ی افزایش سطح زیر کشت و نوید تولید و درآمد بیشتر برای کشاورزان منطقه، وزارت نیرو با پشتیبانی و حمایت مسئولین محلی اقدام به حفر کانال‌هایی مرگ‌آور به نام زهکش در دشت کربال خرامه و حاشیه‌ی شمال شرقی دریاچه‌ی طشک کردند و بدین‌ترتیب، تمامی موجودی آب شیرین تالاب کم‌جان را نیز با خود برده و نابود ساختند. دردآورتر آن که، آن اراضی خشک به جای مانده نیز به حال خود رها شد و هیچگاه زراعتی سبز از پس آن نمایان نگردید، جز آن که خود به محلی برای تولید و انتقال رسوب و نمک به اراضی مجاور در اثر فرسایش بادی بدل شد.

حفر کانال‌هایی مرگ‌آور به نام زهکش در دشت کربال خرامه و حاشیه‌ی شمال شرقی دریاچه‌ی طشک در این عکس مشخص است.پوشش درختچه گز در اطراف طشک

 

     و بدین‌ترتیب مرگ پارک ملّی بختگان را به جلو انداختیم؛ زیستگاه ارزشمندی که پیشینه‌ی حفاظت آن، به عنوان پناهگاه حیات وحش به بیش از ۳۸ سال پیش (۱۵ خرداد ۱۳۴۸) می‌رسد و همانگونه که پیش‌تر نیز اشاره کرده‌ام، به قول شادروان پروفسور لوفلر اتریشی: «بختگان نظیری در بین دریاچه‌های جهان ندارد.» (آیا مرگ تالاب کم‌جان در اثر حفر کانال‌های زهکش و به بهانه‌ی توسعه‌ی کشاورزی، نقض آشکار اصل پنجاهم قانون اساسی نیست و آیا حیات اجتماعی روبه رشد مردمان ساکن در شرق استان فارس را به مخاطره نیانداخته است؟)

     گفتنی آن که مساحت منطقه‌ی پارک ملی و پناهگاه حیات وحش بختگان ۳۵۷۶۰۵ هکتار است که ۱۲۵ هزار هکتار (۳۵ درصد) از آن را آب و ۲۳۲۶۰۵ هکتار آن خشکی است. دامنه‌ی تغییرات ارتفاعی این عرصه نیز بین ۱۶۰۰ تا ۲۹۰۰ متر از سطح دریا متغیر است. افزون بر آن، موقعیت جغرافیایی این زیستگاه ناهمتا، بین ۵۳ درجه و ۱۴ دقیقه تا ۵۴ درجه و ۱۱ دقیقه طول شرقی و ۲۹ درجه و ۱۱ دقیقه تا ۲۹ درجه و ۵۰ دقیقه عرض شمالی است و همان طور که اشاره شد، از نقطه نظر تقسیمات سیاسی کشور د ر محدوده شرقی استان فارس قرار دارد.
     به طور کلی مجموعه بختگان (پناهگاه حیات وحش و پارک ملی) را می‌توان به سه بخش اصلی تقسیم کرد:
     الف – دریاچه‌ها و تالاب‌ها
     ب – مناطق دشتی و کوهستانی واقع در بین دریاچه‌های بختگان و طشک و اراضی مجاور آن
     ج – مناطق کوهستانی واقع در جنوب دریاچه بختگان
     مجموعه این سه بخش ساختار کلی سیمای محیط طبیعی منطقه را به تصویر می‌کشند.
     شایان توجه آنکه دریاچه‌ی بختگان به دلیل برخورداری از ۳ ویژگی ارزشمند، یکی از ۱۰۵ منطقه‌ی مهم زیست پرندگان در کشور هم محسوب می‌شود. این ویژگی‌ها عبارتند از: ۱- به طور منظم تعداد قابل توجهی از گونه‌های در خطر تهدید جهانی را نگهداری می‌کند؛ ۲- به طور منظم یک درصد از گونه‌های منطقه‌ی جغرافیای زیستی یا مسیر مهاجرت یا جمعیت خاورمیانه (تنها پرندگان آبزی و دریایی) را نگه می‌دارد و ۳- به طور منظم ۲۰ هزار (و یا بیشتر) از پرندگان آبزی را نگه می‌دارد. افزون بر آن دریاچه‌های نیریز (بختگان و طشک) از زیباترین نمونه‌های دریاچه‌های شورِ جهان محسوب شده  و یکی از ۲۰ تالاب بین‌المللی ثبت شده‌ی کشور در کنوانسیون رامسر به شمار می‌آیند که به ویژه در زمستان‌ها پذیرای ۱۷۰ هزار قطعه از انواع فلامینگو و غاز هستند.
     حوضه‌ی آبخیز کر و سیوند (این حوضه را با نام «حوضه‌ی آبخیز دریاچه‌های طشک، بختگان و مهارلو» هم می‌نامند) با ۳۱۵۱۱ کیلومتر مربع وسعت، در تقسیم‌بندی طرح جامع آب کشور، حوضه‌ی نخست از منطقه‌ی چهارم مطالعاتی محسوب و با کد ۱- ۴ مشخص شده است. از نظر تقسیم‌بندی کلی آب‌شناختی ایران، حوضه‌ی مزبور، بخشی از حوضه‌ی آبریز مرکزی بوده و بنابراین برخلاف آبخیز مجاورش (حوضه‌ی رودخانه مُند)، آب آن از کشور خارج نشده و به چالاب‌های مرکزی ایران هدایت می‌شود. این حوضه خود از ۵ زیرحوضه تشکیل شده است که شوربختانه جملگی متأثر از اعمال افراطی مدیریت سازه‌ای، از رژیم طبیعی خویش فاصله گرفته‌اند.

سد سیوند در حال آبگیریزهکش وزارت نیرو که به تالاب طشک می ریزد. بر روی عکس کلیک کنید.

 

     - نقش مخرب سدهای سه‌گانه‌ی درودزن، ملاصدرا و سیوند در پایداری حوضه‌ی آبخیز کُر و سیوند
     این مسأله مهمترین خطر برای آینده‌ی پارک ملّی بختگان محسوب می‌شود؛ زیرا که منبع تغذیه‌ی اصلی آب دریاچه‌های طشک و بختگان را آورد‌های رودخانه کُر و سیوند تشکیل می‌دهد. در گذشته با احداث سد درودزن، بخش اعظم سیلاب‌های ورودی به دریاچه‌ها کنترل و از دسترس خارج شد. در شرایط کنونی هم در بالادست سد درودزن، سد ملاصدرا حضور مرگ‌آور خود را اعلام داشته است (مظلوم، شخصیت بزرگی چون ملاصدرا که نامش باید بر روی جرثومه‌هایی چنین مرگ‌آور و هزینه‌بر نهاده شود. آیا کسی هست که صدای اعتراض و دادخواهی این فیلسوف بزرگ را بشنود و در برابر این بدسلیقگی نابخردانه به مخالفت برخیزد؟ امید که تا پیش از ویرانی کامل سدهای مخزنی بزرگ کشور، نام خون‌آشامانی چون یزید و شمر یا احمقان گردن‌کشی چون شعبون بی مخ را بر روی این سازه‌های ناپایدارکننده‌ی سرزمین بگذاریم) و ظاهراً وظیفه‌ی مهار سیلاب‌هایی را که درودزن قادر به کنترل آن نیست، به عهده خواهد داشت. سرانجام آن که آخرین تیر خلاص را بر حیات بختگان، سد سیوند از کمان رها کرده است و بر بنیاد مطالعاتی که گروه مهندسین مشاور تاک سبز به سامان رسانده است، برآورد می‌شود که با آبگیری کامل دو سد فوق در بالا‌دست حوضه‌ی آبخیز بختگان، عملاً حقابه‌ی دریاچه‌ها از رودخانه‌های کر و سیوند به شدت کاسته شده و دریاچه‌های فوق در معرض نیستی کامل واقع شوند.
نگران‌کننده‌تر آن که پیش‌بینی می‌شود در صورت خشک شدن دریاچه‌ها علاوه بر نابودی یک دریاچه با ثبت جهانی، آثار زیست محیطی این پدیده‌ی شوم، کانون‌های جمعیتی اطراف، بخصوص آباده طشک را به شدت تحت تأثیر قرار داده و آثار سوء آن تمام عرصه را در برگیرد.

چشم انداز زیبایی از دریاچه طشک در مسیر مزرعه قاسم خانی به دو شاخفلامینگوهای دریاچه طشک - سال ۱۳۸۵

 

     یادمان باشد، خشک شدن دریاچه‌های طشک و بختگان فقط به معنی از بین رفتن زیستگاه پرندگان در یک ناحیه از کشور نیست، بلکه از بین رفتن این دریاچه‌ها، یعنی افزوده شدن سطحی در حدود ۱۲۵ هزار هکتار (بیش از دو برابر مساحت کشور سنگاپور) بر سطح کویر‌های ایران و تشدید روند بیابانی شدن اراضی در یکی از باارزش‌ترین زیستگاه‌های کشور.
     در بخشی از گزارش گروه مشاوران تاک سبز مربوط به طرح تفصیلی مدیریت زیست‌محیطی پارک ملی بختگان می‌خوانیم: «بنا به اظهارات مدیر کل منابع طبیعی استان فارس در شرایط کنونی به رغم فعالیت‌های مقابله با بیابان‌زایی، سالانه یک درصد بر سطح بیابان‌های استان افزوده می‌شود و این در حالی است که امروزه بحث توسعه پایدار، دست‌کم در کلام همگان شنیده می‌شود، ولی ما سدهایی را احداث می‌کنیم که عواقب زیست‌محیطی شدیدی را برای پائین‌دست در پی خواهند داشت … در واقع شرایط این دریاچه در وضعیت کنونی، بی‌شباهت به دریاچه‌ی نمک قم در ازمنه گذشته نیست. این دریاچه در منتهی‌الیه حوضه‌ی زهکشی رودخانه‌های کرج و جاجرود واقع شده و تمام جریانات این دو رودخانه به آن منتهی می‌شد. امّا حضور قارچ‌گونه‌ی شهر تهران و نیاز شدید به تأمین آب، سبب شد تا با احداث سد‌های کرج، لتیان، لار و اخیراً ماملو از یک طرف و گسترش اراضی کشاورزی و برداشت آب از رودخانه‌ها، امروزه دیگر تقریباً این دریاچه به پوسته‌ی نمکی خشک در تمام فصول تبدیل شود. تجارب بین‌المللی نیز در این خصوص بسیار است و طرح‌های آبی در حوضه‌ی دریاچه‌ی آرال و عواقب زیست‌محیطی آن در کشور شوروی سابق می‌تواند عبرت خوبی برای مقایسه باشد.»

جوامع عشایری منطقه از نی موجود در تالاب‌ها برای احداث سکونتگاه استفاده می‌کنند.

     خواننده ‌گرامی مهار بیابان‌زایی
     آیا می‌دانید یکی از نگرانی‌های بزرگ در افتتاح کامل فرودگاه امام خمینی (ره) چیست؟ راستی چرا در ارزیابی و جانمایی این طرح بزرگ و ملّی که قدمت آن به بیش از سه دهه‌ی پیش می‌رسد، کسی متوجه وزش جریان‌های سنگین گرد و غبار و مشکلات فنی ناشی از آن برای هواپیماهای مسافربری نبود؟! جز این است که در ارزیابی‌های آن زمان، به هر چیزی فکر می‌شد جز آن که رشد قارچ‌گونه‌ی تهران می‌تواند بر نرخ فرسایش بادی و شتاب بیابان‌زایی در پایین‌دست شهر تأثیری انکارناشدنی و مرگ‌آور باقی نهد.
    آیا با چنین رویه‌ای، می‌توان امیدوار بود که «کم‌جان‌»‌های دیگر این بوم و بر به «بی‌جان» بدل نخواهند شد؟!!

    مؤخره:
    درست یادم هست که نزدیک شش سال پیش، یعنی در ۲۸ آذرماه ۱۳۸۰، وقتی در سمینار تخصصی اثرات خشکسالی بر منابع آب شرکت کرده بودم؛ سمیناری که به همت مرکز پژوهش‌های منابع آب و با همکاری دفتر مطالعات پایه‌ی منابع آب در تالار همایش‌های تماب برگزار شده بود؛ یکی از سخنرانان کلیدی، آقای دکتر اردکانیان، معاون وقت وزارت نیرو بود؛ یعنی تنها مدیر ایرانی که تاکنون توانسته مقامی رسمی در سازمان ملل متحد بدست آورد. ایشان – که به تازگی از کنفرانس بن برگشته بود، طی سخنانی که در آن زمان بسیار تأمل‌برانگیز می‌نمود، آشکارا بر سیاست صرف ساخت سدهای بزرگ و اتکای بیش از حد به مدیریت سازه‌ای تاخت و کارایی آن را به عنوان راه برون‌رفت از مشکلات بحران آب کشور، به شدت مورد تردید قرار داد. او در آن همایش گفت: از حدود ۸۸ بند قطعنامه‌ی پایانی کنفرانس بن، که در اوایل ماه جاری میلادی (دسامبر ۲۰۰۱) در کشور آلمان با محوریت مدیریت بهینه‌ی آب برگزار شد، حتا یک بند هم به عنوان نمونه بر مدیریت سازه‌ای به عنوان راهکار خروج از بحران فعلی آب اشاره نداشته است. از عمده دلایل اهمیت روش‌های غیر سازه‌ای می‌توان به عدم قطعیت‌های هیدرولیکی، هیدرولوژیکی، ژئوتکنیکی و تشدید اثرات اندرکنشی (متقابل) اشاره کرد که سبب شده هزینه‌ی اجرای روش‌های غیر‌سازه‌ای عموماً کمتر از روش‌های سازه‌ای باشد.
     از همین رو، ایجاد قوانین و مقررات، ارتقاء فرهنگ عمومی، استقرار مدیریت مصرف، نگاه به آب به عنوان یک کالای اقتصادی و برقراری ارتباط به‌سامان بین نهادهای مرتبط، از جمله‌ی پیشنهادهای غیر سازه‌ای ارایه شده توسط سخنرانان در آن سمینار، به خصوص دکتر اردکانیان و مهندس عباسقلی جهانی (از مدیران ارشد وزارت نیرو) بود.
     این خاطره را گفتم تا بدانید که بازوی علمی و کارشناسی در داخل بدنه‌ی سازمانی وزارت نیرو تا چه اندازه با نگاه افراطی به سدسازی مخالف بوده و در عین حال، تا چه میزان در برابر اراده‌ی سیاسی حاکم در آن وزارتخانه دست پایین را دارد؛ چه در کابینه‌ی هاشمی رفسنجانی، چه خاتمی و چه احمدی‌نژاد.
برای همین است که ایمان دارم نگارنده به همراه تمامی مخالفان احداث سد سیوند و ملاصدرا (سازه‌هایی که اصولاً حتا فاقد همین مطالعات نیم‌بند ارزیابی اثرات توسعه بر محیط زیست هستند)، در کوتاه‌ترین زمان ممکن شاهد شکست اهداف درنظرگرفته شده از سدهای یاد شده و اثبات تشدید ناپایداری سرزمین ناشی از ساخت این سازه‌ها‌ی آبی، همچون سد پانزده خرداد خواهد بود. و در آن زمان، مدیران وقت و کنونی سازمان حفاظت محیط زیست و جهاد کشاورزی تأسف و افسوس خواهند خورد که چرا آن زمان که می‌توانستند از اهرم‌های قانونی خویش برای ممانعت از ساخت چنین سدهای ناآبادکننده‌ای بهره نبردند و با مصلحت‌اندیشی، پایداری صندلی‌های مدیریتی خود و آرامش مدیران بالادستی را به پایداری ایران‌زمین و آرامش زیستمندان طبیعت وطن ترجیح دادند.

     پیوست:
    - چند نفر تاکنون از این منظر به بیابان‌های ایران نگریسته‌اند؟!
    - آیا مظلومیت دیده‌بان محیط زیست ایران، هارمونی غم‌انگیزی با سرنوشت تر «آب» در شرایط امروز طبیعت وطن ندارد؟!
    - از یکایک دوستانی که موفقیت اخیر «مهاربیابان‌زایی» را از طریق ایمیل، تلفن و یا ثبت در وبلاگ‌هایشان به نگارنده تبریک گفته‌اند، قدردانی می‌کنم. بی‌شک حضور نام یک وبلاگ زیست‌محیطی در بین سه وبلاگ محبوب فارسی‌زبان، آن هم به رغم وجود موضوعات ظاهراً جذاب‌تر و پرمخاطب‌تری که در این دنیای مجازی به چشم می‌آید، یک پیام روشن و امیدبخش به همراه دارد: محیط زیست آرام آرام می‌رود تا در سبد نیازهای شهروندان ایرانی از جایگاهی درخورتر برخوردار شود. امید که قدر این فرصت را بدانیم و همه‌ی دوستان اهل قلمی که به این حوزه نیز تعلق خاطر دارند، بکوشند تا با تولید محتوایی غنی‌تر، بر جذب مخاطب هوشیار و آگاه بیافزایند و بدین‌ترتیب علاقه و حساسیت ایرانیان را به گرایه‌های زیست‌محیطی افزایش دهند.
    - و سرانجام معصومه ابتکار پاسخ «خجیردوستان» را می‌دهد!

    -  افزایش مصرف آب های بسته بندی شده به چه قیمت؟!

These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Balatarin
  • del.icio.us
  • Digg
  • BlinkList
  • Fark
  • Furl
  • NewsVine
  • Reddit
  • Spurl
  • Technorati
  • YahooMyWeb

۳۴ دیدگاه برای '“کم‌جان” را چگونه “بی‌جان” کردیم؟!'

  1. سیامک گفته است :

    مثل همیشه مطلب ارزشمندی را منتشر کرده ای من فقط در شگفتم که چگونه می توانی چنین مطالبی را همه روزه با این دقت و حوصله منتشر کنی بابا ای وا.. و ماشاا…

  2. بامداد گفته است :

    مفید ، زیبا و قابل تعمق . امیدوارم که همواره این جریان محرک و فعال و پویندهً نشات گرفته از عشق به حیات و طبیعت در وجودتان جاری باشد .

  3. مژگان جمشیدی گفته است :

    خواندنی و البته نگران کننده بود،

  4. محسن ادیب گفته است :

    قرار گرفتن در جمع ۳ وبلاگ برتر را از صمیم قلب تبریک میگم
    جدا که برازندتان بود
    موفق باشید

  5. مرد خاکی گفته است :

    با آرزوی موفقیت بیشتر…تبریکات هر چند دیر ما را پذیرا باشید…

    موفق باشید

  6. مجتبی مجدیان گفته است :

    خانم راشل کارسون در بخش آغازین کتاب ارزشمند بهار خاموش در خصوص سرانجام اقدامات مخرب بشر و همچنین دخالتهای بی مورد در محیط زیست و طبیعت می گوید : “بهار، خاموش شده بود. دیگر از صبحگاهانی که در آن صدای قمری، سینه سرخ، بلبل و صدها پرنده دیگر به گوش می رسید خبری نبود و تنها سکوت بود که بر جنگل و مرداب سایه گسترده بود.”
    با کمی دقت در این جملات شعرگونه و مقایسه آن با وضیعت برخی از مناطق ارزشمند زیستی کشورمان به چه نتیجه ای می رسیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  7. ماندانا این رد گفته است :

    اینقدر ناراحت شدم که این پست رو کامل نخوندم! چند خط اول و آخرش رو فقط…

  8. طراحی با طبیعت گفته است :

    ضمن تبریک برای انتخاب وبلاگ باارزشتون و آرزوی موفقیت بی پایان ، از گزارش جامعتون هم ممنون.

  9. کمال گفته است :

    دست مریزاد آقای درویش.به نظر من سد ها در کشور ما تنها چیزیست که حضور دولت را در حال ساخت و ساز به اقشارمختلف مردم نشان می دهد و نتایج آن بلافاصله پس از ساخت در بین مردم مشهود است.امیدوارم روزی برسد که دولت ها به جای چشم و هم چشمی و کارهای پوپولیستی واقعا به فکر آینده مردم باشند و کارهای عمرانی شان را با بررسی های همه جانبه شروع کنند .

  10. محمدرضا گفته است :

    موفق باشید مهندس عزیز.خوشحالم که رفع فیلتر شدید.بعد از مدتها تونستم به مطالبتون دسترسی پیداکنم

  11. الناز گفته است :

    برای این همه تلاش مداوم بهتون خسته نباشید میگم

  12. نمومه ای از بیابان زایی « نوشته های من گفته است :

    [...] شنبه, آگوست ۴th, 2007 in Uncategorized اگر علاقمند به حوزه ی محیط زیست باشید می دانید که سد سازی با وجود آنکه از هجوم سیلاب های فصلی در پایین دست رودخانه جلوگیری می کند اما عامل مهمی درتبدیل همان پایین دست  به بیابان های لم یزرع است.اینجا [...]

  13. کمال گفته است :

    در واقع شرایط این دریاچه در وضعیت کنونی، بی‌شباهت به دریاچه‌ی نمک قم در ازمنه گذشته نیست. این دریاچه در منتهی‌الیه حوضه‌ی زهکشی رودخانه‌های کرج و جاجرود واقع شده و تمام جریانات این دو رودخانه به آن منتهی می‌شد”

    فکر کنم اشتباها دریاچه حوض سلطان را دریاچه نمک نامیده اید.درباره ی سد قم در وبلاگم مطلبی نوشته ام

  14. محمد درویش گفته است :

    با سلام و سپاس از توجه ارزشمند و دقیق شما به این موضوع
    شایان توجه آنکه سرریز چالاب حوض سلطان قم نیز در نهایت به دریاچه نمک می ریزد.
    موفق باشید.

  15. خسروشاهی گفته است :

    مهندس درویش
    ضمن تبریک مجدد، عکس موجود در پست جدید وبلاگم مربوط به بیابانهای ایران نیست

  16. سیامک گفته است :

    آقا کجایین در سفرین همچنان یا به تهران برگشته اید؟ رونق اهالی گرین بلاگ بیشتر با نوشته های شماست.

  17. مرد خاکی گفته است :

    سلام جناب درویش….دلمون براتون تنگ شده….نیستید…خیره اشاء… .

    موفق باشید

  18. ماندانا این رد گفته است :

    استاد خیلی غیبت تون طولانی شده ها.

  19. مهدی گفته است :

    سلام برادر.دیروزازوبلاگ شمابه وبلاگ دکتر…والنهایه به وبلاگ (معصومه ابتکار)رسیدم!؟کسیکه دردوران مدیریتش هیچ گلی نداشت که به سر محیط زیست مان بزند.که بعکس خار هم کشت.و حالا دروبلاگ یکسویه اش!به دفاع از خاتمی و متروی هاشمی و مظلومیت اصلاح طلبان.که هشت سال رسما بازی دادند و رفتند.پرداخته.اشتباه نشود مدافع گروه مقابلشان نیستم.میخواستم بگویم که اینها خیلی بهتر میتوانستند کارامد باشند.زمانیکه بر مسند تکیه زده بودند!واین دلسوزیهای امروزشان.سوزدل بی مسندی است !! اگر ابتکار و محسن هاشمی و خاتمی و…اصلاح طلبی و..سردمدار و موید ایران دوستی و دلسوزی برای ایران و محیط زیست و فلان سد و ابگیر و محیط و بنای تاریخی و…میباشند…!خواستم بگویم روی من یکی حساب نکنید!!!

  20. بهنام همایونی گفته است :

    محمد حسن یزدانی بازرس ویژه سازمان حفاظت محیط زیست به جرم فساد مالی دستگیر شد…

  21. مجید گفته است :

    سلام. خسته نباشید .
    حکایت تلخی است .وقتی اون فلامینگوهای زیبا رو در نمک غوطه ور و بی جان دیدم دلم به درد اومد . واقعا نمی دونم چی بگم . از شما سپاسگذارم و دعوت می کنم برای دیدن چند مطلب جدید پیرامون سد سازی به وبلاگ زیر سر بزنید.http://sivandprotest.blogfa.com/

  22. مخمل بانو گفته است :

    با سلام . مثل همیشه کامل و مفید و البته تکان دهنده/ کاش چشمهامان باز شود و قدر داشته ها را بدانیم و در حفظ آن کوشا باشیم .
    قولم بابت عکسها از پارکهای اینجا فراموشم نشده !کمی گرفتاریم بیش از حد و توانم شده . حتما برایتان ارسال خواهم کرد . پاینده باشید و سلامت.

  23. مهار بیابان زایی » بایگانی » معرفی راهبردهای پژوهش در بیابان – ویرایش پنجم گفته است :

    [...] نوشته پیشین [...]

  24. رسول گفته است :

    سلام
    کار شما خیلی عالی است

  25. نیما گفته است :

    دریاچه بختگان و طشک واقعا با همه ی دریاچه های دیگر متفاوت است با احداث سد سیوند تیشه ای بر ریشه خودمان زدیم ولی کو گوش شنوا چرا ما در ایران فعال محیط زیست نداریم .

  26. هوشنگ ایرانی گفته است :

    با تشکر از همت شما ..از بی همتی ایرانیان در دفاع از حقوفشان در شگفتم…تا کی باید لگدمال شد تا فریاد زد؟
    موفق باشید

  27. سارا گفته است :

    بهعنوان یک مهندس آب از خواندن این همه بی توجهی در باره تالابها متاثر شدم .

  28. مهار بیابان زایی » بایگانی » نامه‌ای از بچه‌ی آباده طشک و موج سبز دوّم وبلاگستان! گفته است :

    [...] در همین باره و از همین نویسنده: - «کم‌جان» را چگونه «بی‌جان» کردیم؟! -  در گرامیداشت روز جهانی تالاب‌ها - کانال صدام ؛ [...]

  29. علی گفته است :

    همین کار را در دشت کم آب رفسنجان کردند و مردم را تنگنا قرار دادند از یک سو سفره ای آب زیر زمینی روز به روز پایین می رود از سوی دیگر خشکسالی پی در پی روان است … نزدیک است بحران و مهاجرت مردم منطقه از آن دیار……

    پاسخ:
    متاسفانه باید با حقیقت تلخی که برایم نوشته ای موافقت کنم!

  30. مسعود گفته است :

    خیلی عالی بود
    مرسی
    لطفا اگه سایت یا وبلاگ با حالیرو در مورد خرامه میشناسی حتما آدرسشو برام بفرست
    بازم ممنون
    موفق باشی

  31. زارع گفته است :

    سلام.خداقوت
    من بچه روستای کم جان هستم.میخوام خواهش کنم اگه دم دست داری چنتاعکس از تالاب کم جان برام بفرستی .

  32. زارع گفته است :

    سلام.خداقوت
    من بچه روستای کم جان هستم.میخوام خواهش کنم اگه دم دست داری چندتا عکس از تالاب کم جان برام بفرستی

  33. بشیر گفته است :

    من ساکن همین منطقه هستم هرگونه همکاری که دراین زمینه بخواهید بنده در خدمتم .وتشکر میکنم کهبه فکر این منطقه هستید.

  34. حبیب گفته است :

    خسته نباشید
    از دید باز و تیزبینتان نسبت به چنین مسئله مهمی جای تقدیر فراوان دارد
    امیدوارم که مسئولین به فکر بیافتند.

دیدگاه خود را بیان کنید




valve software the
Rodney's Search Widget plugged in.