این سپهسالار دارد روح عشقش را می‌آزارد!


در این دود جوشان فواره‌وار
نخندد شکوفه
نبالد درخت
نروید شکوفه
نتابد بهار

آیا این است رعایت حق مردم؟!

     چهارشنبه‌ی گذشته، هنگامی که مطابق معمول از کرج به سوی محل کارم در شهرک پژوهش تهران می‌آمدم؛ با این اتوبوس بین شهری مسافربری مواجه شدم که با غلظت هرچه تمام‌تر داشت هوای آلوده‌ی شهر را سیاه‌تر می‌کرد! نزدیک‌تر که شدم، دیدم بر پشت آن – که خود را شاهین سبلان نامیده – نوشته شده:

آیا این سپهسالار به عشق او می تواند هوا را آلوده کند؟!
این سپهسالار به عشق اباالفضل می‌تازد.

     خواستم برایش بگویم:
     به هر آن کس که می‌پرستی، حضرت ابوالفضل (ع) چنین سپهسالاران عاشقی را در رکابش نمی‌خواهد.
     بیا و با تعمیر موتور این سپهسالار، عملاً نشان بده که برای حقوق مردم احترام قایل هستی و روح آن بزرگوار را بیش از این آزار مده.

مسلمانان؛ مسلمانان! مسلمانی مسلمانی ...

برادر من:
باور کن این حق ماست که از هوایی پاک بهره‌مند باشیم.

  • Balatarin
  • del.icio.us
  • Digg
  • BlinkList
  • Fark
  • Furl
  • NewsVine
  • Reddit
  • Spurl
  • Technorati
  • YahooMyWeb

۲۲ دیدگاه برای 'این سپهسالار دارد روح عشقش را می‌آزارد!'

  1. اشکار گفته است :

    درود بر شما
    درویش خان قیمت شکر در حال افزایش است به دلیل
    تبدیل شکر یه اتانول در برزیل برای استفاده جایگزین بنزین در حال افزایش است.سوخت اتانول چقدر با بنزین متفاوت می باشد؟
    با این همه شکری که به دلیل واردات شکر در انبارهاست چه می توان کرد؟
    آیا در نواحی با تابش بالای خورشید امکان استفاده از باتری های خورشیدی برای خودرو ها وجود دارد؟

    درویش خان از حالا بفکر شکر و روغن و زعفران ماه رمضان می بایست بود …….شعار نویسی بر روی اتوبوس فلسفه جالبی دارد شما چه در خاطر دارید؟

    پاسخ:
    یکی از شعارهای اینچنینی که همیشه یادم مونده و می مونه: زندگی واسا؛ می خوام پیاده شم! اما ربط ماجرای شکر را به این یادداشت درنیافتم!

  2. فرزان اسدی(ابوحنانه) گفته است :

    سلام
    همین امروز که از کرج می آمدم منهم یه سپهسالار شاهین دژ حسابی اعصابم رو ریخت به هم چرا که به قدری دود می کرد که توی لاین دو که حرکت می کرد از کنار هر ماشینی که می گذشت اونا رو مجبور به تغییر جهت و یا کم کردن سرعت برای رد شدن اون می کرد جالبتر اینکه این اتوبوس فکر کنم عمر طولانی از خدا گرفته بود!!!
    بدرود.

    پاسخ:
    و جالب تر آن که مردم چقدر بی تفاوت شده اند به این شکل از پایمال شدن حقوق شان!

  3. یک صدای بی‌صدا گفته است :

    سلام آقای درویش عزیز

    اصلا مثل اینکه اگر این اتوبوس‌های بین شهری خراب نباشند و دود ندهند به راننده لذتی دست نمی‌دهد…باز این یکی قابل تحمل است…برخی از سواری‌های همین تهران خودمان در هنگام حرکت آن‌چنان دودی بیرون می‌دهند که نگو نپرس

    پاسخ:
    و البته بعضی از موتورسیکلت ها!

  4. نسیم گفته است :

    ما ادمها غالبا رفتارمان با انچه مینویسیم و میگوییم و طرفداری میکنیم متفاوت است

    پاسخ:
    درود بر نسیم عزیز … به قول فروغ: بعضی از شعرا فقط وقتی شعر می گویند، شاعر هستند!

  5. م گفته است :

    سلام
    من هم ساکن کرجم و پدرم همکار شما بود . اگه افتخار بدین یه روز در خدمتتون باشیم

    پاسخ:
    از آشنایی شما خوشحالم … اما آدرستونو ندارم!

  6. الهام گفته است :

    اگه فریدون مشیری الان زنده بود می خواست کجای این شهر بشینه و بگه آسمان صاف و شب آرام…

  7. محمد درویش گفته است :

    بعضی وقتا فکر می کنم که انگار بد هم نشد که آن فرزانگان رفتند و این روزهای آلوده را ندیدند!

  8. حامد رحیمی گفته است :

    سلام جناب درویش عزیز .
    با دیدن این عکس بسیار خوشحال شدم که بخاطر شغلم مجبورم در یک شهر کوچک کویری زندگی کنم .
    خدا به داد مردم تهران برسه .

    پاسخ:
    حامد جان خیلی بیشتر از این حرف ها شانس آورده ای برادر! قدر زیستن در آن جای دنج و کویری را بدان.

  9. farhad race گفته است :

    سلام
    خسته نباشی عمو درویش
    متاسفانه پلیس بزراگراه تهران کرج به جزء گیر دادن به وانت بارهای سبک و بی آزار ( حداقل نسبت به این سالار ) و ماشین های اسپرت کاری آن هم به صورت انتخابی و سلیقه ای ، دیگر نه بلدندو نه میتوانند انجام بدهند ایکاش کمی هم در این خصوص حساسیت داشتند و به جای گیر دادن به رینگ و لاستیک و ارتفاع ماشین های سواری به دود زا بودن هم اهمیت می دادند.

    پاسخ:
    انگار از بروبچ ماشین باز هستی کلک! نه؟

  10. مهتا گفته است :

    اینم به نوبه خودش با تمسک به ائمه دخل مردم در میاورده خب. این روزا این که چیز عجیبی نیست برادر!

  11. محمد درویش گفته است :

    کدام چیز عجیبی نیست خواهر؟ این که دخل آدمو در می آرن؟ یا این که در می آرن دخل آدمو؟!

  12. هومان گفته است :

    سربازتم سپهسالار

  13. محمد درویش گفته است :

    همینو کم داشتیم که سپهسالار قصه ما مرید هم پیدا کنه! بسم الله …

  14. مهتا گفته است :

    هر دو تاش :) )

    پاسخ:

    پس احتمالاً ما با یک خط کاملاً جدی مواجه هستیم که بالقوه هم نیست! بلکه بالفعل است!!

  15. اشکار گفته است :

    درویش خان در برزیل بجای بنزین و گازوییل از اتانول بدست آمده از شکر استفاده می کنند
    …در هند هم به دلیلی محصول نی شکر کم شده قیمت جهانی شکر ۸۰%بالارفته گفتم که از حالا شکر برای ماه رمضان بخرید

    پاسخ:
    چه بهتر! اصلاً در این مملکت اگر قیمت سیگار و شکر برسد به قیمت خون پدرشان؛ آنگاه می شود گفت ایران دوباره کشور گل و بلبل است!

  16. شقایق گفته است :

    درکل ,”در آوردن” دخل آدم و “کله پا” کردنش خیلی چیزی عجیبی نیست!

  17. محمد درویش گفته است :

    بله می فهمم … البته این عجیب بودن در جغرافیای زمان و مکان است که مفهوم می یابد! نمی یابد؟

  18. شقایق گفته است :

    دقیقا…در دوشرایط مکانی و زمانی متفاوت یک موضوع واحد می تونه در بردارنده معانی مختلفی باشه!والبته علاوه بر معانی متفاوت ،انگیزه های متفاوت

  19. محمد درویش گفته است :

    اصولاً بسته به این که از چه خاستگاه نظری و بر بنیاد کدامین پندارینه ی فلسفی میتنی بر آموزه های زیباشناختی اومانیستی به موضوع بنگریم؛ می شود انتظار بازتاب ها، بازخوردها و پژواک هایی متفاوت را داشت.

  20. شقایق گفته است :

    خداییش زیباشناختی اومانیستی رو عالی اومدید.

  21. محمد درویش گفته است :

    قابلی نداشت.

  22. عاطفه گفته است :

    از اونجایی که از این سپهسالارا رو میشه همه جا پیدا کرد ما هم تو شمال یه روزایی بی نصیب از این هوای آلوده(البته در داخل شهر)نیستیم!!!

دیدگاه خود را بیان کنید





valve software the
Rodney's Search Widget plugged in.