<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: در ستایش دانشمندان دانشگاه ادینبورگ!</title>
	<atom:link href="http://biaban.darvish.info/archives/2868/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://biaban.darvish.info/archives/2868</link>
	<description>تلاش براي افزايش دانايي در حوزه محيط زيست وطن</description>
	<lastBuildDate>Thu, 18 Mar 2010 11:19:33 +0330</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: محمد درویش</title>
		<link>http://biaban.darvish.info/archives/2868/comment-page-1#comment-27694</link>
		<dc:creator>محمد درویش</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 18 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://biaban.darvish.info/?p=2868#comment-27694</guid>
		<description>درود بر نفیسه عزیز ... امیدوارم با کمترین مشکلی امتحانات را با موفقیت سپری کنی. خوشحالم که در دیار کوروش و حافظ و سعدی چنین کوشنده خردمند و عاشقی برای محیط زیست وطن وجود دارد. چه درختکاری شود امسال!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درود بر نفیسه عزیز &#8230; امیدوارم با کمترین مشکلی امتحانات را با موفقیت سپری کنی. خوشحالم که در دیار کوروش و حافظ و سعدی چنین کوشنده خردمند و عاشقی برای محیط زیست وطن وجود دارد. چه درختکاری شود امسال!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نفیسه ب</title>
		<link>http://biaban.darvish.info/archives/2868/comment-page-1#comment-27693</link>
		<dc:creator>نفیسه ب</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 18 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://biaban.darvish.info/?p=2868#comment-27693</guid>
		<description>سلام آقای درویش،
خواستم در جواب قسمت آخر این نوشته، بنویسم&quot; اطلاعات است که علاقه می آورد&quot; بعد پاسخی را که به خانم کالیراد داده اید خواندم. آنقدر همه چیز را همه جانبه و خوب می نویسید که آدم می ماند باید با وجود شما باز هم خودش چیزی در مورد طبیعت بگوید یا فقط نشانی وبلاگتان را به دیگران بدهد که &quot; آی مردم! بروید و بخوانید&quot;. به هر حال زیبایی حرف هایتان من را که جو گیر کرده است! هر چندفعلا به خاطر امتحانات میان ترم در حالت خواب زمستانی هستیم ولی به محض فراغت به دنبال راه اندازی گروه سبزمان خواهیم رفت. وبلاگمان هم کم کم کارکردهای جدیدی پیدا می کند که امیدوارم این گروه بتواند زبان برگهایش باشد! راستی در مورد نهال های دانشکده یمان هم با هر کدام از مسئولین صحبت کردم گفتند که تا اسفند صبر کنیم تا فصل مناسب برای درختکاری از راه برسد. احتمالا قصد دارند فضای سبز دانشکده مان را از نو طراحی کنند، ما هم سفارش دادیم قطعه زمینی را برای کاشت نهال های هر ورودی در نظر بگیرند. چند روزی بود آنلاین نشده بودم، حرف هایم تلنبار شده بودند! شرمنده!
با سپاس</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام آقای درویش،<br />
خواستم در جواب قسمت آخر این نوشته، بنویسم&#8221; اطلاعات است که علاقه می آورد&#8221; بعد پاسخی را که به خانم کالیراد داده اید خواندم. آنقدر همه چیز را همه جانبه و خوب می نویسید که آدم می ماند باید با وجود شما باز هم خودش چیزی در مورد طبیعت بگوید یا فقط نشانی وبلاگتان را به دیگران بدهد که &#8221; آی مردم! بروید و بخوانید&#8221;. به هر حال زیبایی حرف هایتان من را که جو گیر کرده است! هر چندفعلا به خاطر امتحانات میان ترم در حالت خواب زمستانی هستیم ولی به محض فراغت به دنبال راه اندازی گروه سبزمان خواهیم رفت. وبلاگمان هم کم کم کارکردهای جدیدی پیدا می کند که امیدوارم این گروه بتواند زبان برگهایش باشد! راستی در مورد نهال های دانشکده یمان هم با هر کدام از مسئولین صحبت کردم گفتند که تا اسفند صبر کنیم تا فصل مناسب برای درختکاری از راه برسد. احتمالا قصد دارند فضای سبز دانشکده مان را از نو طراحی کنند، ما هم سفارش دادیم قطعه زمینی را برای کاشت نهال های هر ورودی در نظر بگیرند. چند روزی بود آنلاین نشده بودم، حرف هایم تلنبار شده بودند! شرمنده!<br />
با سپاس</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد درویش</title>
		<link>http://biaban.darvish.info/archives/2868/comment-page-1#comment-27686</link>
		<dc:creator>محمد درویش</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 18 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://biaban.darvish.info/?p=2868#comment-27686</guid>
		<description>همه مشکلات ما از ندانستن است ... از ندانستن آن که &quot;نمی دانیم&quot; و چون نمی دانیم‘ مجاز به حذف هیچ زیستمندی نیستیمإ مجاز نیستیم تا برای دیگران تصمیم بگیریم و مجاز نیستیم تا خواهش ها و نیازهای مشهدی علی های نازنین و صبور این کهن بوم و بر عزیز را نادیده بگیریم.
درود ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>همه مشکلات ما از ندانستن است &#8230; از ندانستن آن که &#8220;نمی دانیم&#8221; و چون نمی دانیم‘ مجاز به حذف هیچ زیستمندی نیستیمإ مجاز نیستیم تا برای دیگران تصمیم بگیریم و مجاز نیستیم تا خواهش ها و نیازهای مشهدی علی های نازنین و صبور این کهن بوم و بر عزیز را نادیده بگیریم.<br />
درود &#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: کالیراد</title>
		<link>http://biaban.darvish.info/archives/2868/comment-page-1#comment-27685</link>
		<dc:creator>کالیراد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 18 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://biaban.darvish.info/?p=2868#comment-27685</guid>
		<description>درویش از یادبودها گفت سپاس فراوان
من می خواهم از یادبودهای مشهدی علی بگویم.ولایتش از دیار من و تو خیلی دور نیست ولی هست همین نزدیکی شاید خانه ای با ما فاصله داشته باشد ولی هست.

یادمان باشد کمتر بوق بزنیم تا آلودگی کاهش یابد
یادمان باشد در هوای سرد میتوان لباس زمستانه پوشید
درجه شوفاژ را کم کرد
موقع خروج از محل کار وسایل گرم کننده را خاموش کرد
اما یادمان نرود روستای مشهدی علی گاز ندارد
و سرما بیداد میکند
یادمان باشد آنجا از شوفاژ و بخاری برقی خبری نیست
مشهدی علی سرما را با ترس از جنگلبان جوان بدون هیمه چگونه سر میکند؟
یادمان باشد او شره(نوعی زانو بند پشمی)میبندد ولی باز هم میلرزد
او هنوز گالش ایرانی میپوشد و کفش چینی را تجربه نکرده است
یادمان باشد پسر مشهدی علی هنوز چکمه ایرانی میپوشد
زندگی را در دیار مشهدی علی هیمه باید روشنی افروخت
اما هیمه اش آینده آسمان آبی فرزندش است
مشهدی علی نمیداند گازهای گلخانه ای چیست 
نمیداند چرا باید کفش چینی بپوشد
نمیداند چرا پرتقال در روستای او نیز چینی است
او نمیداند چرا باید هیمه اش را دزدکی به خانه بیاورد
نمیداند یارانه چیست و چرا میدهند و یا نمیدهند
اما میداند گاوهایش زمستان سختی پیش رو دارند
گالش عیالش سوراخ است
پسرش میوه چینی میخواهد
همسایه اش کفش چینی میپوشد ماست پاستوریزه میخورد
خانه بهداشت ندارند تا بفهمد آنفولانزایش چه نوعی است
میداند برف ببارد پسرش نمیتواند به مدرسه ده بالا برود
ولی نمیداند چرا هنوز گالش ایرانی میپوشد
میداند پدرانش و پدران پدرانش و پدران پدران پدرانش همیشه گالش به پا میکردند آنهم از نوع ایرانی
میداند جنگل رزق و روزی شان را میدهد می داد
میداند با الاغ مشهدی حسن آلودگی در کار نبود
صدای الاغ مشهدی گوشخراش و آلوده کننده نبود
میوه شان ولیک بود و تلکا و ازگیل
دلشان شیرین بود با نان برنجی بی بی سکینه و کلوچه ننه علی
او میداند
او میداند همین نزدیکی نه دوردست ها،نه بالادست ها خدایی هست که حفظش میکند،روزی خانواده اش را میدهد و برایش قبض دیرکرد و جریمه نمی فرستد
میداند خدایی هست</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درویش از یادبودها گفت سپاس فراوان<br />
من می خواهم از یادبودهای مشهدی علی بگویم.ولایتش از دیار من و تو خیلی دور نیست ولی هست همین نزدیکی شاید خانه ای با ما فاصله داشته باشد ولی هست.</p>
<p>یادمان باشد کمتر بوق بزنیم تا آلودگی کاهش یابد<br />
یادمان باشد در هوای سرد میتوان لباس زمستانه پوشید<br />
درجه شوفاژ را کم کرد<br />
موقع خروج از محل کار وسایل گرم کننده را خاموش کرد<br />
اما یادمان نرود روستای مشهدی علی گاز ندارد<br />
و سرما بیداد میکند<br />
یادمان باشد آنجا از شوفاژ و بخاری برقی خبری نیست<br />
مشهدی علی سرما را با ترس از جنگلبان جوان بدون هیمه چگونه سر میکند؟<br />
یادمان باشد او شره(نوعی زانو بند پشمی)میبندد ولی باز هم میلرزد<br />
او هنوز گالش ایرانی میپوشد و کفش چینی را تجربه نکرده است<br />
یادمان باشد پسر مشهدی علی هنوز چکمه ایرانی میپوشد<br />
زندگی را در دیار مشهدی علی هیمه باید روشنی افروخت<br />
اما هیمه اش آینده آسمان آبی فرزندش است<br />
مشهدی علی نمیداند گازهای گلخانه ای چیست<br />
نمیداند چرا باید کفش چینی بپوشد<br />
نمیداند چرا پرتقال در روستای او نیز چینی است<br />
او نمیداند چرا باید هیمه اش را دزدکی به خانه بیاورد<br />
نمیداند یارانه چیست و چرا میدهند و یا نمیدهند<br />
اما میداند گاوهایش زمستان سختی پیش رو دارند<br />
گالش عیالش سوراخ است<br />
پسرش میوه چینی میخواهد<br />
همسایه اش کفش چینی میپوشد ماست پاستوریزه میخورد<br />
خانه بهداشت ندارند تا بفهمد آنفولانزایش چه نوعی است<br />
میداند برف ببارد پسرش نمیتواند به مدرسه ده بالا برود<br />
ولی نمیداند چرا هنوز گالش ایرانی میپوشد<br />
میداند پدرانش و پدران پدرانش و پدران پدران پدرانش همیشه گالش به پا میکردند آنهم از نوع ایرانی<br />
میداند جنگل رزق و روزی شان را میدهد می داد<br />
میداند با الاغ مشهدی حسن آلودگی در کار نبود<br />
صدای الاغ مشهدی گوشخراش و آلوده کننده نبود<br />
میوه شان ولیک بود و تلکا و ازگیل<br />
دلشان شیرین بود با نان برنجی بی بی سکینه و کلوچه ننه علی<br />
او میداند<br />
او میداند همین نزدیکی نه دوردست ها،نه بالادست ها خدایی هست که حفظش میکند،روزی خانواده اش را میدهد و برایش قبض دیرکرد و جریمه نمی فرستد<br />
میداند خدایی هست</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد درویش</title>
		<link>http://biaban.darvish.info/archives/2868/comment-page-1#comment-27684</link>
		<dc:creator>محمد درویش</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 18 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://biaban.darvish.info/?p=2868#comment-27684</guid>
		<description>افسوس که اغلب ما همچنان در غفلت می خوریم! نمی خوریم؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>افسوس که اغلب ما همچنان در غفلت می خوریم! نمی خوریم؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فرزان اسدی(ابوحنانه)</title>
		<link>http://biaban.darvish.info/archives/2868/comment-page-1#comment-27683</link>
		<dc:creator>فرزان اسدی(ابوحنانه)</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 18 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://biaban.darvish.info/?p=2868#comment-27683</guid>
		<description>سلام
ابر و باد ومه و خورشید و فلک در کارند
تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری!
بدرود.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
ابر و باد ومه و خورشید و فلک در کارند<br />
تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری!<br />
بدرود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد درویش</title>
		<link>http://biaban.darvish.info/archives/2868/comment-page-1#comment-27682</link>
		<dc:creator>محمد درویش</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 18 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://biaban.darvish.info/?p=2868#comment-27682</guid>
		<description>&quot;شهوت مدرن&quot;! چه اصطلاح محجوب اما درستی برای میل شتابناک تخریب طبیعت در این مرز و بوم و مقدس.
درود بر شما.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>&#8220;شهوت مدرن&#8221;! چه اصطلاح محجوب اما درستی برای میل شتابناک تخریب طبیعت در این مرز و بوم و مقدس.<br />
درود بر شما.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رویا</title>
		<link>http://biaban.darvish.info/archives/2868/comment-page-1#comment-27681</link>
		<dc:creator>رویا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 18 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://biaban.darvish.info/?p=2868#comment-27681</guid>
		<description>هفته پیش فرصتی پیش اومد که وسط اینهمه کار و گرفتاری زندگی یه سفر کوتاه به همین نزدیکی های استان همدان داشته باشم/توی راه همش این میل عجیب این آدمای این سرزمین به بازی با سنگ و خاک و آهن به بهانه ساختن و توسعه جلو چشمم بود/اینکه هی کوهها رو صاف می کنیم و دره ها رو پر می کنیم/ از این صاف کردن به چی میخواهیم برسیم ظاهر مجهول است به خود ما و فعلا فقط این شهوت مثلا مدرن رو دنبال می کنیم/یاد این خط ممتد الکتروکاردیو گراف افتادم علامت مرگه نه؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>هفته پیش فرصتی پیش اومد که وسط اینهمه کار و گرفتاری زندگی یه سفر کوتاه به همین نزدیکی های استان همدان داشته باشم/توی راه همش این میل عجیب این آدمای این سرزمین به بازی با سنگ و خاک و آهن به بهانه ساختن و توسعه جلو چشمم بود/اینکه هی کوهها رو صاف می کنیم و دره ها رو پر می کنیم/ از این صاف کردن به چی میخواهیم برسیم ظاهر مجهول است به خود ما و فعلا فقط این شهوت مثلا مدرن رو دنبال می کنیم/یاد این خط ممتد الکتروکاردیو گراف افتادم علامت مرگه نه؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد درویش</title>
		<link>http://biaban.darvish.info/archives/2868/comment-page-1#comment-27677</link>
		<dc:creator>محمد درویش</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 18 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://biaban.darvish.info/?p=2868#comment-27677</guid>
		<description>به نکته درستی اشاره کرده اید ... سهراب بیش از 40 سال پیش حجت را بر نادانان طبیعت ستیز تمام کرده بود. درود ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به نکته درستی اشاره کرده اید &#8230; سهراب بیش از ۴۰ سال پیش حجت را بر نادانان طبیعت ستیز تمام کرده بود. درود &#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شقایق</title>
		<link>http://biaban.darvish.info/archives/2868/comment-page-1#comment-27675</link>
		<dc:creator>شقایق</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 18 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://biaban.darvish.info/?p=2868#comment-27675</guid>
		<description>پر از حیرت و استیصال شدم از نادانی موجودی که می پندارد که می داند .

به قول سهراب آسمانی ام :
&quot;و نخواهیم مگس از سرانگشت طبیعت بپرد.
 وبدانیم اگر کرم نبود زندگی چیزی کم داشت&quot;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>پر از حیرت و استیصال شدم از نادانی موجودی که می پندارد که می داند .</p>
<p>به قول سهراب آسمانی ام :<br />
&#8220;و نخواهیم مگس از سرانگشت طبیعت بپرد.<br />
 وبدانیم اگر کرم نبود زندگی چیزی کم داشت&#8221;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
