در سیستان هوا پس است! آیا فریادرسی هست؟
در طی چند روز گذشته مردمان شریف و مظلوم دیار نیمروز یکی از سختترین روزهای خود را در زابل و آبادبومهای اطرافش سپری کردهاند. تصاویری را که میبینید، آشکارا روزگار مصیبتبار این هموطنان دردمند را نشان میدهد.
بر بنیاد گزارشهای سازمان هواشناسی و اداره کل محیط زیست استان سیستان و بلوچستان، میزان ذرات کوچکتر از ۱۰ میکرون در اوایل صبح روز شنبه ۱۹ دی ماه ۱۳۸۸ به ۵ هزار میکرو گرم در متر مکعب (gr/m3µ) رسید. از آنجا که حد استاندارد جهانی برای ذرات کمتر از ۱۰ میکرون، حدود ۱۵۰ میکرو گرم در متر مکعب هوا تعیین شده است، بنابراین، شدت آلودگی هوا در زابل از مرز وحشتناک ۳۳ برابر حد مجاز هم گذشته است. این در حالی است که با توجه به رطوبت هوا و ابرناکی قابل توجه در سطوح بالایی نیوار (اتمسفر)، چسبندگی ذرات معلق افزایش یافته و تاحدودی میزان خطر را کاهش داده است؛ وگرنه این رقم میتوانست در صورت رخداد آن در تابستان به بیش از ده هزار میکروگرم هم افزایش یاید ( ۶۷ برابر حد مجاز)! گفتنی آن که با توجه به نزدیکی مناطق شرقی کشور به کانونهای اصلی تولید گرد و خاک، بالطبع میزان ذرات معلق بیشتر از ۱۰ میکرون نسبت به مناطق غرب کشور که متأثر از ریزگردهای عربی هستند، میتواند بیشتر هم باشد.
لازم به ذکر نیست که شرایط وخیم پیشآمده تا چه اندازه موجب افزایش آلرژی و حساسیت، اختلالات زایمان، کاهش رشد جنین، سرطان خون و … خواهد شد. به نحوی که مطالعات نشان میدهد به ازای افزایش هر ۱۰ میکروگرم در متر مکعب آلودگی هوا، مرگ قلبی شش درصد و سرطان هشت درصد افزایش خواهد یافت.
در حوزهی محیط زیست جانوری و گیاهی نیز، ذرات معلق بر تنفس جانوران اثر گذاشته و باعث مسمومیت آنها میشود. افزون بر آن، جانورانی که از گیاهان پوشیده از ذرات حاوی فلورایدها، آرسنیک و سرب تغذیه میکنند، احتمال دارد دچار برخی بیماریهای بسیار خطرناک و غیر قابل پیشبینی شوند.
بر مبنای این گزارش که توسط آقای مهندس منصور حیدری عزیز – پیشتر در مورد ایشان در مهار بیابانزایی نوشته بودم – برایم ارسال شده است، اوضاع در شهر زاهدان نیز مطلوب نبوده است. به نحوی که بر اساس آخرین فراکافت آماری صورت گرفته از ایستگاههای مختلف ثابت و سیار سنجش آلودگی هوای شهر زاهدان نتایج حاکی از آن است که در شهر زاهدان طی ۲۴ ساعت گذشته
- میانگین غلظت ذرات با قطر کمتر از ۱۰ میکرون برابر ۶۸۰ میکرو گرم بر متر مکعب
- میانگین غلظت ذرات با قطر کمتر ۲٫۵ میکرون برابر ۱۶۰ میکرو گرم بر متر مکعب
- میانگین غلظت ذرات با قطر کمتر از ۱ میکرون برابر ۵۸ میکرو گرم بر متر مکعب
این در حالی است که میانگین غلظت ذرات با توجه به استانداردهای ثانویه جهانی ۱۵۰ میکروگرم بر متر مکعب بوده که نتایج بدست آمده بیش از چهار و نیم برابر استاندارد ثانویه جهانی است.
در همین باره تصاویر رسول خوارزمی عزیز هم در وبلاگش کاملاً گویای روزگار مصیبتبار هموطنان عزیزمان در زابل هست.
آنچه که این روزها در زابل و زاهدان شاهد آن هستیم، ماجرای امروز و دیروز نیست؛ ویژگی طبیعی پایین دست یک حوزهی آبخیز بسیار بزرگ به نام هیرمند است که از هندوکش سرچشمه میگیرد و در طول میلیونها سال با خود نهشتههای عظیمی را در پایاب خویش بارگذاری کرده است. اینک اما برخی از عملکردهای نابخردانهی انسانی و کاهش حقآبهی طبیعی تالاب بینالمللی هامون این مصیبتها را ژرفتر ساخته است.
چه بخواهیم یا نخواهیم، حیات سیستان بدون هامون بی معناست؛ این را از زمانی که کتاب سیستان و بلوچستان را در بیش از یک دههی پیش و با یاری برخی از همکاران فرهیختهام، نوشتهام، فریاد زدم و زدیم.
سیستان برای ماندگاری خویش نیاز دارد تا ضمن کاهش وابستگی معیشتی مردمانش به سرزمین، در حوزهی استحصال انرژیهای نو (باد و خورشید)، تقویت بازرگانی (مناطق آزاد تجاری) و گردشگری طبیعی و تاریخی مزیتهای کمنظیر خود را زنده کند.
همین و تمام.









سه شنبه ۲۲م دی ۱۳۸۸ در ۸:۴۸ ق.ظ
آقای درویش عزیز، خیلی تلاش کردم ارادتم را به شما بابت ارائه تحلیلهایی چنین درست و به جا در رابطه با توسعه و مدیریت اصولی ایران عزیز در قالب کلمات بیان کنم، اما شرمنده از این نتوانی … فقط می توانم بگویم: خسته نباشید! خدا قوت … و البته خوشا به حال ایرانی که فرزندان فرهیخته و عاشقی چون شما دارد…
پاسخ:
زنده باشی پورنگ عزیز … هیچ می دانی آدم آینه محور و پاک سیرتی چون تو در این زمانه خود کیمیاست؟
سه شنبه ۲۲م دی ۱۳۸۸ در ۹:۰۴ ق.ظ
با آقای پورحسینی خیلی موافقم ،
آرزوی سربلندی روز افزون برای ایران عزیزتر از جانم دارم… .
سه شنبه ۲۲م دی ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۶ ب.ظ
با سلام
من از طرف مردمان دیار نیمروز و به نمایندگی از ایشان از شما متشکرم
درود بر شما دوست عزیز
پاسخ:
زنده باشی منصور جان. وظیفه ای بود که باید انجام می دادم. سلام و درود بر استقامت و پایداری شما باد …
سه شنبه ۲۲م دی ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۱ ب.ظ
تشکر میکنم از اینکه آنچه میدانید را به بقیه منتقل میکنید و مطلع میکنید
پاسخ:
این کمترین کاری است که باید انجام دهیم حسن جان. درود بر شما …
سه شنبه ۲۲م دی ۱۳۸۸ در ۱:۱۴ ب.ظ
درویش خان از قدیم گفته اند که آبادی سیستان بر ۳ بند استوار است بند آب و بند ریگ و بند دزد
بد نبود اشاره به آبدزدی افغان ها هم می کردید
(چه کنم این بارادوکس تشنه لبان سیستانی و بسته خندان یزدی ها هنوز برایم حل نشده است!)
پاسخ:
اشاره کرده ام رفیق! دوباره بخوان …
سه شنبه ۲۲م دی ۱۳۸۸ در ۱:۵۸ ب.ظ
سلام استاد درویش
این نوشته برام خیلی جالب بود , کتاب شما رو سرچ کردم ولی چیزی دستگیرم نشد,لطفا شناسنامه کتاب را بنویسید.
دارید کار دستمون می دید که بریم ارشد تو رشته شما بگیریم!
چهارشنبه ۲۳م دی ۱۳۸۸ در ۱:۲۳ ق.ظ
درود بر پارسای عزیز …
این کتاب در ۱۲۴ صفحه توسط انتشارات مؤسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور با شماره : ۱۸۵-۱۳۷۸ و به قیمت ۱۲ هزار ریال در شمارگان ۱۵۰۰ جلد در بهار سال ۱۳۷۸ انتشار یافته است.
در ضمن خوشحالم که دارم می دم دستت! کار را می گویم؟
راستی! هملت خوش گذشت؟!
چهارشنبه ۲۳م دی ۱۳۸۸ در ۵:۲۴ ق.ظ
سلام
دوست عزیز نمیدونم شما چه مقامی داری ولی به نظر میرسه میتونی داد خودت رو به گوش مسولین برسونی .پیشنهاد بدید اب دریای عمان رو به هامون بروسنند که مشکل این قدیمی ترین ایرانیان فلات ایران حل بشه .میدونم که میگید نمیشه! اما غلبه بر شیب زیمن کار سختی هست اما نشدنی نیست شمال این کار رو برای استفاده از هیدولیک اب انجام دادن و دارن برق تولید میکنند تو چین هم این کار رو در مقیاس خیلی بالاتر انجام دادن .اصلا میشه از دانش چینی ها بهره گرفت و بجای خرید اشغال های چینی از دانش و تکنولوژی اونا بهره برداری کرد . با این کار حتی مشکل تولید برنج کشور و کار و قاچاق مردم عزیز سیستان هم حل میشه .
امیدوارم موفق باشید
پاسخ:
درود بر شما … نمی دانم تا چه اندازه از موقعیت زمین شناسی دشت سیستان آگاهی دارید. اما فقط همین را می گویم که در سیستان آب زیرزمینی نداریم. می دانید چرا؟ از این گذشته مشکل زه آب و شور شدن اراضی هم اکنون هم در شیب آب و پشت آب بیداد می کند. حالا تصورش را هم بکنید بخواهیم آب شور دریای عمان را هم به سیستان برسانیم و برای همیشه آنجا را از هستی ساقط کرده و یک دریاچه نمک جدید ایجاد کنیم!
مشابه چنین طرحی را برای اتصال دریای مازندران به خلیج فارس هم داشته ایم! نداشته ایم؟ می دانید مشکلات آن طرح چه بود؟
چهارشنبه ۲۳م دی ۱۳۸۸ در ۸:۲۷ ق.ظ
متشکرم آقای مهندس(هرچند به نظر من از دکتری این رشته هم بیشتر می دانید!)؛ حتما پیدایش می کنم.
هاملت هم هنوز نرفتیم!وقت نمی شه متاسفانه!باید وقت بشه و بعد وقتم را با یک شازده کوچولو تنظیم کنم و با پدرش مذاکره کنم بعد!
چهارشنبه ۲۳م دی ۱۳۸۸ در ۹:۰۴ ق.ظ
شما لطف دارید. خودت را به دردسر نیانداز. نشانی ات را برایم بنویس؛ خودم یک نسخه تقدیم می دارم. درود …
چهارشنبه ۲۳م دی ۱۳۸۸ در ۹:۰۳ ب.ظ
مسئله حق آبه ، مسئله ساده ای نیست و از همان ابتدا هم مورد اعتراض افغانها بوده و حالا هم بعید میدانم تن به آن بدهند . افغانها نسبت به قرار داد حق آبه هیرمند همان دیدی را دارند که ما نسبت به ترکمانچای داریم . البته قرار داد بین المللی است و به نظرم باید یک قرارداد برد برد تعیین شود که طرف افغان هم از آن سود ببرد . درست است که افغانها باید به حق آبه پایبند باشند ولی اگر بتوانیم به نوعی آها در مزایای هامون شریک کنیم تا انگیزه داشته باشند شاید بهتر باشد. مسئله حق ماهیگیری و از این دست .
پنجشنبه ۲۴م دی ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۷ ق.ظ
موافقم. ما می توانیم با استفاده از انرژی باد و خورشید برق تولید کنیم و در ازای مازاد برقی که به آنها می دهیم. آب دریافت داریم.
پنجشنبه ۲۴م دی ۱۳۸۸ در ۹:۱۰ ب.ظ
سلام اقای درویش ! یه جواب کاملا ایرانی بهم دادی .خیلی ممنون
پنجشنبه ۲۴م دی ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۳ ب.ظ
سرانجام نگفتی که پاسخ پرسش های مرا می دانی یا نه؟
در ضمن من فکر می کردم شما ایرانی هستید!