عکس گرفتن در کنار لاشهی شکار به چه معنی است؟!
این گل رنگ است
شکفته تا جهان را بیاراید
قانونی هست که چیدن آن را منع میکند
ورنه دیگر جهان سحر انگیز نخواهد بود
و دوباره سپید و سیاه خواهد شد …
دیروز خبری را منتشر کردم که اشک و افسوس بسیاری از طرفداران راستین طبیعت وطن را موجب شد؛ این که یکی از هموطنان من به خود این اجازه را میدهد تا با تفنگ دوربیندار بسیار گرانقیمت خویش، یکی از معدود پلنگهای بینظیر ایران را که طول آن به ۲ متر و ۵۹ سانتیمتر میرسید، شکار کند! حیوان ناهمتایی که گمان نبرم بتوان برای جبران خسارت وارد بر طبیعت ایران، رقمی را تعیین کرده و از آن شکارگر متموّل دریافت نمود. پیشتر هم اشاره کردم که متأسفانه خصلت ددمنشی در بین برخی از همنوعان ما به مرزی نگرانکننده رسیده، به نحوی که با افتخار و پس از سلاخی دهشتناک و باورنکردنی ماهیها، در دریای خون ایجاد شده، عکس یادگاری گرفته و به دوربین لبخند میزنند!
و سرانجام امروز هم دیدهبان شجاع محیط زیست ایران خبر غمانگیز و تصویر شرمآور دیگری از یک شکارکُش ناجوانمرد منتشر کرد تا این بار مرا وادار کند، نسبت به این عمل ضد ارزشی و قبیح که متأسفانه گویا هنوز برای عدهای از انسانها – چه ایرانی یا بیگانه – ارزش محسوب شده و با افتخار نهتنها در کنار لاشهی این جانداران بیگناه عکس میگیرند، که حتا آن را با غرور تمام و به نشانهی شجاعت خویش در وبلاگها و وبسایتهای مرتبط انتشار میدهند؛ انزجار خویش را با فریاد رساتر اعلام دارم. به راستی که این منتهای کجسلیقگی بوده و هشداری جدی است به آنها که هنوز به باژگونه شدن بسیاری از ارزشها در زمانهی ما باور ندارند. برای همین است که از دوستان همراه میخواهم تا به هر شکل که میتوانند اعتراض خویش را به چنین اعمال شرمآوری اعلام داشته تا – دستکم – دیگر هیچ قاتل وحوشی جرأت نکند تصویر خود یا شکارچی دیگری را با افتخار در کنار لاشهی شکارشده منتشر سازد.
یادمان باشد که شکارشکشها بیشترین عامل شهادت بیش از یکصد محیطبان و جنگلبان پاکباز این دیار تاکنون بودهاند.
بار دیگر شعر آن دخترک کودکستانی را مرور کنید و با افسوس و حیرت از خود بپرسید:
چرا مردم نمیدانند که لادن اتفاقی نیست؟!
پیوست: لطفاً به این لینک در بالاترین رفته و از دیدگاههای مخالفین و موافقین این موضوع آگاهی یابید و در صورت امکان نظر ارزشمند خویش را در مورد آن درج فرمایید تا هر چه بیشتر مذمت این حرکت در جامعه آشکار شود.





دوشنبه ۲۱م خرداد ۱۳۸۶ در ۱۲:۵۵ ب.ظ
خیلی دلم می خواد بدونم با این همه پرنده چیکار خواهند کرد! واقعا می خوان همه رو بخورن؟ یا همه دور ریخته می شه؟ فکر نمی کنم اینها حوصله پرکندن و پختن اونها رو داشته باشن.
دوشنبه ۲۱م خرداد ۱۳۸۶ در ۱:۴۹ ب.ظ
اگه یه نفر یکی از این شکارکش هارو شکار کنه و پاشو روی لاشه شکارکش بیجان بذاره و عکس بگیره چه اتفاقی می افته؟ قطعا کلی دنیا رو به هم می ریزه. پس چرا عکس گرفتن با لاشه یه حیوون برای اکثریت مردم آزار دهنده نیست؟
دوشنبه ۲۱م خرداد ۱۳۸۶ در ۳:۰۶ ب.ظ
سلام
با عرض تبریک وخسته نباشید
وبلاگ خوب و پر باری دارید . ما در نظر داریم بمنظور همکاری نزدیک
و همچنین ارج نهادن به خدمات آنها اقدام به معرفی بهترین وپربارترین –
وبلاگها درسایت نموده چنانچه مایل هستید پس از ورود به سایت ما از
قسمت بهترین وبلاگها دیدن فرمائید
با تشکر از شما….مهروزدات کام
دوشنبه ۲۱م خرداد ۱۳۸۶ در ۳:۱۷ ب.ظ
به عنوان یک انسان از عمل شرم آور شما بیزارم.
دوشنبه ۲۱م خرداد ۱۳۸۶ در ۴:۳۰ ب.ظ
اخییییییییی الاهی من بمیرم چطور دلشون امد برندگان و حیوان به این قشنگی رو بکشن اینا رحم ندارن؟ واقعا که خیلی دل میخواد خوب حالا کشتبن به به باریکلاه جه بسرای شجاعی حالا میخواین چکار کنین؟اینها رو از زندگی ساقط کردین دلتون خنک شد؟ حالا برین جشن بگیرین
سه شنبه ۲۲م خرداد ۱۳۸۶ در ۹:۲۹ ق.ظ
استاد عزیز جناب درویش به نظر شما تا کی باید شاهد وجود این اراذل واوباش تفنگ بدست باشیم… تاکی باید بنشینیم و جنایات آشکار و وقیحانه شون رو تماشا کنیم؟..تا کی باید وجود وا عمال متفنشون رو تحمل کنیم واجازه بدیم هر … خواستن با حیات وحش وطبیعت ایران بکنند؟؟ و با توجیهات وقیحانه وپوچشون جنایتهاشون رو توجیه کنن؟؟ … چطور و تاکی باید معضلی بنام شکار تروفه و تبهکار پست فطرتی بنام شکارچی تروفه رو در قالب کانونهای باصطلاح قانونی تحمل کنیم؟؟…از شما خواهش میکنم بگین چکار باید کرد؟
سه شنبه ۲۲م خرداد ۱۳۸۶ در ۴:۴۳ ب.ظ
سلام.
به نظرم مجازاتی که در نظر گرفتن خیلی ناکارا هست و باید سنگینتر برخورد بشه.
تازه اگر همین رو هم لغو نکنن و پولی نشه
پنجشنبه ۲۱م تیر ۱۳۸۶ در ۱۰:۳۴ ق.ظ
سلام من خودم عاشق شکار هستم و عاشق طبیعت.دیدگاه شما در مورد شکار کاملآ اشتباه.شکار کشتن نیست.شکار و شکار کردن یک ورزش محسوب میشه.ضمنآ عکس گرفتن با حیوان شکار شده یک یادگاری محسوب میشه.
پنجشنبه ۲۵م مرداد ۱۳۸۶ در ۶:۱۳ ب.ظ
javabe mohamad agha:
salam
mikham bedonam az kei ta hala koshtane ye mojode zende varzesh hesab mishe age in tore tamame janghae donya be noei varzeshan va chon .varzesh vase salamati khobe beshim ghatele adama!!!
جمعه ۲۶م مرداد ۱۳۸۶ در ۳:۰۶ ب.ظ
تاسف من از فرهنگ ماست که مفتخر به نابودی هستیم نه به
حفاظت!
شنبه ۳م شهریور ۱۳۸۶ در ۳:۱۸ ب.ظ
شاید اگر روزی انسان بتواند حق حیات دیگر موجودات را بر روی زمین درک کند و اقتدار را در “کشتن” دیگر موجودات نداند این اتفاق رخ ندهد.
جمعه ۳۰م شهریور ۱۳۸۶ در ۲:۵۲ ق.ظ
سلام
نمیدونم چی بگم.. راستش من از مسوولان کشور کاملا نا امیدم.. فقط گاهی میام اینجا افسوس میخورم و میرم..
یه چیز دیگه…
من لوگوی شما رو برداشتم اما عنوان وبلاگم غیب شده!!!!!!!!!!
پنجشنبه ۱۷م آبان ۱۳۸۶ در ۸:۴۵ ب.ظ
با سلام خدمت جناب آقای درویش عزیز…
خیلی خوشحالم از اینکه با وبلاگ شما آشنا شدم…
من هم به سهم خود گرچه اندک مطالبی در زمینه ی مبازره با شکارکشی نوشتم خوشحال میشم سری به وبلاگ بنده بزنید…
با امید سعادت و بهروزی برای شما
یکشنبه ۲۰م آبان ۱۳۸۶ در ۹:۰۲ ب.ظ
احمق ها بیشتر به احساس شجاعت نیاز دارند. به همین خاطر عکس میگیرن !
یکشنبه ۲۰م آبان ۱۳۸۶ در ۱۰:۰۲ ب.ظ
نمیدانم چگونه کشتار یک حیوان بی گناه ورزش نام میگیرد؟
تصویر ماهی در این عکس (http://33pol.wordpress.com/2007/11/09) و چهره فاتحانه شکارچی آن همین ورزش؟! را نمایش می دهد
یکشنبه ۲۰م آبان ۱۳۸۶ در ۱۰:۵۸ ب.ظ
در این اوضاع اسفناک که سیاست زدگی سبب دلمردگی شده است عیچکدام از این دردها گوش شنوایی ندارد .
وقتی د ر طول این چندین سال گذشته نگاه می کنیم که هیچ دادگاهی و مرجعی برای رسیدگی به این اوضاع وجود ندارد درد دل را به که باید گفت . فقط می گویم بسیار بسیار غافل هستیم که برای فرزندان خود با دست خود داریم این محیط را خراب می کنیم
دوشنبه ۲۱م آبان ۱۳۸۶ در ۱:۴۸ ب.ظ
سلام من خودم عاشق شکار و طبیت و کوه هستم ولی به هیج وجه با شکار بی رویه و در فواصل نامناسب(زمان تولید مثل)نیستم وباید به تعداد مجاز و حتی کمتر از آن شکار کرد تا شاهد انقراض هیچ گونه از حیوانات نباشیم چرا که انقراض آنها به ضرر خود ما وهمه کسانی که به شکار علاقه مندن هست چون دراینصورت حیوانی نیست که دیگر شکار کنیم وبه نظر من افرادی که به اینگونه وحشیانه شکهر میکنن یا عقده دارند یا مریضند به امید اینکه همه با محیط زیست و جانداران آن دوست باشیم و به آن صدمه ای نزنیم
دوشنبه ۵م آذر ۱۳۸۶ در ۲:۰۱ ب.ظ
شما فقط پلنگ و نهنگ و … را حیوان می دانید؟
پس گاو- گوسفند-مرغ-شترمرغ و بوقلمون و … شامل حیوانات نمی شوند؟
دفاع از حقوق حیوانات و اطلاق کشتار ناجوانمردانه زمانی معنا پیدا می کند که شامل همه آنها باشد.
جمعه ۲۳م آذر ۱۳۸۶ در ۱۱:۳۷ ب.ظ
سلام میتونیم بجایی اینکه به شکار حیوانات وحشی بریم به باشگاه تیراندازی بریم واونهیجان تیراندازی وشکار رو ژایین بیاریمذ
سه شنبه ۲۵م دی ۱۳۸۶ در ۱:۳۳ ق.ظ
من خودم تفنگ شکاری دارم و برای هر شکاری که میروم و پرنده ای می زنم به همان تعداد و از همان گونه با همان جنسیت در همان محل پرنده ازاد می کنم و اصلا موافق شکار بیرویه نی ستم نظر شما در رابطه با کار من چیه؟
چهارشنبه ۲۶م دی ۱۳۸۶ در ۲:۰۰ ب.ظ
سلام
ورزش و رقابت سالم بسیار ارزشمند است اما زمانی که شما با خودرو مجهز حیوان بیچاره را میدوانید و در عین خستگی حیوان با تفنگ دوربین دار به او شلیک میکنید آیا این مردانگی است ؟ ایا این شجاعت است؟
یکشنبه ۵م اسفند ۱۳۸۶ در ۹:۵۳ ب.ظ
بد نبود ولی اطلاعات بهتری از شکار بیروییه حیوانات کمیاب بدید بهتر از اینی که هست میتونه باشه من خودم عاشق حیوانات کمیاب روی این کره خاکی هستم با تشکر مجتبی.
یکشنبه ۵م اسفند ۱۳۸۶ در ۹:۵۸ ب.ظ
من دوستار طبیعت هستم از شهرستان همیشه سرسبز املش با شما تماس گرفتم
چهارشنبه ۸م اسفند ۱۳۸۶ در ۱۱:۴۲ ب.ظ
سلام خیلی عالیه میخواستم مواردی ازمطالب به روز الودگی و… را برایم بنویسید ممنون
سه شنبه ۲۷م فروردین ۱۳۸۷ در ۸:۳۳ ق.ظ
به نظر من مقصر دولت است چون میبایست در رسانه ها فرهنگ سازی بشه و همچنین جرائم سنگین بگذارند واز همه مهمتر نظارتی باشدکه شکارچیان و محیط بانان باهم ساخت و پاخت نکنندودرآخر اینکه عکس گرفتن با شکار عمل بسیار زشتیست که متاسفانه از امراوگذشتگان بجا مانده است.
چهارشنبه ۱۱م اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۴۰ ق.ظ
هم فرهنگمان مشکل داره و هم قوانین.
ماجرای کشته شدن گرازهای بیچاره توسط محیط زیست اردبیل به کجا کشید؟؟؟؟؟ طبق معمول به فراموشی سپرده شد.
واقعا متاسفم.
دوشنبه ۱۷م تیر ۱۳۸۷ در ۷:۳۲ ق.ظ
اینها هنوز در عصر ناصرالدین شاه سیر میکنن . متاسفانه بعضیها تمام عمر را در خواب زندگی میکنن.
چهارشنبه ۲۰م شهریور ۱۳۸۷ در ۸:۵۳ ب.ظ
شما شکارچی نیستید و هیچوقت شکارچیها رو درک نمی کنید پس انقدر کلیشه ی برخورد نکنید!!!
پاسخ:
بسیار خوشحالم که شکارچی نیستم.
موفق باشید.
چهارشنبه ۱۰م مهر ۱۳۸۷ در ۶:۲۸ ب.ظ
in yek ekhtelafe nazare rahmati va nemati hast.dar amrica ham hamin tor hast vali man fekr mikonam koshtan kav va goosfand va mahi giri ham shekar hast vali baraye ma ahamiyat nadareh.pas shekar agar dorost ejra beshe eshkal nadare va bayad manategh hefazat shode dorost beshe ke nasle heyvanat ziyad beshe vali koshtane heyvanate kam yab kamelan ghalat hast
پنجشنبه ۳۰م آبان ۱۳۸۷ در ۱:۲۲ ق.ظ
salam avalan ke tabrik migam be modire in site bekhatere dashtane site khobesh
ama….aghaye daryosh ke khodetono shekarchi minamid vaghean kasi ke nasle heyvani ro tahdid be engheraz mikone mesle agahayi ke inhame parandeye bigonaho az bein borde ghabele tojihe ???be nazare man ke in adam yek no bimariye ravani dare vagarna koshtane heyvani ke azari be shoma nemiresoneh tafrih ya shekar mahsob mishe!!!!!
دوشنبه ۹م دی ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۴ ب.ظ
به نظر من هر چیزی اندازه داره وشکار هم همین طور /من خودم یک شکارچی و دوستار طبیعت هستم/به قول استاداینانلو.هر درختی میوهای داره که تو فصل خودش میرسه اگر ما اون میوئ رسیده رو نخوریم خوراک کرمها یاحشرات یا پلاسیده شده واز درخت میافتد.با تشکر رضا رزمگاهی
شنبه ۵م بهمن ۱۳۸۷ در ۲:۱۰ ب.ظ
[...] آنها در یادداشت پیشین هم اشاره کردم و یا عدم افتخار به عکس گرفتن در کنار لاشهی حیوان بیگناهی که برای تفریح شکار [...]
پنجشنبه ۲۰م فروردین ۱۳۸۸ در ۴:۵۳ ب.ظ
سازمان حفاظت محیط زیست باید با کمک مردم حیوانات قابل
شکار(مانند:کبک-هوبره-قرقاول-آهو-جبیرو…) را افزایش دهد تا مردم ایران هم از ورزش شکار بهرمند شوند
پنجشنبه ۳م دی ۱۳۸۸ در ۹:۱۵ ب.ظ
خدا به این مریضا (شکارچیان) شفاء بده. اینا واقعاً نیازمند روانکاوی هستن!
جمعه ۴م دی ۱۳۸۸ در ۱:۱۱ ق.ظ
آمین.
دوشنبه ۲۸م دی ۱۳۸۸ در ۹:۲۶ ب.ظ
سلام، در خصوص کامنت یک آدم ذاتا تابلو، باید عرض کنم که بهتر بود ایشان کامنت نمی زاشتند، چراکه همه رو به این خاطر که ایشان می تواند مانند بقیه بنویسد و بخواند، اما از عقل سالمی برخوردار نیستند می آزارند. واقعا جناب آقای محمدرضا، باید عرض کنم که شما ابلهی بیش نیستید. (شاید دیر شده باشه نوشتن این کامنت، اما نوشتنش واجب بود).
دوشنبه ۲۸م دی ۱۳۸۸ در ۹:۳۲ ب.ظ
محمدرضا جان، امیدوارم آدم هایی که از دار و دسته ی شما هستند رو شکار کنند تا نسلتون کلا از روی این زمین کنده شه که دارید خیلی اذیت می کنید… امیدوارم که این ژن کثیف شما آدما (محمدرضا خان ها) یکجا متوقف شه و دیگه وجود پیدا نکنید…
آمین…!
شنبه ۳م بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۲ ق.ظ
آنچه همیشه ما را به سقوط کشانده افراط و تفریط است…دوست عزیزم چگونه می توانی شکار و شکارچی را نفی کنید در حالی که وجود دارند و تمام دنیا نیز هستند.
یادمان باشد جیم کوربت شکارچی بودف اسکندر فیروز نیز و بیژن دره شوری و دیگران و دیگران…پرنس برنهارد شاهزاده هلندی نیز شکارچی بود که چه بسیار کمک کرده به wwf
بیاییم واقع بین باشیم…هوشنگ ضیایی میگفت وقتی مدیر کل فارس بوده جلسات منظمی با شکارچیان داشته تا دریابد اوضاع کدام مناطق بهتر است و کدام بدتر که حفاظت بشتری دارد میگوید بهترین نتیجه در در تعامل با شکارچیان گرفته است… نمی توانیم شکار را حذف کنیم ثمره این نگاه افراطی را شما بهتر از من می دانید…
در ضمن لازم است میان شکارکش و شکارچی فرق قایل شد…موضوعی مفصل است و واقعی و صد البته علمی که با احساسات خیلی ها ممکن است در تضاد باشد
پاسخ:
درود بر سام عزیز … گاه شکار می تواند یک ضرورت باشد، به ویژه از منظر ایجاد بالانس در جمعیت های جانوری که دشمن طبیعی خود را به هر دلیل از دست داده باشند. اما سخن من در باره خوی حیوانی برخی آدم زمینی هاست که از ریختن خون یک جاندار برای تفریح لذت می برند. من با شکار به عنوان یک ورزش و تفریح مخالفم سام عزیز و متاسفم که تو موافقی.
شنبه ۳م بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۹ ق.ظ
بد نیست اضافه بسیاری از کشورهای دنیا نظیر انگلستان و آمریکا و حتی آلمان جانوران را پرورش می دهند برای شکار…یادمان باشد بخشی از مدیریت حیات وحش که یک علم است نه تفنن و بازیچه چند کودک، توجه به شکار و شکارچی است…نکته این است در کشور ما جمعیت حیات وحش رو به افول است به خصوص حیات وحش بزرگ جثه، حالا شما اگر درها را ببندید که کسی نرود شکار این کار عملی است؟ آیا نتیجه عکس نمی دهد. از قضا شکارچیان و نه شکارکشها علاقه دارند جانوران منقرض نشوند تا مرتب با این تفریح/ورزش (یا هرچه شما بنامید) مشغول باشند…پس می توان از این موقعیت برای بهبود جمعیت حیات وحش استفاده کرد نه با بیمار خواندنشان کینه و کدورتی دیرسال را چون زخمی آماس کرده است نمک پاشید.
پاسخ:
پرورش حیوان برای شکار مثل پرورش گلادیاتور در دوران روم باستان یا پرورش گاو در اسپانیا برای آن تفریح انزجارآور است. چرا چنین مثالهایی می آوری رفیق من؟ حالا چون آنجا این کار را می کنند؛ درست است؟! آنها خیلی کارهای دیگر هم می کنند! نمی کنند؟
شنبه ۳م بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۱ ق.ظ
neveste haye shoma ro taghriban be tazegi mikhonam.ghalame khobi darin vali behtare az ghalmtoon baraye motahed kardan estefde bokonid ta motafaregh kardan,dar tamame donya shekarchi ha hafzae mohitzist bode ,hastand va khahand bood.man ahle neveshtan nistam ama be nazare man dar weblog nevisi bayad janbe takhasos ham dar nazar gerefte beshe va hamintor ensaf.dar zemn afrad nabayad baraye mobara kardane khod az kaasti haye mojod dar in zamane, baraye nasle ayande inkar ra dastaviz gharar dahand.
پاسخ:
درود بر جناب عبدالله سالاری. نصایح شما را به طور اصولی می پذیرم. کاش وارد جزییات می شدید و در باره مصداق ها هم صحبت می کردید تا بهتر و سزاوارانه تر سؤتفاهم های احتمالی را بتوان برطرف کرد.
زنده باشید.
شنبه ۳م بهمن ۱۳۸۸ در ۴:۴۱ ب.ظ
نه تنهاشما بلکه مسئولین هم نمیتونن جلوی شکار رو بگیرن.بجای این مزخرفات محیط زیست با بخش خصوصی اقدام به ازدیاد شکار و ایجاد شکارگاههای خصوصی باشه.مثل اروپا.شکار بهترین ورزشه وخیلی بهتر از کراکوکریستال.شماشکارچی نبوده ولذت شکارودرک نمیکنین.افتخار یک شکارچی ورزشی عکس گرفته.
شنبه ۳م بهمن ۱۳۸۸ در ۶:۱۱ ب.ظ
هانتر جان برایتان متاسفم. شما حتا معنای سلام را هم در نمی یابید! می یابید؟ آیا برای انتقاد باید اینگونه سخیف واژگان را به اسارت برد؟ “مزخرف” چیست برادر من؟ این که می گویم: عکس گرفتن در کنار لاشه یک حیوان بی گناه نباید به ویترین افتخارات یک انسان اضافه شود؟ فکر می کنی چرا آدمهایی چون هوشنگ ضیایی یا اینانلو یا … دیگر حاضر به نمایش تصاویرشان در کنار لاشه شکارهاشان نیستند؟!
مرد آن است که بپذیرد زمانه تغییر کرده و باید همواره رو به جلو داشت. گاه وقتی دشمن طبیعی یک جاندار را از بین می بریم، برای حفظ و برقراری تعادل در زنجیره غذایی می توان به صورتی خردمندانه اقدام به شکار کرد. اما شکار در سرزمینی که بیش از ۹۰ درصد جاندارانش در حال انقراض هستند، یعنی چه؟!
درود بر شما.
شنبه ۳م بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۰۵ ب.ظ
درویش عزیزم
بحث بر سر شکار مثل بحث بر سر وجود یا عدم وجود خداست …هر دو گروه دلایلی دارند که دیگری را رد میکند…موضوع این نیست که من موافق شکارم یا شما مخالف یا برعکس..موضوع ساده است. افرادی هستند که شکار میروند تا کنون هم کسی نتوانسته شمار آنان را کم کند یا مانعشان شود…چه در ایران چه در سایر نقاط. اگر من مثالی از سایر کشورها آوردم برای این که عرض کرده باشم آنان نیز که از قضا از من و شما کاتولیکتر هستند نتوانسته ان با تدبیر و سعه صدرشان شکارچیان را متوقف کنند…به نظرم به جای متهم کردنشان یا نادیده گرفتن و تقبیحشان از آنچه شما و دیگران تهدید مینامند فرصتی ساخت…پیشتر نیز عرض کردم شکار یک واقعیت در علم مدیریت حیات وحش است…و با احساسات ممکن است همخوانی نداشته باشد…
در ضمن درویش عزیز یک بار خواستم واقع بین باشم شما نگذاشتی
گذشته از این تمام حرف من شکار ورزشی است نه شکار کشی
شنبه ۳م بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۱۴ ب.ظ
خب مساله این است که حتا همان اسکندر فیروز و هوشنگ ضیایی هم حالا دیگر امکان ندارد شکار کنند، چه ورزشی و چه غیر از آن. این را هر دو این عزیزان به من گفته اند. حتا دره شوری هم همچنین. می دانی که او نیز روزگاری شکار می کرده است. اینانلو هم که رسماً در برابر دوربین های تلویزیونی در برنامه آقای بی رنگ توبه کرد! نکرد؟
شکار فقط موقعی مجاز است که کارکرد اکوسیستمی داشته باشد. وگرنه تفریح کردن و پول درآوردن از راه خون ریختن یک موجود زنده و بی آزار عین نامردی است! نیست؟
در ضمن اگر واقع بینی این است سام عزیز؛ جون مادرت واقع بین نباش. یه کاری داری می کنی که در این باره یه یادداشت بنویسم رفیق! خودت را آماده کن می خوام بیارمت رو آنتن! نیارمت؟
دوشنبه ۵م بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۴ ب.ظ
[...] - عکس گرفتن در کنار لاشهی شکار به چه معنی است؟! AKPC_IDS += [...]
سه شنبه ۶م بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۴ ق.ظ
از اینکه مسائل محیط زیستی رو مطرح می کنید ممنونم، واقعا ما به کارشناسایی مثل شما برای فرهنگ سازی خیلی احتیاج داریم.
شکار چیز بدی نیست، اما اینی که توی کشور ما انجام میشه در واقع قتل عام آخرین بازمانده های حیات وحش تقریبا نابود شده ماست. اگر ما ۱۰۰ هزار تا گوزن داشته باشیم کشتن ۱۰۰ تاشون شاید اشکالی نداره، اما وقتی این تعداد انقدر کمه که انقراض حیوون رو حتمی میدونیم واقعا مجازات مالی مسخره ترین نوع مجازاته.
متاسفم که بیشتر مردم ما نه برای محیط زیست، نه برای طبیعت هیچ ارزشی قائل نیستند.
سه شنبه ۶م بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۲۷ ب.ظ
درود بر پیمان عزیز. با نظرت موافقم. شکار فقط زمانی جایز است که انجام آن به نفع حیات وحش و پایداری بیشترش تمام شود.
دوشنبه ۱۹م بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۳۶ ب.ظ
به راستی که بسیاری از ما از روی شکم سخن می گوئیم. کسی نمی اندیشد که هستی ما در گرو گوشت و گیاه و آب است و هر لخظه صدها تن آدمی زاده می شود که جا را برای دیگر جانداران تنگ و تنگ تر می کند . اگر دوست دارید جاندار و گیاه زیاد شود تحمه آدمیزاد را برکنید و جهان را برای جانوران بگذارید.راستی چه تفاوتی میان یک کشتارگر گاو و گدسفند و مرغ و ماکیان با شکارچی بز و کل و قوچ و میش وو.. است؟ اگر دوستدار جاندارانی مکش و مخور و بمیر. یا دست کم کمتر بچه درست کن و به وجود خودت به عنوان پایان نسل کشنده زندگان دیگر، بسنده کن.
دوشنبه ۱۹م بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۳۹ ب.ظ
به راستی که بسیاری از ما از روی شکم سخن می گوئیم. کسی نمی اندیشد که هستی ما در گرو گوشت و گیاه و آب است و هر لحظه صدها تن آدمی زاده می شود که جا را برای دیگر جانداران تنگ و تنگ تر می کند . اگر دوست دارید جاندار و گیاه زیاد شود تخمه آدمیزاد را برکنید و جهان را برای جانوران بگذارید.راستی چه تفاوتی میان یک کشتارگر گاو و گوسفند و مرغ و ماکیان با شکارچی بز و کل و قوچ و میش وو.. است؟ اگر دوستدار جاندارانی مکش و مخور و بمیر. یا دست کم کمتر بچه درست کن و به وجود خودت به عنوان پایان نسل کشنده زندگان دیگر، بسنده کن.
دوشنبه ۱۹م بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۴ ب.ظ
سهراب گرامی:
بارها گفته ام که اگر شکار برای تنظیم جمعیت حیات وحش و پایداری زنجیره غذایی باشد، کسی با آن مخالفتی ندارد. زیرا همواره باید ظرفیت پذیرش سرزمین رعایت گردد. اما این که ما بخواهیم به بهانه تفریح یا ورزش! اقدام به خون ریزی کرده و بدتر آن که در کنار لاشه های خون آلود عکس یِادگاری بگیریم و آن را با افتخار به فرزندان مان نشان دهیم یا کله تاکسیدرمی شده یک گوزن را در اتاق پذیرایی خود آ<یزان کرده و فخر بفروشیم …
اینها را نمی پسندم و به نظرم نشانه ای از دوری گزینی از مدنیت و روح آموزه بیودموکراسی است.
درود …
یکشنبه ۲۵م بهمن ۱۳۸۸ در ۴:۲۰ ق.ظ
In Iran Regime kills people young ,old ,child some times rape boys and girls there is no value for human now you talking about animals pictures they hunting people in city and their homes shame and shame